به قلم حسین روحانی صدر؛ کارشناسارشد تاریخ و کارشناس گروه مرجع و خدمات ویژه کتابخانه ملی
میان اسلام پژوهان شرقی و غربی و حتی در میان گروههای مختلف کلامی و فکری اسلامی همواره پرسش مشترکی وجود دارد که چه تفاوتی میان امامت علوی و خلافت، بهویژه اموی و عباسی، در میان است. بهطور معمول، هر جریانی با خواست و سلیقه خودش با باورهایی که دارد به آن پاسخ داده است.
اما شاید هیچکدام از این پاسخها مبتنی بر خطمشی کتاب و سنت بهجامانده نبوده باشد. شاید بتوان این سوال را به خود خلفای عباسی نیز نسبت داد. آنان به دنبال اثبات عدم تفاوت میان ایدئولوژی خلافتشان با نگاه ائمه دورانشان بودند. همانگونه که در بحث حکمرانی مطلوب نیز به آن پرداختیم خلیفه میخواست آیه «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ. وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ» (یونس:99- 100) را بهدلیل منافع کشورگشاییها و مالاندوزی همفکرانش زیر سوال ببرد که با پاسخهای بهموقع امام از پیگیری آن منصرف شد.
موضوع دیگری که در ادامه شیخ صدوق بدان پرداخته کیفیت رفتاری مخلوقات در مواقع زمانی و مکانی است، که پیرامون آن حمدان بن سليمان- از علمای شیعه موردتوجه چهار امام- از حضرت در نامهای میپرسد كه آيا مخلوق خداوند است يا نه؟ طرح چنین پرسشی را نمیتوان به مقام و موقعیت دانشمندان شیعی آن مقطع نسبت داد؛ بلکه این پرسش در ادامه همان قالب تعارض فکری میان امامان شیعی و خلفای دوران نخستین اسلامی است.
به هر روی، امام طبق همان ماموریت هدایتگریشان در پاسخ میفرمایند: «افعال مردم، دوهزار سال قبل از خلقت مردم، در علم خداوند مقدّر بود.» البته، پرسشی تاملبرانگیز بر این پاسخ مطرح است که علم الهی زمانپذیر نیست و زمان بهعنوان ابزاری برای مخلوق ازسوی خالق ابدی، ازلی و لم یزلی وضع شده است. بنابراین، خداوند آگاهانه مخلوقات خود را در موقعیتهای زمانی و مکانی قرار داده است و اختیار امور را نیز به خود آنان واگذار نموده و نتایج افعال را نیز میداند؛ اما محدودیتی در اختیار قائل نمیشود.
نگاه گروههای کلامی حکمرانان عباسی بر این محور و هژمونی شکل گرفته بود که آنچه میکنند، مبتنی بر مقدراتی است که خداوند وضع نموده و اختیاری در تغییر آن وجود ندارد. علم خدا بر آن قرار گرفته است که آنچه شده و میشود، امری محتوم و ازسوی اوست؛ بنابراین، جای هیچ نوع گله و انتقادی از آن نیست.
نگارنده عیون اخبارالرضا موضوع مقام و موقعیت پیامبر را که دراصطلاح «حوض» گفته میشود، به نقل از حسین بن خالد چنین آورده که امام رضا عليه السّلام فرمود: «حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود كه هركس به حوض من (حوض كوثر) ايمان نياورد، خداوند او را بر آن حوض نرساند و هركس ايمان به شفاعت من نياورد، خداوند او را به شفاعت من فائز نگرداند! شفاعت من مربوط به كسانى است كه مرتكب گناهان كبيره مىشوند و اما نيكوكاران، اصلا، مستحقّ توبيخ و مؤاخذه نيستند.»
در ادامه، این محدثی که چهار امام شیعه را دیده و از آنها روایاتی نقل نموده است از حضرت رضا پرسید معنی این آیه: «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ» (انبیا: 28) چیست؟ ایشان فرمودند: «يعنى شفاعت نمىكنند مگر كسى را كه خداوند دينش (اعمالش) را بپسندد.»
اگرچه موضوع شفاعت پیچیده و تاملبرانگیز است، اما در جمعبندی مطالب مطرحشده نشاندهنده آن است که امور جاری بشری را نمیتوان مورد تایید الهی دانست و افراد در هر مقام و موقعی پاسخگوی کردارشان هستند و اجازهای برای نسبت دادن به خدا ندارند.
انتهای پیام