کد خبر: 2594119
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۱۹

تكيه بر روايات ضعيف و ذوقيات؛ عامل انحراف ديدگاه مستشرقان درباره قرآن

گروه حوزه‎های علميه: حجت‎الاسلام اسكندرلو يكی از مشكلات اصلی خاورشناسان به ويژه در بحث ترتيب نزول و تاريخ‌گذاری قرآن را اتكای آنان به روايات ضعيف و به كار بردن ذوقيات خود عنوان كرد.

حجت‌الاسلام محمدجواد اسكندرلو، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) در گفت‎وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) با بيان اينكه مراد از «تاريخ‏گذارى قرآن» تعيين تاريخ نزول آيات و سور قرآن است گفت: با توجه به اين‌كه اين موضوع پژوهشى تاريخى است، مبنا و روش تحقيق درست آن، استناد به دلايل تاريخى، روايات معتبر و مضامين آيات و سور است؛ بدين لحاظ، قرآن‏پژوهان مسلمان، اغلب در اين زمينه به روايت ابن عباس استناد كرده‏اند و براساس آن به ترتيب نزول سوره‏ها پرداخته‏اند، ولى خاورشناسان از آن‌جا كه بيشتر بررسى لحن، آهنگ و سبك آيات و سور را ملاك و مبناى تحقيق خود قرار داده‏اند به روايات ضعيف استناد كرده‌اند.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهار كرد: خاورشناسان در اين زمينه به روايات ضعيف استناد جسته‏ و به نتايج نادرستی دست يافته‏اند، به گونه‏اى كه نتيجه پژوهش آن‌ها در ارائه ترتيب سوره‏ها نه تنها با ترتيب روایى ناسازگار است، بلكه ميان ترتيب‏هاى خودشان نيز تفاوت و ناسازگارى‏هاى بسيار زيادى مشاهده مى‏شود و اين نشان می‌دهد كه معيارها و مبانى آن‌ها چيزى جز ذوقیّات و تخیّلات محض نبوده است.
وی با بيان اينكه مهم‏ترين خاورشناسانى كه در اين مقوله به گونه مفصّل تحقيق كرده‏اند، عبارت‌اند از تئودور نولدكه، گوستاووايل، رودول، بلاشر، ريچاردبل، ويليام موير، گريم و هرشفلد يادآور شد: از ميان نامبردگان، فقط ريچاردبل به تاريخ‏گذارى آيات پرداخته است، ولى ديگران محور پژوهش خود را تاريخ‏گذارى سوره‏ها قرار داده‏اند.
اين قرآن‌پژوه اظهار كرد: ريچاردبل برای قرآن ترجمه‌ای شيوا همراه با توضيحات، در دو جلد به زبان انگليسى ارائه و در آن تلاش كرده است كه در قالب آرایى انتقادى، به تجديد ترتيب و توالى قرآن كريم بپردازد؛ البته وی در اين كتاب همه يادداشت‏هایى را كه ثابت كننده آرا و نظريات او درباره چگونگى آرايش سوره‏ها بود، انتشار نداد، تا اين‌كه در سال 1953 ميلادى، كتاب مقدمة قرآن را در تكميل ترجمه‏اش منتشر نمود. اين كتاب از هشت فصل تشكيل شده است.
اسكندرلو تصريح كرد: فصل اول اين كتاب درباره موقعیّت تاريخى حضرت محمد(ص) است و در فصل دوم، ريشه و اصل قرآن و مسئلة جمع قرآن و روايات آن بحث و بررسى شده است؛ شكل و صورت قرآن، سبك‏ها و اسلوب‏هاى بيانى قرآن و تهيه و تنظيم سوره‏ها و ترتيب نزول از ديگر فصول كتاب به شمار می‌رود.
