حضرت آيتالله جوادیآملی در گفتگو با خبرنگار ايكنا(محمد ايزددوست)بيان كرد: اگر خود را نشناسيم سواد نداريم
همه علوم مطرح در حوزه يا دانشگاه مستقيم يا غيرمستقيم به انسان شناسی نيازمند است.
علومی كه در دانشگاهها مطرح است، يا انسانی است يا تجربی .
علوم انسانی، بدون انسان شناسی به نتيجه نمیرسد، زيرا عنصر محوری علوم انسانی «هويت انسان» است.
علوم تجربی هم با انسان شناسی ارتباط مستقيم ندارد؛ ولی برای انسان لازم است.
مهندسی كه خانه، شهر، خيابان و... میسازد، به دنبال زندگی بهتر برای انسان است و اخترشناس، زمين شناس، گياهشناس، جانورشناس يا معدن شناس، همه برای بهرهبرداری بهتر انسان از اين منابع تلاش میكنند.
بر اين اساس، علوم مطرح در حوزه يا دانشگاه، بدون انسانشناسی، يا خود ناقص هستند يا كارايی و كارآمدی آنها دچار نقص است. از اين رو بخش وسيعی از آيات قرآن در پی معرفی هويت انسان و عوامل اصلی سازنده انسانيت اوست، پس اگر ما خود را نشناسيم، از علومی كه فرامیگيريم، بهرهای نمیبريم.
جان آدمی در علوم انسانی است نه تجربی
در فرهنگ قرآن، انسان فقط در تالار تشريح خلاصه نمیشود. كارايی بدن و جسم، فقط در محدوده طب است؛ امّا آنچه اين بدن يا جسم را تدبير، هدايت و راهنمايی میكند، جان آدمی است و اين حقيقت در علوم انسانی مشخص میشود؛ نه در علوم تجربی.
چه كسانی هيزم جهنماند؟!
همانطور كه اجرام، گاه از درون و گاه از بيرون دچار آفت میشوند، يا گاه از درون مشتعل میشوند گاه از بيرون، ارواح نيز چنيناند؛ به هرحال شناخت، درمان و مهار آتش درونی بسيار دشوار است.
در امور معنوی نيز وضع همين گونه است؛ گاهی انسان از بيرون آسيب میبيند و گاه از درون. آتش بيرون بر جسم اثر میكند و همه ما به خوبی اين آتش و راه فرار از آن را میشناسيم؛ امّا آتش درون جان و روح ما را به آتش میكشد. جان ما در درون خود، يا آفت زاست يا انشاءاللّه نور به همراه دارد.
عدهای هم از درون خود آتش توليد میكنند كه قرآن از آنها به «وقود» ياد میكند. آنها رهبران و امامان كفر هستند كه خدای سبحان در مورد آنها فرموده است: (وقودها الناسُ و الحجارة)اينها آتشزنه و آتش گيرهاند و از خود آتش دارند. درباره روح و جان هم فرمود: عدهای دلهايشان چنين است: (نار اللّهِ المُوقدَةُ * الّتی تطّلع علی الأفئدةِ)؛ آتش خدا از دل آنها شعله میكشد
خدای سبحان نيز در قرآن مجيد درباره سوختن جسم و جان سخن گفته است، چنان كه درباره پر فروغ بودن جسم و جان هم سخن به ميان آورده است. درباره سوختن جسم فرمود: عدهای هيزم جهنم هستند: ( وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ).1
قاسط يعنی كسی كه اهل قَسط است و قَسط، به معنی ظلم و جور است. اين كلمه در مقابل كلمه قِسط، به معنای عدل و ميانهروی است.
در قرآن كريم آمده است: ظالمان هيزم جهنم هستند و خودِ اينها آتش جهنم را تأمين میكنند و مواد خام آتش جهنم هستند.
عدهای هم از درون خود آتش توليد میكنند كه قرآن از آنها به «وقود» ياد میكند. آنها رهبران و امامان كفر هستند كه خدای سبحان در مورد آنها فرموده است: (وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ).2
اينها آتشزنه و آتش گيرهاند و از خود آتش دارند. درباره روح و جان هم فرمود: عدهای دلهايشان چنين است: (نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ)3؛ آتشِ افروخته خدا [یى] است.* [آتشى] كه به دلها مىرسد.
