کد خبر: 2597765
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹
نقد و بررسی قرآن‌پژوهی مستشرقين/ 25

خطای خاورشناسان در تفسير احاديث بدون توجه به قرآن و عقل

گروه انديشه: يكی از آسيب‌های خاورشناسان در پژوهش‌های قرآنی تفاوت مبانی نقد متن در نزد آنان در مقايسه با مبانی نقد متن روايات بر طبق نظر علمی مسلمانان است؛ در اين جا اين سؤال مطرح است كه آيا واقعاً در تحقيقات خاورشناسان اين امر مورد عنايت است كه حديث بايد هم‌سو با قرآن، عقل و تاريخ قطعی باشد.

مجيد معارف، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، در مورد آسيب‌شناسی پژوهش‌های قرآنی خاورشناسان گفت: يكی از نكات مهم در اين‌باره اين است كه اگر خاورشناسان در كنار منابع و مصادر و ديدگاه‌های متعارض اهل سنت، در مسائل مربوط به جمع و تدوين قرآن نگاهی هم به ديدگاه شيعه می‌داشتند، دچار اشتباه در مواضع بينشی خود نمی‌شدند.
معارف ادامه داد: بنابراين يكی از محورهای مهم در آسيب‌شناسی پژوهش‌های قرآنی خاورشناسان، مربوط به مسئله منبع‌شناسی در پژوهش‌های خاورشناسان است كه اين منابع يا غربی‌اند يا از منابع اهل سنت هستند. نكته ديگر كه بر نقصان مطالعات آنها تاثير می‌گذارد، اين است كه خاورشناسان ترجيح می‌دهند به منابع اقدم مراجعه كنند. آنان در روش تحقيق خود سعی می‌كنند به نزديك‌ترين منابع به صدر اسلام مراجعه كنند.
وی اين روش را از جهتی درست دانست و افزود: محقق بايد به منابع اقدم مراجعه كند، اما از طرفی ديگر بايد دانست كه همواره، منابع اقدم مساوی با منابع اصح و متقن نيست؛ به عنوان مثال اگر دو كتاب «مسنـد» احمد ‌بن حنبل و «صحيح» بخاری را مقايسه كنيم، «مسند» احمد حنبل نسبت به «صحيح» بخاری اقدم است، در صورتی كه در نظر اهل سنت، «صحيح» بخاری نسبت به «مسند» احمدبن حنبل اتقن است. به عنوان مثال اگر دو كتاب «تاريخ طبری» و «تاريخ ابن‌كثير» دمشقی را با هم مقايسه كنيم متوجه می‌شويم كه شكی نيست «تاريخ طبری» منبع اقدم است، اما پر از خرافات و جعليات و روايات ضعيف تاريخی است؛ در مقابل «تاريخ ابن‌كثير» قرار دارد كه سعی كرده است مطالبش را پاك‌تر و سالم‌تر بيان كند. همين مسئله را در «تفسير جامع البيان» طبری و «تفسير‌القرآن‌العظيم» ابن‌كثير دمشقی نيز مشاهده می‌كنيم. «تفسير جامع البيان» معدن اسرائيليات است، اما «تفسير‌القرآن العظيم» ابن‌كثير دمشقی كه گرچه متعلق به قرن هشتم هجری است، اما «مهذب جامع البيان» طبری است؛ يعنی در مقايسه با جامع البيان سعی كرده است كه اسرائيليات را پاكسازی كند.
ناظر كيفی ترجمه «دايرة‌المعارف قرآن لايدن» در ادامه اظهار كرد: خاورشناس به نقد منابع اسلامی كاری ندارد، بلكه او به منابع اقدم مراجعه می‌كند و طبعاً از آن چيزی كه شواهد و پيش‌فرض‌های او را بتواند تاييد كند، استفاده می‌كند. لذا خاورشناس ابايی ندارد كه به «افسانه غرانيق» كه فراموشی و نسيان را به رسول خدا(ص)، نسبت می‌دهد و تسلط شيطان به ذهن رسول خدا(ص) را بيان می‌كند، استناد كند؛ در حالی كه پذيرش «افسانه غرانيق» از سوی هيچ مسلمان شيعه و سنی مورد پذيرش قرار نگرفته است.
مؤلف كتاب «تاريخ عمومی حديث» ادامه داد: مطلب مهم ديگر در آسيب‌شناسی پژوهش‌های قرآنی خاورشناسان، تقدم نقد متنی روايات بر نقد سندی در كار‌های آنان است. مسلمانان برای اين‌كه به حديثی استناد كنند، مبانی خاصی برای پذيرش متن و پذيرش سند حديث دارند. در حوزه سند حديث، مسلمانان اولاً سعی می‌كنند به خبر متواتر مراجعه كنند و اگر به خبر متواتر دسترسی نداشتند، سعی می‌كنند به خبر صحيح استناد كنند. آنان برای اينكه به خبر صحيح دست پيدا كنند، متوجه عدالت راويان و اتصال سند روايات می‌شوند و از علم رجال و درايه بهره می‌گيرند. اينها جزء روش علمی مسلمانان است. آيا خاورشناسان ملزم‌اند كه از اين متد علمی استفاده كنند و به روايات و سند صحيح كه ما به آن نقد سندی می‌گوييم، استناد كنند؟
