
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، شکرالله خاکرند، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز امروز، 29 اردیبهشتماه در پیشهمایش نهمین همایش بینالمللی پژوهشهای قرآنی که با موضوع «نقش اهل بیت(ع) در سیر تمدن اسلامی و اهل بیت(ع) و ایرانیان» در محل دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز برگزار شد، به تبیین نقش اهل بیت(ع) در سیر تمدن اسلامی پرداخت و گفت: بعد از آنکه در غرب تحولاتی نظیر رنسانس پیش آمد، مسیری طی شد و مسائلی شکل گرفت که نام آن را تمدن گذاشتند.
وی افزود: تمدن واژهای متناسب با اقتضائات و تحولاتی است که در غرب پیش آمده و این نام شکل گرفته است که این واژه بعدها از طریق مستشرقین و خاورشناسان و ترجمه آثار آنها به زبان فارسی و عربی وارد فرهنگ ما شده است و سپس برهههایی از تاریخ گذشته مسلمانان که با استاندارد آنها تطابق داشته است، به نام تمدن مسلمانان نامیدهاند.
خاکرند با یادآوری اینکه قرون سوم تا ششم هجری را به عنوان دوران تمدن اسلامی میشناسد، گفت: علت این مسئله نگاه حاکم بر تمدنشناسی است که تحت تأثیر خاورشناسان و مستشرقان غربی است وتکامل در منظر آنان در ابعاد مادی جامعه است.
استادیار دانشگاه شیراز ادامه داد: در این نگاه به جامعهای که به کمک علم و تکنولوژی، نظام متمرکز سیاسی و اداری به سطحی از امنیت و رفاه رسیده باشد، جامعه متمدن میگویند و تقریباً 8 زمینه را تعریف کردهاند که اگر جامعهای برخوردار از این زمینهها بود، جامعهای توسعه یافته و متمدن است که تقریباً عمده آنها ناظر به رفع نیازهای غریزی و مادی بشر است.
وی اضافه کرد: خاورشناسان با همین نگاه تمدنهای مختلف را میسنجد که بر این اساس تاریخ اسلامی را به دو دوره تقسیم میکنند؛ دورهای که جامعه اسلامی تمدن نداشته است از جمله دوره پیامبر(ص) و دوره بعد که نهضت ترجمه تأسیس میشود و جامعه اسلامی از این طریق با فلسفه یونانی، نجوم و غیره آشنا میشود که از اینجا به بعد میگویند جامعه اسلامی متمدن شده است.
خاکرند با بیان اینکه متأسفانه غاطبه محققان و نویسندگان ما این مسئله را به عنوان یک فرض پذیرفتهاند در حالی که فرض نادرستی است، گفت: در بحث بعثت نبوی که بنیان تمدن اسلامی است نوع خاصی از هستیشناسی، معرفتشناسی و انسانشناسی وجود دارد که تعریف خاصی از انسان است.
نویسنده کتاب «سیر تمدن اسلامی» با یادآوری اینکه هدف انبیای الهی حرکت انسان از مرتبه پست به سمت اعلای علیین است، گفت: این همان تعریف تمدن از منظر قرآن و نبوت است که اگر شرایط، مدیریت، فرهنگ، ادبیات، هنر و غیره جامعهای از ابعاد پست و دانی به سمت ابعاد متعالی وجود حرکت کند، جامعه متمدن است البته لازم به ذکر است که علامت حرکت به سمت ابعاد عالی، گسترش و پررنگ شدن آسایش در جامعه نیست بلکه علامتش این است که آرامش در جامعه بیشتر میشود.
وی با اشاره به اینکه شاخص تمدن غیردینی و غیروحیانی، گسترش آسایش و رفاه در جامعه است، گفت: شاخصه تمدن دینی افزایش آرامش در جامعه است البته این آرامش حداقلهایی از آسایش را میطلبد اما اصالت با آرامش است نه آسایش که تعابیر قرآنی زیادی در این زمینه وجود دارد.
خاکرند اظهار کرد: رویکرد و حرکت پیامبر(ص) در این زمینه بود که بعد از رحلت پیامبر(ص) نیز دارای اقتضائاتی است که باید مدیریت جامعه ولایی باشد.
وی بنیاد جامعه را تقدم اندیشه بر تمدن، روح بر جسم، نرمافزارها بر سخت افزارها و اصالت دادن به اندیشه قرآنی دانست و افزود: متن جامعه به جای فلسفه خواندن که جای خودش معتبر و محترم است، قرآن است یعنی روح جامعه از قرآن تغذیه میکند و نه از چیزهایی که مرتبط با قرآن و اهل بیت(ع) نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز اظهار کرد: متأسفانه مسیر پیامبر(ص) بعد از رحلت ایشان تداوم پیدا نکرد و این عدم تداوم نخست در مدیریت سیاسی جامعه بود و مدیریتی عهدهدار امور شد که به آن خلافت میگویند و به جای امامت، خلافت بر روی کار آمد لذا آنچه که ما تحت عنوان متمدن اسلامی میشناسیم تحت مدیریت خلافت است که شکل گرفته است پس این تمدن اسلامی نیست، بلکه تمدن عباسی است و به غلط آن را اسلامی مینامند و اگر ما معتقد باشیم که تبلور اسلام در سیره اهل بیت(ع)، زمانی تحقق پیدا میکند که امامان در رأس امور بودند.
