
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، محمد مهدی جعفری، نهجالبلاغه پژوه برجسته کشورمان و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز امروز، 3 اسفند در نشست علمی حقوق شهروندی با موضوع «مبانی حقوق شهروندی در نهجالبلاغه» که در تالار حکمت این دانشگاه برگزار شد، گفت: حق در هنگام وصف کردن، شعار دادن و پند و اندرز دادن دامنه بسیار وسیعی دارد اما در موقع انصاف دادن، به اجرا درآوردن و عمل کردن تنگترین دامنه را دارد.
وی افزود: حضرت علی(ع) در میدان جنگی که بر او تحمیل شده بود، تلاش بسیار کرد که امت اسلامی را از آن جنگ بر کنار دارد اما متأسفانه زیادهخواهان و انحصارطلبان و قدرت پرستان حاضر نشدند به حق گردن نهند و حق مردم را به رسمیت بشناسند اما حضرت علی(ع) نیز برای دفاع از حقوق مردم ناچار شد به این جنگ برود و اکنون که به جنگ صفین رفته مصادف با ماههای حرام میشود.
حضرت علی(ع) در تمام حالات حقوق مردم را برایشان تشریح میکرد
جعفری ادامه داد: حضرت علی(ع) از این فرصت برای آموزش و رهنمود دادن استفاده کرد و در همان میدان جنگ مردم را جمع میکرد و به آنها آموزش حقوق می داد. حقوقشان را برای آنان میگفت نه در میدان جنگ بلکه در میدان بزم نیز چنین کاری میکرد در حالی که قدرتمندان مردم را نسبت به حقوقشان ناآگاه نگه میدارند برای اینکه بتوانند بر آنها مسلط شوند و حکومت کنند.
نویسنده کتاب «پرتویی از نهجالبلاغه» اظهار کرد: برای مستبدان حکومت بر برهها شیرینترین نوع حکومت است اما حضرت علی(ع) بر عکس میخواهد مردم نسبت به حقوق خود، آگاه شوند تا بدانند چه حقی دارند و چگونه باید آن را مطالبه کنند و چگونه به اجرا درآورند و از قدرتمندان بخواهند که حقوقشان را رعایت کنند.
دامنه بسیار وسیع حق در مقام توصیف و بسیار تنگ در مقام اجرا از منظر امام علی(ع)
وی ادامه داد: از این جهت خطبهای میخواند و در آن خطبه این جمله را در آغاز میفرماید حق در مقام وصف کردن دامنه بسیار وسیعی دارد ولی به هنگام اجرا کردن دامنه آن از همه چیز تنگتر میشود و به عذرهای مختلفی متوجه میشود.
جعفری عنوان کرد: کسانی که قبل از پیروزی شعار میدادند و حقوق مردم را به آنها یادآوری میکردند اما وقتی به قدرت میرسند میگویند ما نمیدانستیم و موانعی بر سر راه است و در شرایط فعلی نمیشود چون بیگانه سوءاستفاده میکند و از اینگونه عذرها میتراشند. اما علی(ع) میگوید حق دو طرفه است و حق و تکلیف در مقابل هم قرار دارد نه به کسی حقی میدهند که در مقابل آن تکلیف و وظیفهای نداشته باشد و نه بر کسی وظیفه و تکلیفی بار میکنند بدون اینکه حقی به او دهند.
از نظر امام علی(ع) حق و تکلیف در مقابل هم قرار دارند
استاد دانشگاه شیراز اضافه کرد: آن حضرت میفرمایند اگر قرار بود حق یک طرفه باشد و تکلیفی نداشته باشد این خداست به دو دلیل یکی به علت قدرتی که دارد و دیگری عدالت که کارهای خود را بر اساس عدالت انجام میدهد اما خدا هم برای خودش حق یک طرفه قائل نشده است و از بندگان میخواهد که از او اطاعت کنند. اما میگوید در مقابل فرمان بردن از حقوقی که من تعیین کردهام پاداش چند برابر میدهم.
وی افزود: لذا حضرت علی میفرماید بزرگترین حقی که در جامعه وجود دارد حق سرپرست بر شهروند و حق سرپرست بر شهروندان است. چون کسی که مسئولیت و مدیریتی را پذیرفت حقی دارد و نمیتواند که تنها یک آلت اجرا باشد، او هم حقوق و شرایطی دارد و به این شرایط و حقوق مسئولیت را میپذیرد اما شهروندان هم حقوقی دارند و او باید حقوق شهروندان را رعایت کند و اگر این دو حق به اجرا درآمد یعنی هم مردم حقوق سرپرست را رعایت کردند و هم سرپرست حقوق مردم و شهروندان را رعایت کرد حق در میان چنین جامعه و مردمی ارجمند میشود. دین در راه درست خود به حرکت در میآید. سنتها درست به اجرا در میآید و یک جامعه بسیار پیشرفته و انسانی بهوجود میآید.
