کد خبر: 2576925
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۶
نقد و بررسی قرآن‌پژوهی مستشرقين/18

تشابه اشكالات مستشرقان به گفتار مشركان در خصوص وحی

گروه انديشه: اشكالاتی كه مستشرقان در خصوص پديده وحی مطرح كرده‌اند، از سنخ اشكالاتی است كه كفار به انبياء(ع) می‌كردند؛ در قرآن كريم آيات متعددی داريم كه كفار به انبيا می‌گفتند كه اگر خدا بخواهد رسولی بفرستد بايد فرشتگان را بفرستد كه از سنخ عالم غيب هستند.

حامد شيواپور، عضو هيئت علمی گروه معارف قرآن دانشگاه مفيد قم در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به بررسی ابعاد وحی از منظر مستشرقان و اشكالات آن‌ها به وحی پرداخت و در اين رابطه گفت: برخی از مستشرقان، وحی را براساس نظريه تجربه دينی تبيين كرده‌اند و گفته‌اند كه وحيی كه بر پيامبر اسلام(ص) نازل می‌شود، از سنخ همان تجارب دينی است كه همه معتقدان به اديان، آن احوال را پيدا می‌كنند؛ مانند خوابی كه يك فرد می‌بيند كه ممكن است درست يا غلط باشد و لزوما ضمانت صدق ندارد؛ كشف و شهودی كه در اصطلاح به آن تجربه دينی می‌گويند. آن‌ها خواسته‌اند بگويند كه وحی چيزی از سنخ تجربه دينی است.
وی با اشاره به مبنای تفسير وحی از سوی مستشرقين، اظهار كرد: در تبيين‌های مختلف وحی، موضوع برجسته آن است كه مستشرقان چون در دوره جديد زندگی می‌كردند و در دوره جديد رابطه خدا و انسان منقطع شده، چنان می‌انديشند كه به قول نيچه مرگ خدا رخ داده و خدا در انديشه انسان جديد مرده است و انسان جديد ديگر انسان الهی و خدامحور نيست و قادر به فهم و اذعان اين مطلب نيست كه انسان می‌تواند با خدا ارتباط داشته باشد.
وی افزود: آن چيزی كه منشا همه اين تبيين‌های غيرمنصفانه و آن چيزی كه خلاف اعتقادات ما است، آن است كه در واقع مستشرق‌ها گويی برايشان سنگين و غيرقابل پذيرش بوده كه انسانی بتواند با خدای متعال ارتباط مستقيم داشته باشد و از جانب خداوند جهانيان معارفی را دريافت و منتقل كند.
شيواپور گفت: چون اين حقيقت برايشان سنگين و غيرقابل پذيرش بوده كه بشری با خدا ارتباط داشته باشد، تمام اين تبيين‌ها برای اين است كه به طرق مختلف، منشا وحی و معارف قرآن كريم را خود شخص پيامبر(ص) معرفی كنند؛ چه اين‌كه وحی را به ضمير ناخودآگاه پيامبر(ص) مرتبط كنند، چه اين‌كه به تجربه دينی تاسی كنند يا كشف و شهود پيامبر(ص) را مانند كشف و شهود افراد مختلفی كه در اديان گوناگون وجود دارند، تطبيق دهند يا اقتباس پيامبر از يهود يا مسيحيت را مطرح كنند؛ بالاخره مستشرقين خواسته‌اند كه قرآن را چنان تبيين كنند كه منشا وحی، خود پيامبر(ص) باشد، نه ارتباط يك انسان به نام پيامبر با خدا.
وی در ادامه گفت: اين‌كه پيامبر اين معارف را از خدا بگيرد، برای مستشرقين پذيرفتنی نيست و به انحای گوناگون سعی كردند به اين بيان برسند كه انسان نمی‌تواند با خدا به صورت مستقيم ارتباط داشته باشد و با تعابيری از اين سنخ، اشكالاتی را مطرح كرده‌اند كه كفار نسبت به انبيا مطرح می‌كردند. در قرآن كريم آيات متعددی داريم كه كفار به انبيا می‌گفتند كه اگر خدا بخواهد رسولی بفرستد، بايد فرشتگان را بفرستد كه از سنخ عالم غيب هستند.
شيواپور گفت: از نظر اين افراد، انسانی مثل ما كه در بازارها رفت و آمد می‌كند، غذا می‌خورد، آب می‌نوشد و بدن مادی دارد، نمی‌تواند مدعی شود كه با خدا ارتباط دارد، بلكه تنها كسی می‌تواند مدعی ارتباط با خدا شود كه خودش از عالم غيب باشد؛ مانند فرشته‌ها.
وی در پايان گفت: اين نكته‌ای است كه در ذهن مستشرقان وجود دارد و به نظر می‌رسد همان چيزی است كه در ذهن كفار و مشركان در عصر انبيا(ع) بوده است كه ارتباط مستقيم انسان و خدا را گويا قبول نداشتند و برايشان پذيرفتنی نبوده است و لذا می‌گفتند كه فرشتگان بايد نماينده خدا باشند و از جانب خدا پيام بياورند.
captcha