آيتالله محمدرضا نكونام، استاد سطح عالی حوزه علميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) در ادامه پاسخ به عبدالكريم سروش در خصوص خوابنامه بودن قرآن و انسانی و رويايی بودن منشا قرآن، گفت: آقای سروش در مقاله خود مدعی شده است تجربه پيامبر اكرم قدسی است، ولی زبان اين تجربه الهی نيست؛ در حالی كه قرآن كريم زبان وحی است نه زبان رؤيا؛ پيامبر اكرم صلیاللهعليهوآله هم محتوا و معنا و هم واژگان قرآن كريم را با محتوای فرازمانی خود از حق تعالی گرفته و جنبه حقی، الهی و قدسی در مرتبه وحی هيچ گونه خلطی با زمينه خلقی انسانی ندارد تا زبان آن بشری دانسته شود؛ همچنين ديگر نمیشود ادعا كرد پيامبر اكرم صلیاللهعليهوآله راوی قرآن است، نه مخاطب و مخبر آن؛ زيرا اين ادعا، وحی را از وجه ربوبی و حقانی كه دارد به وجه بشری تنزل میدهد؛ در حالی كه گفتيم نزول وحی امری الهی است و زبان وحی نيز حقی است و مقام ختمی صلیاللهعليهوآله تنها پذيرای آن بوده است.
وی پيرامون نظم زبان قرآن كريم نيز تصريح كرد: نوشتار ياد شده يكی از نشانههای متنی و ساختاری قرآن كريم بر اين كه روايتی از رؤياست را گسستگی نظم قرآن كريم و تكرار فراوان آن میشمرد؛ بايد توجه داشت گسستگی مطالب و نداشتن سبك رايج مَدرسی غير از نزول تدريجی و نازل نشدن يكجای قرآن كريم است و با پراكندگی موضوعات و مطالب آن تفاوت دارد و اشكال ايشان اين است كه چرا مطالب هر موضوعی به صورت يكجا و مدرسی و بدون تكرار نيامده است؟ در پاسخ بايد گفت كه قرآن كريم شناسه هستی است و گوناگونی آن موقعيت منظم پديدههای متفاوت را بيان میدارد.
اين استاد سطح عالی حوزه، اظهار كرد: قرآن كريم شگرفترين كتاب وحی است كه همه معارف و حقايق تمامی عوالم ظهوری را از شروع خلقت تا قيامت در خود جای داده است؛ اگر قرآن كريم را با موجودیِ زمين و آسمان و هر آنچه هست تطبيق كنند، نه آيهای بدون مقابل وجود خارجی میماند و نه شیءای خارجی است كه آيهای برای آن نازل نشده باشد و به بيان قرآن كريم؛ «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی كِتَابٍ مُبِينٍ»؛ عظمت قرآن كريم در اين است كه شناسه تمامی پديدههای هستی است و بر نظم خاص آن است كه آيات و واژگان خود را چينش داده است و پراكندگی و گسستگی ظاهری آن كه ادعا شده است از رهگذر اين حقيقت است كه موزون و منظم يافت میشود؛ اگرچه درك چنين نظمی خود نياز به مقام عصمت دارد كه بيانگر كامل قرآن كريم است و با انديشههای محدود و كوتاه يافت نمیشود؛ هرچند صاحبان علم و معرفت دور از ادراك حقايق قرآن كريم نيستند.
وی افزود: جهان يك وحدت طبيعی است و ويژگی حقيقی آن نظم آن است كه دارای مراتب بی پايان است؛ بهطوری كه هر يك از تعينات آن، اثرات خاص خود را میبخشد و همه مراتب از هماهنگی تام برخوردار است و نيز هر پديدهای چينش خاص خود را دارد؛ پس جهان مجموعهای نامنظم نيست و چنين سخنی گزافهای بيش نيست كه جهان علم و دانش گواه آن است؛ گوناگونی جهان عين نظم آن است؛ نظم؛ آن چينش طبيعی موزونی است كه حركت و غايت در آن نقش اساسی داشته باشد و هر يك از موجودات سير طبيعی خود را دنبال كند نه آن كه تمامی موجودات كليشهای، تكراری و يكسان باشند.
اين نويسنده حوزوی يادآور شد: بنابراين، همانطور كه درباره قرآن كريم گفتيم، اين كتاب الهى شناسنامه هستى است؛ میتوان معنای هستی و جهان را در مورد قرآن كريم نيز آورد و گفت كه قرآن وحدتی است كه مراتب بیپايان دارد و دارای چينش طبيعی خاصی است كه تفاوت و تكرار آن، خود حكايت از نظم ربوبی دارد؛ مطالب قرآن كريم موزون و متنوع است و در منتهای چينش منطقی و ترتيبی، چهرههای گوناگونی دارد و هر يك از موضوعات آن با هم نقش كاملی میيابد.