استاد حوزه علميه قم و جامعه‎المصطفی(ص) گفت: بل در اين فصل(ترتيب نزول) ابتدا ارزش واقعى روايات ترتيب نزول را ردّ و ديدگاه‏هاى نولدكه، موير، بلاشر، هرشفلد، گريم و رودول را در اين زمينه مطرح كرده است و با ذكر ملاك‏هاى مورد نظر نولدكه در ترتيب و طبقه‏بندى سوره‏ها، پژوهش او را به بوتة نقد گذاشته است.
وی افزود: وی سرانجام جدولى از ترتيب‏هاى قرآنى مانند ترتيب مصحف عثمانى، موير، نولدكه و گريم ارائه مى‏كند، ولى يادآور می‌شود كه رسيدن به ترتيب نزولى كه نسبت به همة سوره‏هاى قرآن فراگير باشد، امرى دشوار است؛ از اين رو، پيشنهاد مى‏دهد كه مناسب‏ترين ملاك و ابزار قابل پيروى، وضع اصولى كلى است و آن‌گاه اصول ذيل را مطرح مى‏سازد كه نخست، در صورت فقدان مرجع معين تاريخى، يگانه معيار پى‏بردن به تاريخ تقريبى، «سبك و اسلوب» باشد ولى سرانجام از اين اصل روی برتافته و به دشوارى كاربردِ معيار «سبك» اعتراف كرده است.
اسكندرلو يادآور شد: نكته بعدی از اين پژوهش وی اين است كه او به اين نتيجه رسيد كه مى‏توان به معيارِ «تركيب و ساختار عبارات» روى آورد كه در اين‌جا نيز او عقب‏نشينى و اظهار كرده مواردی استثنایى وجود دارد كه مى‏تواند ما را گرفتار خطا و لغزش كند؛ وى به ترتيبِ سوره‏هاى علق (آيات 1 - 5) و قلم، كه ديگران آن‌ها را نخستين و دومين سوره‏هاى نازل شده در آغاز وحى دانسته‏اند، اعتراض كرده و مى‏گويد كه نزول اين سوره‏ها، بيشتر با مرحلة پس از بعثتِ محمد(ص) سازگار است؛ زيرا در آغاز رسالت او، هيچ تصورى از فرشتگان نبوده است.
اين استاد حوزه گفت: اين ديدگاه به طور مسلّم قابل پذيرش نيست؛ زيرا عرب جاهلى، فرشتگان را در دين و فرهنگ خويش مى‏شناختند و نيز از طريق تعامل با يهوديان و مسيحيان موجود در مكه، توانسته بودند در اين باره، تصورى كسب كنند.
وی اظهار كرد: مراحل تكميل قرآن از ديگر كارهايی است كه وی در پژوهش خود انجام داده است به گونه‌ای كه موضوعات گوناگونى همچون هدف از داستان‏هاى قرآنى، كمال يا نقص قرآن، آيات قدرت و رحمت خدا، داستان‏هاى عذاب، تغيير ديدگاه پيامبر(ص) پس از هجرت، و نام‏هاى قرآن، در اين فصل بحث شده است.
اسكندرلو يادآور شد: بل در اين كتاب، بر خلاف اين ديدگاه كه واحد اصلى وحى همواره به صورت يك سورة كامل بوده است، بر اين باور بود كه آيات وحى در قالب واحدهایى بسيار كوچك‌تر و اغلب اوقات تنها تشكيل يافته از يك يا دو و يا سه آيه بوده و براى چنين ادعاى مهمى هيچ گونه دليلى اقامه نكرده است و حال آن‌كه نزول سوره‏هاى كاملى از قرآن به صورت دفعى، امرى اجماعى است.
وی گفت: طبق استدلال او، تاريخ‏گذارى مناسب آيات قرآنى بايد خود را با اين واحدهاى كوچك‌تر سازگار كند، او سوره‏ها را با تركيب كنونی آن‌ها، به اجزای تشكيل دهندة فرضى تقسيم كرده و سپس با فرايند پيچيده‏اى از تحليلش تلاش كرده تا براى هر يك از اين اقسام، تاريخى ارائه دهد.
captcha