وی ادامه داد: در آن زمان تمدن اسلامی اصلا تحقق پیدا نکرد چون نه در بعد اندیشه، قرآن محور بود و نه تفسیر قرآن تفسیری از اهل بیت(ع) بود بلکه تفسیری معتضله و اشعری بود و ربطی به مکتب اهل بیت(ع) نداشت. از سوی دیگر فلسفه ترجمه صد در صد اسلامی نیست حتی عرفانی که به نام عرفان اسلامی مطرح شد، عرفان خالص اسلامی نیست و مطالب غلطی وارد آن شد یعنی اسلام به علاوه بازگشت به فرهنگ جاهلی به همراه آنچه که از ملل پیرامون بعد از نهضت ترجمه وارد این رودخانه شد.
خاکرند تصریح کرد: تنها در یک برهه از زمان که امام محمدباقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) به دلیل زوال حکومت امویان توانستند فرصتی به دست آورند و مقداری از تمدن اسلامی بازتعریف کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با تأکید بر اینکه آنچه که در روایات به عنوان تمدن مهدوی، وجود دارد، تمدن اسلامی است و باید به درستی فهمیده، شرح و بسط داده شود، گفت: سئوالی که در اینجا مطرح میشود این است که پس ائمه در این مدت که تمدن مسلمانان از آنچه که پیامبر(ص) ترسیم کرد، فاصله گرفت چه میکردند؟ در پاسخ باید گفت ائمه تلاش کردند تا حداقلها حتیالامکان حفظ شود که هر کدام متناسب با دوره خود این کار را انجام میدادند.
وی با بیان اینکه ائمه اطهار هر کدام متناسب با خطرهای جدی زمان خود، سیره خاصی نشان میدادند، گفت: زمانی اقتضا این بود که حکومتی به دست گرفته شود و امام علی(ع) با اکراه حکومت را میپذیرند تا آن حداقلها از بین نرود اما زمانی دیگر اقتضا این است که با صلحی آن حداقلها حفظ شود که امام حسن(ع) آن را انجام داد.
خاکرند ادامه داد: امام حسین(ع) نیز وقتی خطر را خیلی جدی دیدند با از جان گذشتگی سعی کردند آن حداقلها را حفظ کنند و مرز بین دو اسلام که با هم آمیخته میشد و اسلام نبوی داشت در سایه اسلام اموی آمیخته میشد با خون حائل قائل شدند لذا حادثه عاشورا مرز خونینی بود که بین این دو نگاه وجود داشت.
نویسنده کتاب «سیر تمدن اسلامی» اضافه کرد: بعد از شهادت امام حسین(ع) وقایعی مانند وقایع حره پیش آمد که تعدی سربازان یزید به ناموس مسلمانان خالص پیش آمد و آن روحیه یأس و گریز از جدیت که نامناسب بود، به وجود آمد لذا امام سجاد(ع) سعی کردند با دمیدن روح امید و تأکید بر عنصر توبه، آن روحیه از دست رفته در جامعه را بازگرداند تا در این فضا امثال یزید نتوانند کاملاً میدان داری کنند که نماد و نمود آن در صحیفه سجادیه است.
وی خاطرنشان کرد: از یک جا عرصه نظامی و سیاسی و نظامی دیگر عرصه اصلی نبود یعنی دشمنان اهل بیت(ع) که زمام امور را به دست داشتند زیرکانه فهمیدند با تخریب اندیشه اسلامی بهتر میتوانند به مقاصد خود برسند لذا جنگ فکری در قالب تأسیس فرق مختلف ایجاد کردند که امام باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) نیز در این عرصه ورود پیدا کردند.
خاکرند گفت: با تربیت انبوه شاگردان، میراث عظیمی به امام موسیبن جعفر(ع) رسید که در این زمان امکان یک قیام سیاسی به وجود آمده بود و امام آماده قیام سیاسی و نظامی شده بود لذا دیگر در اینجا خیلی تقیه نمیکردند به همین دلیل هارونالرشید متوجه خطر شد و آن حضرت را زندانی کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با بیان اینکه با 2 امام سختترین برخورد شده است، گفت: با امام حسین(ع) و امام موسی کاظم(ع) به دلیل اینکه هر دو حرکت جدی برای مدیریت جامعه و تمدنسازی انجام دادند سختترین برخورد شده است که بعد از امام موسی کاظم(ع) هارون الرسید تلاش میکند تا امام رضا(ع) صاحب نفوذ در میان مردم را نیز در کاخ حکومتی زندانی کند که باز تدبیر او مؤثر نیست و از آنجا به بعد دیگر حکومتها اصلاً تاب و تحمل وجود جسم ائمه را ندارند لذا مشاهده میکنیم از امام جواد(ع) به بعد میانگین سنی اهل بیت(ع) و ائمه بسیار پایین است و به مرز 30 سال نمیرسد که این اوج تمدن اسلامی بود آن هم زمانی که ائمه تحت فشار بسیار زیادی بودند.