نويسنده كتاب تحرير التحرير تصريح كرد: از آنچه گذشت به نيكی دريافت میشود كه نمیتوان از گسستگی آيات قرآن كريم و تكرار آن سخن گفت و آن را نشانهای بر روايت بودن آن از رؤيا قرار داد.
وی در رابطه با گويايی رؤيای رسول اكرم صلیاللهعليهوآله نيز گفت: رؤيا، ظهوری از جلوه روح و جسم و روان و تن آدمی است كه در خواب به خود صورت میدهد و انسان آن را بهخوبی میيابد؛ خواه آن امر دارای جهات مادی يا فراتر از ماده و امور معنوی باشد و خواه دارای جهات منفی باشد؛ آنچه گفته شد مربوط به اصل رؤيا و خواب ديدن است، ولی رؤياهای افراد با توجه به مرتبهی كمالی آنها متفاوت است؛ اگر بر فرض محال، قرآن كريم خوابنامه و رؤيا باشد، چون مرتبه كمالی نفس در ابهام يا شفافی رؤيا مؤثر است، چنين نيست كه تمامی رؤياها آنگونه كه ايشان مدعی است مهآلود و رمزآلود باشد و قرآن كريم بايد از سنخ رؤياهای گويا و شفاف باشد كه نيازمند تعبير نيست.
نويسنده كتاب آفرينش انسان و ماترياليسم، افزود: بايد توجه داشت ايشان از رؤياهای پيامبر اكرم صلیاللهعليهوآله میگويد نه فردی عادی؛ رؤياهای آن حضرت صلیاللهعليهوآله با توجه به مرتبه كمالی كه دارند شفاف و گوياست و نيز چون تعبير آن با خود آن حضرت است هيچ گونه ابهامی برای ايشان ندارد؛ بايد دقت شود در جهت جنبه بشری چنين است كه هرچه مراتب كمالی فرد بيشتر باشد، صراحت، صداقت، آشكاری و صفا و صافی بودن وی در گفتههای او نيز بيشتر به چشم میخورد و كمتر اهمال، اجمال و ابهامی در كلام خود میآورد؛ اگرچه حتی بهترين رؤياهای نبی اكرم صلیاللهعليهوآله رؤياست و وحی نيست و با ساختار وحی تفاوت دارد؛ هر چند از اين سو نيز رؤياهای رسول اكرم صلیاللهعليهوآله در اوج شفافی و آشكاری است و نمیشود آن را با رؤياهای افراد عادی مقايسه كرد.
وی عنوان كرد: تفاوت مرتبه اين رؤياها چنان فراوان و طولانی است كه ويژگیهای يكی به ديگری قابل سرايت نيست و نبايد آن را مانند رؤيايی دانست كه همگان میبينند و به آن زبان میگشايند؛ چنين رؤياهايی از باطن اوليای حق و ظهورات حقی در نهاد آنان خبر میدهد و ايشان را بهسوی غيب و حقايق مرموز و پنهانی متوجه میدارد؛ چنين خوابهايی هم خود روشن و گوياست و هم زبانی كه آن را روايت میكند و چيزی در آن پيش و پس نمیشود و كمی و افزونی نمیپذيرد و بخشی از لوازم نبوت و پيغمبری نازل است، ولی نه وحی است و نه با رؤيايی كه عموم افراد آن را دارند يكسان است.
نويسنده كتاب قرآن كريم و زمينههای اقتصادی، اظهار كرد: البته اين بدان معنا نيست كه افراد عادی بهطور كلی از خوابهای مبشر بیبهره باشند و در طول عمر خود آن را تجربه نكرده باشند؛ رؤياهای مقام ختمی صلیاللهعليهوآله تمامی صاف، سالم و حقيقی است و همانگونه هم روايت شده است؛ به اين معنا كه حقيقتی در رؤيای آن حضرت صلیاللهعليهوآله كاسته يا افزوده نمیشود و مبالغهآميز نمیگردد و رؤيای ديده شده همان صورت خارجی و حقيقت پديده است؛ زيرا رؤياهای آن حضرت وزان ملكوتی دارد و ملكوت رؤياست؛ همانطور كه آن حضرت صلیاللهعليهوآله ملكوت هر چيزی را هم در خواب و هم در بيداری میبينند و برای همين است كه میتوانند پديدهها را از پشت سر هم مشاهده كنند؛ چرا كه با ملكوت آنها و با اين پديدهها در ارتباط هستند و رؤيای جنگ بدر و ديدن ميمونها بر منبر بر اساس اين اصل است كه تعبير میيابد و بايد خواب و مصداق حقيقی آن را يافت تا دانست به واقع رؤيا بر مصداق خارجی و حقيقی آن بدون هيچ تصرفی قابل انطباق است؛ هرچند فرد عادی در وصول به متن حقيقت كمتر موفق است و بيشتر درگير خيال و توهم میگردد.
