به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، شهر بهشت در ليلةالقدر بيست و سومين شب ماه مبارك رمضان، پر بود از حال و هوای بارانی و چشمان زائران حرم مطهر رضوی كه به آسمان دوخته شده بودند.
كاش بارانی كه میآيد همه عادتها را با خود ببرد و هر روز روزی تازهتر شود، با اتفاقاتی تازه و با تقديرهايی تازهتر، كاش امشب تقديرمان زيبا نگاشته شود و ليلةالقدر امسال نقطه عطف همه خوبیها باشد.
اينجا میستايند حامد و محمود خويش را و زير لب زمزمه میكنند، «سبحانك يا لا اله الا انت»، «العفو، العفو» می گويند و بغض گلويشان پاره میشود و باز باران، باران، باران...
زمين بوی آسمان گرفته و چه دلانگيز است، ديدن دختر بچهها با چادرهای رنگی كه به سر دارند و دست در دست مادرانشان اراده كردهاند كه امشب تا سحر بيدار بمانند و پسر بچههايی كه بدون توجه به اطراف خود با دقت به رفتار پدرانشان نظاره میكنند و همراه با ركوع، سجود و قنوت پدرهايشان نماز میخوانند.
لبان كودكان نيز امشب زمزمه میكند و حس میكنم فرشتگان محو تماشای ذكر كودكانه و مناجات عاشقانه اين مخلوقات كوچك شده است.
مرواريد غلطان روی گونههای جوانی توجهم را جلب میكند، ناخودآگاه چشم میدوزم و چادرش را روی چشمانش میكشد، سرم را پائين میگيرم و از خود میپرسم، اينجا كجاست؟ فرشتگان بر روی زمين حضور پيدا كردهاند يا انسان بال گشوده و به اوج آسمان پرواز كرده است؟
نه تنها صحن و سرای حرم مطهر علی بن موسی الرضا(ع) بلكه خيابانهای اطراف حرم نيز مملو از جمعيت عاشقان و دلدادگان اهل بيت(ع) است، جمعيتی كه نشان میدهد اسلام مرز ندارد و اگر عاشق باشی از هر گوشه دنيا میتوانی يك دل و يك صدا، شب را نزد ضامن آهو احيا كنی و شايد هم به شوق ضمانتی از جانب غريب الغربا(ع) آمدهاند تا توشه سفر آخرت خويش را از امام مهربانيها برگيرند.
ديگر نمیتوانم در خود بگنجم و در خود بيارامم، دلم میخواهد از بودن خويش فراتر روم، وقتی كبوتران گنبد طلائی حضرت رضا(ع) را میبينم، شوق پرواز در درونم شعلهور میشود، اين جامه بر من تنگی میكند و چه خيال انگيز و جان بخش است حس پرواز.
آسمان و زمين تفكيك نمیشود و هر فرد سهم تمام آينههای شكسته صحن و سرای حرم شده است و شايد قلبهای شب زندهداران در آينههای شكسته تجلی پيدا كرده كه امشب اينگونه زيبا جلوه ميكند. اينجا طلسم گنج خدايی شكسته است، هر كس گوشهای كز كرده و مرواريد نهان وجود خود را پيدا میكند.
در جوار بارگاه منور رضوی به عظمت نام علی(ع) در شب سوم شهادت اول مظلوم عالم شب تا سحر میخوانند: «با يك نفس تمام جهنم شود بهشت... گويند اگر تمام جهنميان علی(ع)»
محو تماشای نگاه پرفروغ پيرمرد ويلچرنشيني میشوم كه سر بر آسمان بلند كرده و قرآن به دست نجوا ميكند: «خدايا! همه جوانان را عاقبت به خير بگردان»، اين جمله چنان آشفتهام میكند كه از خدا میخواهم از من بگيرد، هرآنچه پروردگارم را از من میگيرد.
دعای جوشن كبير رو به اتمام است و محبان اهل بيت(ع) قرآن بر سر گرفته و معبود خويش را قسم میدهند، شانههايشان می لرزد و صدای هقهقشان بلند میشود: «بك يا الله ... بك يا الله ... بك يا الله ...»
سحر نزديك است و دقایق پايانی شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان با نوای «اللهم عجل لوليك الفرج...» به پايان میرسد، اميد كه در صف ياران مهدی موعود(عج) قرار بگيريم و در نامه تقدير امشبمان مهر سربازی امام زمان(عج) رقم خورده باشد، انشاءالله
معصومه فروغ