کد خبر: 2608809
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۷
تحول در علوم انسانی؛ دستاوردها و بايسته‌ها/18

امكان رفع تعارضات علم و دين با تكيه بر نظريه علامه جوادی آملی

گروه انديشه: كتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دينی»، اثر آيت‌الله‌العظمی جوادی آملی مبنايی مناسب برای رفع تعارضات علم و دين و ارائه‌دهنده الگويی از چارچوب معرفت دينی است كه می‌تواند در جريان سامان‌دادن به نسبت علوم و به خصوص علوم انسانی و دين در جامعه ما مفيد و مؤثر باشد.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا مصطفی‌پور، عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، در مورد فرصت‌هايی كه آثار علامه جوادی آملی پيش روی دانشگاه‌ها قرار می‌دهد و امكان رفع خلأ در منابع دانشگاهی با توجه به آثار ايشان، گفت: آيت‌الله جوادی آملی آثار متنوع و فراوانی دارند كه از هر كدام را می‌توان در جای خود و به نوبه خود در رشته‌های مختلف استفاده كرد، اما آن چه از آثار ايشان بيشتر از هر چيز قابل استفاده است، مباحثی است كه در سطح مبانی، در رشته‌ها و سرفصل‌های مختلف می‌تواند مطرح شود.
مصطفی‌پور ضمن اشاره به حوزه حقوق بين‌الملل، گفت: برای مثال اگر بخواهيم در اين زمينه كاری انجام دهيم، بايد بدانيم كه اساس كار به انسان‌شناسی مرتبط است و در وهله اول بايد مبانی خود را مشخص كنيم. در اينجا ما بايد به چند پرسش اصلی و اساسی پاسخ بگوئيم. يكی از اين پرسش‌ها اين است كه آيا ما انسان را موجودی مادی و حيوانی تكامل‌يافته مانند حيوانات ديگر می‌دانيم كه مهم‌ترين تفاوت آن در هوش فراگيرتر آن است يا اين كه علاوه بر جنبه مادی، بعد ديگری با عنوان روح نيز برای انسان قائليم و همان هوش را نيز به آن بازمی‌گردانيم.
وی ادامه داد: بعد از اين پرسش مهمی ديگری كه وجود دارد اين است كه آيا انسان‌ها دارای طبيعت مشترك هستند يا هر انسانی برای خود طبيعيتی مستقل است؛ چرا كه برای مثال اگزيستانسياليست‌ها می‌گويند كه هر انسانی برای خود مستقل و فرد است؛ و اين يكی از آن مسائلی است كه ما بايد پاسخ آن را مشخص كنيم. در مرحله سوم نيز بايد به اين نتيجه برسيم كه طبيعت انسا‌ن‌ها بر خير است و يا بر شر و انسان‌ها دارای طبيعت خير هستند يا شر طبيعت مشترك انسان‌هاست. مسئله ديگری كه در اين جا قابل طرح است اين است كه انسان‌ها آيا قادر بر تعيين سرنوشت خود هستند يا نيستند و آيا اراده و اختيار انسان می‌تواند چه در درون خود او و چه در محيط طبيعی و اجتماعی‌اش تأثيرگذار باشد و تغييری ايجاد كند يا نه.
عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی با اشاره به اين كه اين مبانی انسان‌شناختی نيز به نوبه خود ريشه در مبانی خداشناختی دارد، عنوان كرد: اگر ما بتوانيم اين مبانی را در مباحث حقوق، در اخلاق، در سياست، در تعليم و تربيت و مباحثی كه به اين حوزه‌ها ارتباط پيدا می‌كند استخراج كنيم، می‌توانيم استفاده مورد نظر را از آثار آيت‌الله جوادی آملی و به منظور رفع نيازها و جبران كمبودها و خلأهای رشته‌ها و سرفصل‌های دانشگاهی ببريم.
مصطفی‌پور با تأكيد بر اين نكته كه البته بايد هميشه واقعيت‌ها را در نظر گرفت، عنوان كرد: پيغمبر ما فرموده است كه شما فرزند خود را كه می‌خواهيد تربيت كنيد سه مرحله دارد؛ در مرحله اول فرزند امير است، در مرحله دوم كه دوره خوپذيری اوست بايد فرمان ببرد و دستورها را اجرا كند و در نهايت هم بايد به جائی برسيم كه انسان مستقل شود و بتواند كارهای خود را به صورت مستقل انجام دهد. اين در واقع نشان می‌دهد كه با اين كه انسان‌ها دارای طبيعت مستقل و واحدی هستند اما چه به لحاظ سنی چه به لحاظ اجتماعی و ... موقعيت‌های مختلفی دارند. اين‌ها را ما بايد اجمالاً در نظر بگيريم. آن چه آموزه‌های دين برای ما مطرح می‌كنند نيز می‌تواند به شكلی برای ما تبيين كند كه در اين گونه موارد چگونه بايد عمل كنيم.