اين استاد سطح عالی حوزه علميه قم، يادآور شد: اين نقد بر نويسنده وارد است كه چرا وی از رؤياهای رسول اكرم صلیاللهعليهوآله میگويد ولی در توضيح، آن را به اوصاف خوابهای پريشان متهم میسازد و نيز آياتی كه بيانگر رؤيايی بوده و زبان رؤيايی از پيامبران و اوليای به حق را در خود دارد میآورد و زبان آن آيه را كه در بيان رؤيا روشن و گوياست و رؤيای آن نيز شفاف است زبان نمادين و رؤيايی قرآن كريم قرار میدهد و آن را نيازمند تعبير میخواند و اين خلط از آن رو پيش آمده است كه وی رؤياها را بهدرستی نمیشناسد.
نويسنده كتاب الفهرس الحديث لآيات الاحكام، عنوان كرد: خوابهای مؤمنان بهحق و اوليای خداوند از سنخ خوابهای مبشر و گويا و يافتههای ملكوتی است كه نيازی به تعبير ندارد و در اين صورت، حتی اگر به فرض محال، تمامی قرآن كريم خوابنامه باشد، هيچ تغيير الگوی بنيادی پيش نمیآيد و تعبير بايد همان مسيری را برود كه تفسير در روشی درست رفته است آن هم در جهت آگاهی به زبان قرآن كريم كه به خودی خود روشن و مبين است؛ اگرچه وحی با رؤيا متفاوت است و با هم همگونی ندارد.
وی در خصوص نقد روش بحث و ساختار ارايه آن، گفت: نوشته ياد شده برای فهم زبان قرآن كريم فاقد روش است؛ هرچند وی مدعی است نگاهی پديدارشناسانه به قرآن كريم دارد، ولی منطق فهم پديدارشناسانه قرآن كريم را رعايت نمیكند و به دادههای قرآن كريم در مورد زبان خود توجه ندارد و زبان روشن و گويای آن را مهآلود و رمزآلود جلوه میدهد؛ در حالی كه اگر روش تفسيری قرآن كريم درست و مبتنی بر انس با آن باشد و نيز دانش تأويل آن آموخته شود كه تمامی در جهت آموزش زبان است ـ دانسته میشود هويت و حقيقت زبان قرآن كريم به خودی خود آشكار است و خود با گفتهخوان زبان میگشايد بدون آن كه دانش تعبير كه دانشی اعطايی به اوليای الهی است در آن دخالتی داشته باشد؛ دانشی كه از آن در كتاب «اصول و قواعد تعبير خواب» سخن گفتهايم.
وی افزود: اين نوشته در تبيين ادعای خود تقليدوار از اين عالم و آن عارف سخنانی را نقل میكند؛ سخنانی كه پيوستارهای نوشتاری ايشان نشان میدهد توان تحليل علمی و درست آن را ندارد؛ همچنين با دخالت دادن احساس و عاطفه در انديشه و انگيزش در بينش به استناد شعر يا عبارات پردازشی خود، مطلبی را مسلم و پذيرفته شده آورده كه قابل نقد و رد است؛ نويسنده به ساحت عرفان و نگاه هستیشناسی كه میرسد فروتنانه اعتراف میكند كه «نگارنده تهور و توان عروج بر آن بامهاى بلند را ندارد و از قصور پاى چوبين و بىتمكين خرد (خويش)، نيك باخبر است.»؛ عجيب اين است كه وی در اين ميدان بشری چنين خاضعانه خود را افتاده میكند، گويی كلام مثنوی و همانند آن وحی عالی است، ولی ساحت بلند قرآن كريم كه تنها كتاب درست خداست مورد غفلت وی قرار میگيرد و به بهانهی رويكرد پديدارشناسانه، نظريهپردازی عجولانه در اين ساحت را بر خود روا میدارد و آن را به تهور، تفصيل میدهد و زحمت تجسس شاهد و تفحص گواه ـ كه البته نابهجاست ـ را بر خود هموار میسازد و برای ادعايی كه خلطها و خبطهای آن فراوان است آن هم در مورد تنها كتاب جناب حضرت حق تعالی كه بر مقربترين، گرامیترين و عزيزترين بنده محبوبی خويش؛ حضرت رسول اكرم صلیاللهعليهوآله فرو فرستاده است، احتياط روا نمیدارد.
نويسنده كتاب التمهيد فی شرح قواعد التوحيد، يادآور شد: ای كاش نويسنده به جای نگاه پديدارشناسانه خام به قرآن كريم، در محضر استادی كارآزموده شاگردی میكرد و نخست عوالم ماورايی و باطنی و زبان تعبيری آن را میيافت و ای كاش وی در شناخت رؤياها توانمند بود و آنگاه از رؤيا سخن میگفت و البته، ای كاش حوزهها و عالمان دينی صبوری پيشه میكردند و چنين شاگردان بااستعدادی را از خود دور نمیساختند و آنان را در مباحث معرفتی كارآزموده میكردند تا برای جهان اسلام، به سلامت مؤثر میافتادند.