به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، سيد عليرضا واسعی، يك استاد تاريخ در برنامه شبهای آسمانی شبكه قرآن و معارف سيما گفت: دستهايی وجود دارد كه میخواهند برای از بين بردن اتحاد مسلمانان روابط شيعه و سنی را تاريك كنند اما با دقت به اين موضوع بايد اين را متوجه باشيم كه بيان حقايق در محافل علمی اجتناب ناپذير بوده و بايد رعايت شود و چارهای جز بيان اين حقيقتها نيست.
وی اظهار كرد: بعضی اين شبهه را وارد میكنند كه نام امام علی(ع) چرا در قرآن نيامده، ما اگر بسندگی قرآن را بپذيريم اين موضوع مورد تأمل است اما قرآن خودش ما را ارجاع میدهد به سنت نبوی و در سنت نبوی و در متونی حديثی و روايی اهل سنت هم سخنان پيامبر(ص) درباره امام علی(ع) موجود است
واسعی افزود: اين كه ما بگوييم قرآن كافی است و ما بايد فقط به قرآن بسنده كنيم نقض كردن قرآن است زيرا تأكيد قرآن اين است كه شما بايد به پيامبر(ص) كه مبين، مفسر و الگوی تمام عيار قرآن است مراجعه كنيد و آن چه كه در قرآن است با سنت و سيره نبوی است كه معنا پيدا میكند.
وی گفت: بعضی اين مسئله را مطرح میكنند كه شيعه داستان غدير را از خودش ساخته اين سخن بسيار ضعيفی است كه به شيعه نسبت دادهاند، اگر انسان بخواهد به هر چيزی نسبتی اشتباه بدهد میتواند. درست است كه داستان غدير در متون شيعی بسيار مفصل وارد شده و اين تفصيلگويی، طبيعی است اما ما بايد به تم اصلی دقت كنيم كه آيا اصل موضوع را هم شيعه از خودش ساخته و يا در تاريخ به وقوع پيوسته است؟
وی تأكيد كرد: ما وقتی كه متون تاريخی را بررسی میكنيم میبينيم كه در متون اهل سنت هم سندات اين واقعه كم نيستند به عنوان مثال در كتاب تاريخ بغداد كه برای خطيب بغدادی يكی از علمای بزرگ اهل سنت است در جلد هشتم صفحه 284 به جريان غدير اشاره شده و میگويد غدير خم روز 18 ذیالحجه است كه در اين روز، روزه ثوابش با روزه چند ماه برابری میكند و اين روزی است كه پيامبر(ص) دست علی را گرفت و خطاب به جمع گفت «من كنت مولاه فهذا علی مولاه».
اين استاد تاريخ ادامه داد: پس از اين كه خطيب بغدادی سخنان پيامبر(ص) را بيان میكند میگويد بعد از اين سخنان خليفه دوم عمربن الخطاب دست علی را گرفت و گفت مبارك باشد بر تو ای كسی كه مولای من هستی و مولای هر مسلمی. در كتاب تاريخ مدينة الدمشق ابن عساكر نيز اين مطلب در جلد 42 صفحه 233 با همان مقدمه و تبريك عمر بيان شده است ابن كثير دمشقی نيز يكی از نويسندگان و شخصيتهای بزرگی است كه به تعصب شهره است حتی او نيز در جلد پنجم كتاب البداية و النهاية موضوع غدير را آورده است.
وی با تأكيد بر اين كه دستهايی وجود دارد كه میخواهد روابط بين شيعه و سنی را تاريك كند گفت: در دنيای خارج از محافل علمی بايد تعاملات شيعه و سنی زياد باشد اما در محافل علمی چارهای جز بيان حقايق نيست و بنابراين بايد اين نكته در اينجا مطرح شود كه كسانی كه ادبيات عرب را بدانند معنای مولا را خوب متوجه میشوند. عمربن الخطاب صحابه مورد مقبول دنيای اهل سنت به خوبی معنای كلمه مولا را میدانست كه بعد از سخن پيامبر(ص) به امام علی(ع) تبريك گفت زيرا اگر معنای مولا دوستی بود اينجا ديگر تبريك عمربن الخطاب معنا نداشت.
واسعی تصريح كرد: آن زمان مردم به خوبی معنای مولا را دريافتند و عدهای به امام علی تبريك گفتند و عدهای ديگر نيز به تقابل پرداختند لذا میدانستند كه فضای جديدی در عرصه سياسی و اجتماعی در حال گشودن است كلمه والاه نيز اگر به معنای دوستی باشد پس ديگر امر و نهی بر نمیدارد چون دوست داشتن امری قلبی است.
وی بيان كرد: اين كه بعضی اين شبهه را وارد میكنند كه پيامبر(ص) مردم را در غدير جمع نكردهاند كاملا موضوعی فرعی است زيرا علمای اهل سنت نيز به فراوانی احاديثی را نقل میكنند كه راويانش انگشتشمار هستند اما آنها را قابل استناد میدانند زيرا میگويند سخن، سخن پيامبر(ص) است و نبايد از كنار آن گذشت.
وی در پايان تأكيد كرد: جمعيت زيادی با پيامبر به حج آمده بودند و آمار چند هزار نفر را بيان میكند و مسلما پيامبر(ص) سخن خود را به قصد شنيدن مخاطبان مطرح كردند و نعوذبالله ايشان هرگز حرفی كم فايده و بی فايده بيان نمیداشتند.