به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) حسن رحيمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی امروز، 9 آبانماه، در همايش «تغييرات جمعيتی و نقش آن در تحولات جامعه» گفت: در حوزه فقه دو رويكرد وجود دارد كه يكی، فقه فعال و ديگری فقه منفعل است؛ فقه منفعل هميشه منتظر اين است كه تحولات و حوادث هر بلايی كه میخواهند بر سرما بياورند و بعد از آن شروع میكند به توجيه شرايط از منظر فقهی كه اين فقه هيچ گاه نمیتواند در تمدنسازی كاركرد داشته باشد.
وی افزود: يكی از اين حوزهها، حوزه مباحث جمعيتی است كه يك دوره به اين مباحث پرداخته شد ولی به طور كلی اين مباحث هنوز در جای خود بحث نشده است تا جواب درستی از فقه بگيرد.
رحيمپور ازغدی يادآورشد: دين و شريعت اسلامی اين قدر بینظم و انسجام نيست كه آن را هر روز به يك سو بكشيم و هر چه میخواهيم با ميل خود از آن استنباط كنيم و ديگر اجزای اين مجموعه را رها كنيم؛ بايد با افكار عمومی، درست صحبت كنيم و در اين باره با توجه به فرق حكم و فتوا به صدور احكام بپردازيم.
وی گفت: به طور كلی حكم يكسانی در حوزه جمعيتی نداريم زيرا دو دسته روايات در بخش تشويق به ازدياد اولاد و تنظيم جمعيت خانواده وجود دارد كه وجود اين دو دسته روايات نشان از نگاه حكيمانه اسلام به بحث تغييرات جمعيتی است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بيان اين كه برخورد اسلام با تغييرات جمعيتی از موضع تدبير است عنوان كرد: نگاه تمدن ساز به مباحث فقهی و اصولی نگاهی موضوعی و مفهومی است كه انواع محاسن و معايب امور را رصد كرده و منطبق بر مبنای دينی اتخاذ روش میكند؛ فقه در واقع مسئله را میگيرد و جواب میدهد و در يك نظام تفكر دينی همه تصميمات و احكام با هم مرتبط بوده و بر هم تاثير میگذارند.
اين مدرس دانشگاه اظهار كرد: فقه ما دارای يك ارتباط ارگانيك است و همه اجزا آن با هم مرتبط هستند؛ تنها در صورتی میتوانيم حكم بدهيم كه اين حكم ريشهای باشد و ساحت ديگر احكام را خنثی نكند.
وی گفت: مبانی در صدور احكام بايد كاملا روشن باشد كه يكی ازاين مبانی مهم تعريف ما از انسان است؛ وقتی نگاه به انسان ديدگاه الهی باشد اين تعريف در تمامی احكام خود را نشان میدهد؛ اسلام به جفرافيای سياسی و تاريخی هر منطقه برای صدور حكم نظر دارد.
اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: در حوزه نظريه جمعيتی اين نگاه فلسفی و فقهی بسيار مهم است ولی اسلام اين گونه نيست كه روزی يك حكم بدهد و روز ديگر يك حكم ديگر و بتوان همه آنها را به چند روايت به ظاهر متناقض و متضاد با هم ارتباط داد؛ در واقع اسلام هميشه بر اساس مقتضيات و اصل حكمت اقدام به صدور حكم میكند؛ اين در حالی است كه در مسئله جمعيت نيز در ابتدای انقلاب موضع برای ازدياد جمعيت بود و چند سال بعد كاهش و امروز رهبر معظم انقلاب و علما بر لزوم ارائه راهكارهای افزايش جمعيت و ارتقای كيفيت زندگی نظر دارند كه همه آنها از موضع حكمت و تدبير است.
وی گفت: اگر نگاه ما مادی و اومانيستی باشد تعريف ما در حوزه حقوق بشر و نگاه به زن و.. بسيار متفاوت میشود مثلا نظريه حق حضانت فرزند كه در اسلام به پدر داده میشود از نظر تفكر غربی و مادی تبعيض و تضييع حقوق زن است؛ ولی از نظر اسلام در واقع مرد را محدود میكند كه نسبت به فرزند خود و آن زن، تعهد و مسئوليت داشته باشد و به راحتی او و مادرش را رها نكرده و به سراغ ديگری برود؛ متاسفانه وقتی يك پوسته قشری و سطحی از برخی احكام را میگيريم همين وضع پيش میآيد كه مرد با استناد به يك نظر فقهی زن را محدود میكند و زن هم به همين واسطه مرد را آزار میدهد در حالی كه اين نگاه قطعا نگاه درستی نيست و يك نگاه كاريكاتوری است.
رحيمپورازغدی عنوان كرد: در اسلام دو نوع روايت در حوزه جمعيت وجود دارد ولی نكته مشترك در همه اين روايات آن است كه مبحث تربيت فرزند بسيار مهمتر از زايش اوست؛ زيرا اگر اين فرزند بتواند عنصری مفيد برای اجتماع شده و توان بازسازی و تحول جامعه خويش به سوی خدا را داشته باشد اين امر كاملا مقدس است.