رعایت حقوق متقابل سرپرست و مردم موجب حرکت دین در مسیر صحیح میشود
جعفری گفت: اما اگر سرپرست به حقوق مردم تجاوز کرد و آنها را رعایت نکرد و در مقابل مردم هم حقوق او را به رسمیت نشناختند میفرماید که حق در میان آنها بی ارزش میشود. دین راههای تقلب و دروغ را در پیش میگیرد یعنی مردم به ظاهر دیندار هستند اما چون حقوق یکدیگر را رعایت نکردند چیزهای دیگری را به نام دین به خورد مردم میدهند و سنت از راه انحرافی به حرکت در میآید و بیماریهای روانی در بین مردم رواج پیدا میکند و در نتیجه افراد شرور و قدرت پرست حاکم میشوند و افراد دانشمند و آگاه خوار و به کناری گذاشته می شوند و این مسئله در خطبه 215 نهجالبلاغه است که در آنجا این حقوق را به تفصیل بیان میکند.
حقوق در هر عصر و ملتی متفاوت است
این نهجالبلاغه پژوه برجسته کشورمان با بیان اینکه حقوق در هر زمان و روزگاری و در میان هر ملتی مفهوم خاص خود را دارد، گفت: نمیتوانیم بگوییم آنچه امروز به نام حقوق بشر یا حقوق شهروندی در غرب شایع شده و به جهان سرایت کرده است در صدر اسلام هم همینها بوده است زیرا مردم در طول روزگاران اصلاً نسبت به حقوق خود آگاه نبودند و هرچه پیشتر میرویم حقوق تازهای پدید میآید و مردم نسبت به حقوق طبیعی، الهی و اجتماعی خود آگاهی بیشتری پیدا میکنند و این انواع حقوق به اقتضای زمان و مکان و نوع حکومت است.
به گفته وی، در برخی از حکومتها اصلاً برخی از این حقوقی که اکنون مطرح است، نبوده و لزومی نداشته و مردم نمیدانستند چه حقوقی و چگونه باید استفاده کنند، اما اسلام چه در قرآن و چه در سخنان والا گهر نبوی و حضرت علی(ع) حقوق طبیعی، الهی، اجتماعی، فردی و خانوادگی به طور کامل تبیین میشود مردم چه بدانند یا ندانند.
قرآن و احادیث مردم را به سمت تکامل و تعالی هدایت میکردند نه حکومت بر مردم
جعفری اظهار کرد: آنها مردم را آگاه میکنند که دارای چه حقی هستند تا آن را مطالبه کنند. چون آنها نمیخواستند حکومت کنند و بر گردن مردم سوار شوند بلکه میخواستند مردم را به تکامل و تعالی برسانند. ارزشهای الهی و کرامت انسانی را به مردم یاد دهند، حتی روش استفاده از کرامتها را هم فرا دهند که چگونه باید از آنها استفاده کنند.
نویسنده کتاب «پژوهش در اسناد نهجالبلاغه» با اشاره به نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر، آن را منشور کشورداری عنوان کرد و گفت: اجرای این منشور کار هر کسی نبوده است لذا حضرت علی(ع) این منشور به مالک اشتر داد زیرا مالک اشتر علاوه بر اینکه یک سردار بسیار شجاعی بود یک عارف به تمام معنا، آگاه به حقوق الهی و مردم و حق مردم و شهروندان بود و او صلاحیت به اجرا در آوردن چنین آیینی داشت که متأسفانه نگذاشتند و در بین راه او را مسموم کردند اما این منشور باقی ماند.
نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر، منشور جاویدان حکومتداری است
وی بیان کرد: در حدود 80 سال پیش مورخالدوله این عهدنامه و منشور را به فرانسه ترجمه کرده بود و در آن زمان رئیس جمهور وقت فرانسه پس از مطالعه نامه حضرت علی(ع) میگوید نویسنده این منشور را نمیشناسم اما این آییننامه برای اداره جهان امروز کافی است و حاصل تجربیات و علم و آگاهیهای فراوانی است. تئوریهایی نیست که شخصی در گوشهای نشسته نوشته باشد بلکه حاصل تجارب عملی است که حضرت علی(ع) همه را جمع کرد و به مالک اشتر که میتوانست آن را به اجرا درآورد سفارش فرمود لذا این نامه، یک عهدنامه جاویدانی است.
جعفری با اشاره به مفاد این نامه ابراز کرد: حضرت علی(ع) در آغاز آن میفرماید تو به مصر میروی جایی که حوادث فراوانی برسر مردم آمده است و این مردم شایستگی آن را دارند که اینگونه درباره آنان عمل شود. مردم آنجا به دو دسته هستند یا برادر دینی تو هستند یا هم نوع تو در آفرینش یعنی حقوق همه یکسان است.