آتش
خداوند هيچ كس را هيزم خلق نكرده است
خدای سبحان هيچ كس را به صورت هيزم يا نظير سنگ چخماق كه از درون آتش داشته باشد نيافريده است. او همه را پاك و شفاف خلق كرده است. عدم مواظبت و مراقبت خوردن هر غذا، نگاه كردن به هر چيز، رفتن به هر جا، گفتن هر حرف يا شنيدن آن كم كم به مشوش شدن درون انسان میانجامد. جان انسان دريای زلالی است كه اگر با اعمال و افكار ناشايست آلوده نشود، بسياری اسرار عالم هستی در آن منعكس و متجلی میشود.
خدای سبحان به ما فرمود: من به شما سرمايهای دادهام كه مانند آب پاك، شفاف و زلال است. اگر تدبّر كنيد، مسئله برای شما روشن میشود. تعبيراتی چون (يعقلون)، (يتفكّرون)، (يتذكّرونَ) و (یَتدبّرونَ) نيز به همين دليل آمده است؛ امّا اگر آن را آلوده يا مُشوّش كرديد، چيزی نمیبينيد: (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ) .4
اگر كسی بتواند اين كوثر را حفظ كند؛ نه بد كسی را بخواهد و نه به فكر تباه كردن خود باشد، زلال باقی میماند و از بسياری اسرار آگاه میشود. غذای حرام، فكر باطل، چاه كندن برای ديگران، زشت گفتن به ديگران و هتك حيثيت ديگران، هم آتش درون است و هم آلوده كننده كوثر جان.
به هر حال، اگر ما از چنين سرمايهای محافظت كنيم، در همه علوم (انسانی و تجربی) كامياب میشويم. از پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلم نقل شده است: در شبانه روز، انسان بايد زمان كوتاهی با خود خلوت كند و به حساب خود رسيدگی كند.5
در فرهنگ قرآن، انسان فقط در تالار تشريح خلاصه نمیشود. كارايی بدن و جسم، فقط در محدوده طب است؛ امّا آنچه اين بدن يا جسم را تدبير، هدايت و راهنمايی میكند، جان آدمی است و اين حقيقت در علوم انسانی مشخص میشود؛ نه در علوم تجربی
برای مثال كشاورزی را در نظر بگيريد كه پس از 40 سال تلاش و كوشش، روز درِ انبار را باز كند، چيزی در آن نبيند. آن روز فهميد موشی در انبار بود و همه محصول را برد. وقتی در انبار قفل است و كسی نمیتواند از بيرون بدان دستبرد بزند، معلوم میشود كه در درون مشكلی وجود دارد.
سخن جناب مولوی اين است:
گرنه موشی دزد در انبارِ ماست گندم اعمال چل ساله كجاست 6
انسان بايد به گونهای زحمت بكشد كه وقتی از او میپرسند «چه داری؟»، بتواند پاسخ بدهد: خدايا! من اين كارها را برای تو انجام دادهام؟! اما متأسفانه بعضی از ما فلان كار را برای اينكه نامی پيدا كنيم، انجام داديم و وقتی چند نفر از ما تعريف كردند، خوشحال شديم يا وقتی به ما اعتراض كردند، از صحنه خارج شديم. همه اينها برای خودمان بود. حال آيا عمل نقدی در دست داريم تا بگوييم: خدايا! اين كار را برای رضای تو انجام دادهايم؟
ما موظفيم هر روز حسابرسی داشته باشيم، زيرا در زوايای درون ما موشها بسياراند؛ رشوه، عشوه، غيبت، تهمت، كبر يا ديگر بيماریها.
البته همه اينها اصلاح شدنی است، به خصوص در دوران جوانی؛ برای مثال، اگر يكی از دوستان ما در المپياد موفق شد و گفتيم خدايا تو را شكر؛ خدايا! بر توفيقات او بيفزای و به ما هم توفيق بده كه بهتر از او يا مثل او باشيم و سجده شكر به جای بياوريم، بايد بدانيم كه در انبار وجود ما موش راه نيافته است؛ امّا اگر بدگويی كرديم يا تهمت زديم، بايد بدانيم كه موش به انبار درون ما راه يافته است.
اين موش اعمال را از درون میپوساند و از بين میبرد. اگر ديگری ترقی كرد و ما خوشحال شديم و «لَكَ الحَمد» گفتيم، معلوم میشود كه قلب ما شفاف است و اين استخر زلال را نه آلوده كردهايم و نه شوراندهايم.
پی نوشت ها:
1- سوره جنّ، آيه 15.
2- سوره بقره، آيه 24.
3- سوره همزه، آيات 6 و 7.
4- سوره بقره، آيه 18.
5- وسائل الشيعه، ج 16، ص 97 96، باب وجوب محاسبة النفس كل يوم.
6- مثنوی معنوی، دفتر يكم، بيت 382.