عضو هيئت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: هيچ وقت در آثار «بلاشر»، «نولدكه»، «ونز‌برو»، «گلدزيهر» و ... مشاهده نمی‌كنيم كه اين حديث، ضعف سندی دارد و استناد به آن جايز نيست. آنها اگر بخواهند به حديثی استناد كنند، به متن حديث استناد می‌كنند. حال سوالی كه پيش می‌آيد، اين است كه آيا آنها برای انتخاب متن حديث، اين كار را چنان‌كه اين مبانی در كارهای مسلمانان وجود دارد، بر اساس مبانی ويژه‌ای انجام می‌دهند؟ به عنوان مثال، مسلمانان از رسول خدا(ص) اين مطلب را شنيده‌اند كه حديث را بايد بر قرآن عرضه كرد؛ اگر موافق قرآن بود، بايد آن را قبول كرد و اگر هم‌سو با قرآن نبود، بايد آن‌را به ديوار كوبيد. آيا واقعاً در تحقيقات خاورشناسان اين امر مورد عنايت است كه حديث بايد هم‌سو با قرآن، عقل و با تاريخ قطعی باشد؟
مجيد معارف ادامه داد: اينها مبانی نقد متن است و طبعاً آنها موافق با مبانی نقد متن روايات، بر طبق نظر علمی مسلمانان نيستند. در نهايت آن‌ها اگر بخواهند متون روايات را بپذيرند، اين متون را با پيش‌فرض‌های خودشان تطبيق می‌دهند. به عنوان مثال اگر در حديثی شبهه زير سؤال رفتن عصمت برای پيغمبر(ص) يا پيغمبر ديگری وجود داشته باشد، اين حديث را می‌توانند بپذيرند يا اگر در حديثی، به رسول خدا(ص)، فراموشی نسبت داده شود، اين حديث را نقل می‌كنند، برای اينكه خودشان پيامبر(ص) را يك انسان می‌دانند كه امكان فراموشی برايش دور از ذهن نيست. طبيعتاً اگر خاورشناسان بخواهند متون روايات را بر مبانی ويژه‌ای عرضه كنند، اين را نه بر مبانی مورد اعتنای مسلمانان، بلكه بر پيش‌فرض‌ها‌ی خودشان عرضه می‌كنند.
اين پژوهشگر عرصه قرآن و حديث با اشاره به برداشت‌های بعضاً نادرست از آيات و روايات قرآن گفت: خاورشناسان آيات و روايات را می‌خوانند و در بعضی موارد ممكن است كه برداشت‌های صحيحی داشته باشند، ولی در بسياری از موارد ممكن است كه برداشت‌های متفاوتی از برداشت‌های مسلمانان داشته باشند. برداشت‌های غلط خاورشناسان از آيات و روايات می‌تواند معلول دو چيز باشد؛ يكی عدم تسلط آن‌ها بر زبان و فرهنگ عربی و دوم عدم دسترسی به تمام شواهد و قرائن موجود در يك مسئله علمی. دانش خاورشناسان به نسبت منابع‌شان نسبی است و به اين دو دليل آنها به برداشت‌های نادرستی از آيات و روايات رسيده‌اند.
مجيد معارف در پايان اين گفت‌وگو در رابطه با برداشتی كه خاورشناسان و دانشمندان اسلامی از مفهوم امّی دارند، گفت: اگر از دانشمندان اسلامی بپرسيم كه منظور از امّی بودن پيامبر اسلام(ص)، چيست؟ غالباً می‌گويند يا به اين معناست كه آشنايی به خواندن و نوشتن نداشت يا امّی را منسوب به امت می‌دانند؛ مثلاً منسوب به امت عرب، اما خاورشناس سعی می‌كند امّی را هر چيزی غير از شخص فاقد آشنايی به سواد خواندن و نوشتن معنا كند.
وی افزود: اين به اين دليل است كه اگر پيامبر اسلام(ص)، فاقد آشنايی به سواد خواندن و نوشتن شد، ديگر دسترسی‌اش به كتب آسمانی و فرهنگ قبل از خود و ميزان استفاده از آن‌ها به صفر می‌رسد. اما برای خاورشناسی كه دلش می‌خواهد پيامبر اسلام(ص)، را به عنوان مؤلف قرآن معرفی كند، طبعاً مقداری تكلف خواهد داشت كه امّی را آن گونه كه مسلمانان معرفی می‌كنند، معرفی كند. لذا معمولاً در پژوهش‌ها‌ی خاورشناسان، گرايش بر اين است كه پيامبر(ص)، را فردی امّی به معنای فردی از امت مشرك عرب معرفی كنند تا بلكه ثابت شود كه پيامبر(ص)، دستی در كتابت داشته است. طبعاً اين برداشت‌ها نادرست و از هر جهت متفاوت با برداشت‌های مسلمانان است.
captcha