نویسنده کتاب «همای رحمت» با تأکید بر اینکه در اسلام ما اصلاً حقوق اقلیت نداریم که اکثریت شهروند درجه یک باشند و اقلیت شهروند درجه دو، گفت: حضرت علی(ع) میفرمایند اینها انسان هستند و همه شهروندان باید از حقوق انسانی برخوردار باشند.
تبیین موارد حقوق شهروندی
وی با طرح این سؤال که حقوق شهروندی چیست؟ گفت: این حقوق در هر زمان و مکانی متنوع است و فرق میکند اما آنچه که در هر زمان و مکانی اجرا میشود، برای همه یکسان است. هیچکس نیست که به علت سوابق در دین یا کارهایی که انجام داده بی نیاز باشد از اینکه رعایت حقوق را به او یادآوری کنند. هر کسی میخواهد باشد؛ باید به او گفت که این حق را رعایت نکرده است و هیچ فردی وجود ندارد که نظر مشورتی درستی نتواند دهد و باید همه نظر بدهند و حقوق همه رعایت شود و به همه هم گوشزد کند.
جعفری بیان کرد: امام فرمود مبادا در مخیله شما خطور کند که من خود را بالاتر از آن بدانم که اشتباه کنم، مگر اینکه پروردگارم مرا از این حفظ کند زیرا عنان اختیار نفس مرا پروردگارم بیشتر از من دارد. این فرمایش یک امام معصوم است. یعنی هر انسانی در هر مقامی که باشد تابع نفسش است و ممکن است اشتباه کند.
اشاره به حق مردم بر مسئولان از دیدگاه امام علی(ع)
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز اظهار کرد: حضرت علی(ع) در خطبه 34 نهجالبلاغه میفرماید ای مردم من به گردن شما حقی دارم و شما هم حقی به گردن من دارید اول حق شما بر من است و اگر من حقوقی که شما بر گردن من دارید رعایت کردم شما هم وظیفه دارید که آن حقوق را رعایت کنید. حقوق شما بر من این است که شما را نصحیت (نصیحت یعنی انتقاد خیرخواهانه) کنم؛ دوم فراوان کردن منابع اقتصادی و درآمدهای کشور، سوم آموزش دادن شما و فراهم کردن وسایل آموزش برای اینکه نادان نمانید و در هر زمینه مسئول و سرپرست باید مردم تعلیم و آموزش دهد برای اینکه دچار نادانی نباشید. یعنی حقوقتان را بشناسید که در جامعه چگونه باید زندگی کنید چه هدفی دارید و چه مسیری باید طی کنید تا به هدف والای انسانی برسید، همچنین تعلیم و تربیت و پروزش شما برای اینکه از دانش خود درست استفاده کنید.
وی با تأکید بر اینکه آموزش و پرورش باید در کنار هم باشد، به ادامه سخنان حضرت علی(ع) اشاره کرد و گفت: حضرت فرمودند حق من بر شما، نصیحت کردن چه در پشت سر من و چه در روبروی من، یعنی اگر من هم دچار اشتباه شدم باید به من انتقاد کنید و بگویید که اشتباه کردهای. این را کسی میگوید که طی 23 سال از تعالیم الهی برخوردار شده و در طول 25 سال پس از پیامبر(ص) نیز چنان تجاربی را کسب کرده که هیچکس آن تجربیات را در اختیار ندارد ولی او بی دریغ و هیچ خستی آن را در اختیار دیگران قرار میدهد.
نامه امام علی(ع) به امام حسن(ع)؛ منشور تربیتی جاویدان تاریخ
جعفری بیان کرد: در جنگ صفین که به حالت بسیار نامطلوبی بسیار به پایان رسید به فکر این نیست که چگونه میشود که من مجدداً در این جنگ دوباره پیروز شوم بلکه به فکر انسانهاست. در بازگشت خود و میانه راه مینشیند و یک منشور تربیتی خطاب به امام حسن(ع) مینویسد. این منشور، وصیت 31 در بخش دوم نهجالبلاغه است که یک منشور تربیتی بسیار عالی والاست که در آنجا به امام حسن(ع) خطاب میکند ای پسرم! امام حسن(ع) واسطه فیض است و میخواهد مخاطبی داشته باشد که از آن طریق به مخاطبهای واقعی که همه جوانان و نوجوانان تاریخ هستند این منشور را برساند.