اين همكار پژوهشگاه بين‌المللی علوم وحيانی معارج در بخش ديگری از اين گفت‌وگو با اشاره به قول آيت‌الله جوادی آملی با عنوان هماهنگی برهان و قرآن و عرفان، بيان كرد: اين بحث مبانی خاصی دارد كه اين مبانی معنای وحدت و هماهنگی را هم توضيح می‌دهد. در اينجا مقصود از برهان استدلالی است كه مقدماتی يقينی و نتيجه‌ای يقينی دارد و در واقع آن چه كه با چنين استدلالی به دست بيايد و صد در صد يقينی باشد فلسفه است و كار فيلسوف رسيدن به چنين موارد صد در صد يقينی است.
وی ادامه داد: اما ما لفظ «برهان» را استفاده می‌كنيم و نمی‌گوئيم فلسفه با عرفان هماهنگ است، بلكه می‌گوئيم كه استدلالی كه شرايط برهانی بودن را داشته باشد و عارفی كه واقعاً تلاش‌های عرفانی و سلوكی داشته و حقيقت را آن‌گونه كه بوده شهود كرده است، آن چه آن استدلال و اين شهود بيان می‌كنند اگر به قرآن يا روايات عرضه كنيم، اين‌ها با قرآن و روايات هماهنگ هستند. لذا علامه جوادی آملی، مخصوصاً در جلد 9 رحيق كه شرح جلد دوم اسفار است، اين بحث‌ها را مطرح كرده است كه مثلا اگر ما صحبت از وحدت وجود می‌كنيم هم فلسفه می‌تواند اين را اثبات كند هم عارف می‌تواند آن وحدت وجود را شهود كند و هم قرآن و روايات ما اين وحدت وجود را می‌پذيرد.
اين مدرس دانشگاه افزود: البته در عرفان هم ممكن است كه بعضی از افراد در شهودات خود دچار خطا شوند و ممكن است من الان نظريه‌ای علمی داشته باشم كه با قرآن هماهنگ نباشد و هم اينكه بعد از چندی يك نظريه جديد بيايد و آن را نقض كند. در آن جا هم ما همين حرف را داريم و می‌گوئيم كه در واقع يافته‌های علمی و مطالبی كه قرآن مطرح می‌كند بايد هماهنگ باشند و اگر در جائی ديديم كه علم با قرآن نمی‌سازد نبايد هيچ كدام را متهم كنيم، بلكه بايد بگوئيم كه اين برداشتی است كه من دارم و نظريه‌ای است كه امروز مطرح شده و ممكن است اين نظريه فردا عوض شود و برداشت من هم ممكن است فردا تغيير كند؛ هر چند ما قائليم كه اين برداشت‌ها هم ضابطه‌مند و روشمند هستند و بدون ضابطه‌مندی و روشمندی كسی حق برداشت از متون دينی را هم ندارد.
مصطفی‌پور در ادامه با اشاره به كتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دينی» اثر آيت‌الله جوادی آملی اين كتاب را مبنايی مناسب برای رفع تعارضات علم و دين و ارائه دهنده الگويی از چارچوب معرفت دينی خواند كه می‌تواند در جريان سامان دادن به نسبت علوم و به خصوص علوم انسانی و دين در جامعه ما مفيد و مؤثر باشد.
وی اظهار كرد: بر اساس مباحث آيت‌الله جوادی آملی در اين كتاب، مقصود از عقل صرفاً عقل فلسفی و برهانی نيست، بلكه ما چهار نوع عقل داريم؛ عقل تجربی، عقل نيمه تجربی و نيمه تجريدی، عقل تجريدی و عقل ناب. در مورد مصداق آن‌ها نيز، عقل تجربی آن عقلی است كه با علوم تجربی كار دارد، عقل نيمه تجريدی با رياضيات سر و كار دارد، عقل تجريدی محض به فلسفه می‌پردازد و عقل ناب هم با عرفان و شهود يا وحی مرتبط می‌شود. ما اگر عقل را به اين صورت ببينيم و از سوی ديگر دين را نيز در چارچوب اراده الهی تعريف كنيم و بر اين سبيل برويم كه خدا دو نوع اراده دارد، يكی تكوينی كه در خلقت عالم ظهور كرده و ديگری تشريعی كه در قالب وحی در اختيار ما قرار گرفته است، و نمی‌توان اين دو اراده الهی را با هم ناهماهنگ دانست، در اين صورت كشف قوانين با عقل تجربی نيز می‌تواند از جايگاه كاشفيت از اراده الهی برخوردار باشد.
عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی افزود: اين تئوری‌ای است كه در كتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دينی» مطرح شده و می‌تواند مورد استفاده قرار گيرد و به نحوی مناسب بسياری از مسائل ما را، با رفع ناهماهنگی‌ها مرتفع سازد.
captcha