حجتالاسلام محمدجواد اسكندرلو، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با بيان اينكه مراد از «تاريخگذارى قرآن» تعيين تاريخ نزول آيات و سور قرآن است گفت: با توجه به اينكه اين موضوع پژوهشى تاريخى است، مبنا و روش تحقيق درست آن، استناد به دلايل تاريخى، روايات معتبر و مضامين آيات و سور است؛ بدين لحاظ، قرآنپژوهان مسلمان، اغلب در اين زمينه به روايت ابن عباس استناد كردهاند و براساس آن به ترتيب نزول سورهها پرداختهاند، ولى خاورشناسان از آنجا كه بيشتر بررسى لحن، آهنگ و سبك آيات و سور را ملاك و مبناى تحقيق خود قرار دادهاند به روايات ضعيف استناد كردهاند.
عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) اظهار كرد: خاورشناسان در اين زمينه به روايات ضعيف استناد جسته و به نتايج نادرستی دست يافتهاند، به گونهاى كه نتيجه پژوهش آنها در ارائه ترتيب سورهها نه تنها با ترتيب روایى ناسازگار است، بلكه ميان ترتيبهاى خودشان نيز تفاوت و ناسازگارىهاى بسيار زيادى مشاهده مىشود و اين نشان میدهد كه معيارها و مبانى آنها چيزى جز ذوقیّات و تخیّلات محض نبوده است.
وی با بيان اينكه مهمترين خاورشناسانى كه در اين مقوله به گونه مفصّل تحقيق كردهاند، عبارتاند از تئودور نولدكه، گوستاووايل، رودول، بلاشر، ريچاردبل، ويليام موير، گريم و هرشفلد يادآور شد: از ميان نامبردگان، فقط ريچاردبل به تاريخگذارى آيات پرداخته است، ولى ديگران محور پژوهش خود را تاريخگذارى سورهها قرار دادهاند.
اين قرآنپژوه اظهار كرد: ريچاردبل برای قرآن ترجمهای شيوا همراه با توضيحات، در دو جلد به زبان انگليسى ارائه و در آن تلاش كرده است كه در قالب آرایى انتقادى، به تجديد ترتيب و توالى قرآن كريم بپردازد؛ البته وی در اين كتاب همه يادداشتهایى را كه ثابت كننده آرا و نظريات او درباره چگونگى آرايش سورهها بود، انتشار نداد، تا اينكه در سال 1953 ميلادى، كتاب مقدمة قرآن را در تكميل ترجمهاش منتشر نمود. اين كتاب از هشت فصل تشكيل شده است.
اسكندرلو تصريح كرد: فصل اول اين كتاب درباره موقعیّت تاريخى حضرت محمد(ص) است و در فصل دوم، ريشه و اصل قرآن و مسئلة جمع قرآن و روايات آن بحث و بررسى شده است؛ شكل و صورت قرآن، سبكها و اسلوبهاى بيانى قرآن و تهيه و تنظيم سورهها و ترتيب نزول از ديگر فصول كتاب به شمار میرود.
استاد حوزه علميه قم و جامعهالمصطفی(ص) گفت: بل در اين فصل(ترتيب نزول) ابتدا ارزش واقعى روايات ترتيب نزول را ردّ و ديدگاههاى نولدكه، موير، بلاشر، هرشفلد، گريم و رودول را در اين زمينه مطرح كرده است و با ذكر ملاكهاى مورد نظر نولدكه در ترتيب و طبقهبندى سورهها، پژوهش او را به بوتة نقد گذاشته است.
وی افزود: وی سرانجام جدولى از ترتيبهاى قرآنى مانند ترتيب مصحف عثمانى، موير، نولدكه و گريم ارائه مىكند، ولى يادآور میشود كه رسيدن به ترتيب نزولى كه نسبت به همة سورههاى قرآن فراگير باشد، امرى دشوار است؛ از اين رو، پيشنهاد مىدهد كه مناسبترين ملاك و ابزار قابل پيروى، وضع اصولى كلى است و آنگاه اصول ذيل را مطرح مىسازد كه نخست، در صورت فقدان مرجع معين تاريخى، يگانه معيار پىبردن به تاريخ تقريبى، «سبك و اسلوب» باشد ولى سرانجام از اين اصل روی برتافته و به دشوارى كاربردِ معيار «سبك» اعتراف كرده است.
اسكندرلو يادآور شد: نكته بعدی از اين پژوهش وی اين است كه او به اين نتيجه رسيد كه مىتوان به معيارِ «تركيب و ساختار عبارات» روى آورد كه در اينجا نيز او عقبنشينى و اظهار كرده مواردی استثنایى وجود دارد كه مىتواند ما را گرفتار خطا و لغزش كند؛ وى به ترتيبِ سورههاى علق (آيات 1 - 5) و قلم، كه ديگران آنها را نخستين و دومين سورههاى نازل شده در آغاز وحى دانستهاند، اعتراض كرده و مىگويد كه نزول اين سورهها، بيشتر با مرحلة پس از بعثتِ محمد(ص) سازگار است؛ زيرا در آغاز رسالت او، هيچ تصورى از فرشتگان نبوده است.
اين استاد حوزه گفت: اين ديدگاه به طور مسلّم قابل پذيرش نيست؛ زيرا عرب جاهلى، فرشتگان را در دين و فرهنگ خويش مىشناختند و نيز از طريق تعامل با يهوديان و مسيحيان موجود در مكه، توانسته بودند در اين باره، تصورى كسب كنند.
وی اظهار كرد: مراحل تكميل قرآن از ديگر كارهايی است كه وی در پژوهش خود انجام داده است به گونهای كه موضوعات گوناگونى همچون هدف از داستانهاى قرآنى، كمال يا نقص قرآن، آيات قدرت و رحمت خدا، داستانهاى عذاب، تغيير ديدگاه پيامبر(ص) پس از هجرت، و نامهاى قرآن، در اين فصل بحث شده است.
اسكندرلو يادآور شد: بل در اين كتاب، بر خلاف اين ديدگاه كه واحد اصلى وحى همواره به صورت يك سورة كامل بوده است، بر اين باور بود كه آيات وحى در قالب واحدهایى بسيار كوچكتر و اغلب اوقات تنها تشكيل يافته از يك يا دو و يا سه آيه بوده و براى چنين ادعاى مهمى هيچ گونه دليلى اقامه نكرده است و حال آنكه نزول سورههاى كاملى از قرآن به صورت دفعى، امرى اجماعى است.
وی گفت: طبق استدلال او، تاريخگذارى مناسب آيات قرآنى بايد خود را با اين واحدهاى كوچكتر سازگار كند، او سورهها را با تركيب كنونی آنها، به اجزای تشكيل دهندة فرضى تقسيم كرده و سپس با فرايند پيچيدهاى از تحليلش تلاش كرده تا براى هر يك از اين اقسام، تاريخى ارائه دهد.