نویسنده کتاب «شرحی بر نهجالبلاغه» ادامه داد: در آنجا میگوید بنده دیگری نباش خدا تو را آزاده قرار داده است طبیعیترین حق انسان؛ در اینجا آنطور که میفرماید الهیترین حق انسان، آزادگی است و در آیات قرآن کریم میخوانیم خدا بعد از خلق انسان، جعل میکند یعنی قراردادهایی درست میکند. خداوند، حیوان و انسان را آفریده است اما حیوان تابع غریزه است و انسان علاوه بر غریزه، فطرت هم دارد و این فطرت است که میتواند او را از اعلای علیین بالاتر و یا از اسفل سافلین پایینتر ببرد و جعل در اینجا مصداق پیدا میکند یعنی خدا تو را آزاده قرار داده است و مبادا خود را بنده دیگری کنی.
اطاعت کردن کورکورانه از هر کسی بندگی اوست
وی با تأکید بر اینکه اطاعت کردن کورکورانه از هر کسی بندگی او و سلب آزادی از خویشتن است، گفت: انسان تا آزاده نباشد نه مفهوم آزادی را میفهمد و نه آزادی دیگران را به رسمیت میشناسد از این روی شخص باید خود آزاده باشد و طبیعت آزادگی داشته باشد تا هم بداند آزادی چیست و هم این حق را برای دیگران قائل باشد. اگر این شعور و فرهنگ را نداشته باشد آزادی را که در اختیارش میدهند به راحتی از دست میدهد و خود را بنده دیگران میکند. گاهی هم به شکلهای دیگر تطمیع مانند اقتصاد اداری رسمی و غیره این را از دست میدهد.
جعفری با اشاره به اینکه نباید توقع داشته باشیم در قرآن و نهجالبلاغه همین موادی که در حقوق شهروندی که در جاهای مختلف آمده، نوشته شده باشد زیرا آنها حق را به هر شکلی که هست به مردم یاد میدادند، گفت: پرسیدند حق گرفتنی است یا دادنی؟ گفت نه گرفتنی نه دادنی، بلکه آموختنی است. اگر انسان حق را نیاموخته باشد چه به زور و چه اختیار داشته باشد آن را از دست میدهد اما وقتی که حق را شناخت در هر شرایطی آن را تطبیق میدهد. انسان یک طرف قضیه قرار دارد و کسانی که قدرت دستشان است در طرف دیگر.
این نهجالبلاغه پژوه برجسته کشورمان بیان کرد: کسانی که مدیر هستند و قدرت دارند خود مردم هستند منتهی در یک زمان معینی مسئولیتی میپذیرند که این حقوق را به اجرا درآورند وگرنه هیچ تفاوتی با دیگران ندارند و این مسئله در شرایط مختلف فرق میکند.
نهجالبلاغه از نظر محتوای فلسفه و حکمت سرآمد است
وی با یادآوری اینکه تمام سخنان حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه درج نشده است، گفت: اما این کتاب چیز دیگری است نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت بله از نظر محتوای فلسفه و حکمت سرآمد دیگران است و در این کتاب حقوق فراوانی از انسانها را بررسی کرده است از جمله حق نظارت مردم بر کار مدیران، حق انتقاد، حق برخورداری مردم از بیمه و غیره به طوری که در اواخر خلافتشان در کوفه فرمود بحمدالهی امروز کسی نیست که سرپناه یا شغل نداشته باشد و از آب فرات استفاده نکند یعنی حداقل نیازهای زندگی برای همه فراهم بوده است، لذا حضرت علی(ع) یک سیاستمدار است.
جعفری با بیان اینکه این حقوق پیوسته رو به توسعه است و هرچه اجتماعات انسانی پیشتر میرود، حقوق تازهای مطرح میشود، افزود: مردم باید آگاه باشند و این حقوق را بشناسند و مطالبه کنند و بر روی آن بایستند و حضرت علی(ع) نیز در همان خطبه 215 توصیه میکند که همه آن را مطالعه کنند و میفرماید اوضاع اجتماع به سامان نمیرسد مگر اینکه حاکمان صالح و دارای صلاحیت و مشروعیت باشند و والیان صالح نمیشوند مگر اینکه مردم بر روی حقوق خودشان بایستند. یعنی اول حقوقشان را بشناسند و بعد مطالبه کنند.
به گفته وی، حق آزادی، آزادی بیان و اجتماعات و تمام حقوقی که در هر زمانی مطرح میشود و غیره، بسیار وسیع و رو به توسعه است و نمیتوان چند ماده و اصل نوشت و گفت که تمام شد به همین دلیل حق بازبینی در قانون اساسی گذاشتند چون با گذشت زمان شرایط فرق میکند و حق تازهای مطرح میشود و آنچه قبلا گفته شده بود کهنه میشود و شرایط تازهای پیش میآید لذا پیوسته باید بازبینی شود و این حق مردم است که هر بار با بازبینی حقوق تازهای که مطرح شده را پاسخ دهند.