
حجتالاسلام والمسلمین علینقی فقیهی، مدیر مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون مناجات شعبانیه، گفت: معمولاً چنین است که معصومان در دعاهای خود به متربیان آموزش میدهند که از پروردگار خود چه بخواهند، چگونه بخواهند و چگونه با خدا رابطه برقرار سازند تا بتوانند زمینه تعالی و رشد و نیل به سعادت خود را فراهم کنند.
وی ادامه داد: در فراز «إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِیی إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ .. » تا آنجا که میفرماید «إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی» 8 نکته اساسی که ریشه مسائل تربیتی است مطرح شده است. به تعبیری دیگر معصوم در این فراز به محورهای مهم روانشناختی اشاره میکند.
فقیهی ادامه داد: ابتدائاً مطرح میکند بنده اذعان دارم به اینکه جود و بخشش و کرم خدا آنقدر وسیع و گسترده است که همه آرزوهای او را پوشش میدهد. بنده با این جملات با خدا به این باور و اعتقاد خود تصریح میکند که خدا به بندهاش محبت دارد، کرمش بسیار زیاد است و با کرامت و بزرگواری با بندههایش رفتار میکند. از طرفی دیگر بنده خواستهها و آرزوهای خود را بسیار زیاد میبیند ولی هر چه زیاد هم باشد کرم و جود خدا را گستردهتر و زیادتر مشاهده میکند و بر این اساس میگوید «الهی جودک بسط أملی» خدایا جود و بخشش تو دامنه آرزوهایم را گسترده است و بخشایش تو برتر از عمل من است.
مدیر مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در رابطه با جمله دوم: «جودک افضل من عملی» تصریح کرد: بنده در این عبارت اشاره میکند به اینکه در رفتارها و اعمال خود کوشش میکند که شایسته و صالح و با فضیلت باشد ولی اذعان میکند که عفو و بخشش خداوند شایستهتر و با فضیلتتر است. بنده میداند کاستیهای عملی خویش را و این که باید بر اعمال با فضیلت تکیه کند اما در عین حال میداند که این اعمال آنقدرها ارزش ندارد که بخواهد به وسیله آن سعادت خود را تأمین کند. از این جهت است که عفو و بزرگواری خدا، محور و تکیهگاه او برای رسیدن به سعادت و خوشبختی است.
وی ادامه داد: نکته سوم در جمله «إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ» قرار دارد. خوشحالی و سرور نیاز و خواست فطری انسان است، انسان میخواهد دائماً در سرور و خوشحالی باشد و یک زندگی دائماً همراه با خوشحالی داشته باشد از این رو بنده به خدا عرضه میکند: خدایا این زندگی را تو میتوانی برای من ایجاد کنی و گرنه رفتارهای من نمیتواند آنقدر وسیع و گسترده باشد که بتواند خوشی و سرور سرمدی و ابدی را برای من پدید بیاورد.
فقیهی گفت: نکته چهارم که در این فرازها مطرح می شود این است که بنده در حقیقت به ضعف و ناسپاسی و قصور خود را در انجام و ظائف اشاره میکند و میداند که برای نیل به سعادت نیازمند به این است که ضعف و قصور خود را مطرح کند و نیازمند به آن است که خدای متعال عذر او را بپذیرد: «إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ» یعنی خدایا پوزش طلبی من به درگاهت، عذرخواهی کسی است که از عذرپذیری تو بینیاز نیست. پس عذرم را بپذیر ای کریمترین بزرگواری که زشتکاران به درگاهش عذر گناه میبرند.
این مدرس حوزه و دانشگاه اظهار کرد: در تعبیر بعدی بنده مؤمن میخواهد به آرزوهایش برسد و از رسیدن به آرمانهایش محروم و ناامید نشود. از این رو میداند که رسیدن به این آرزوها جز از طریق کمک خدای متعال امکانپذیر نیست، میگوید: «إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی» یعنی پروردگارا حاجت و نیازم را رد نکن و مبادا دست امید و آرزوهایم را از درگاه خویش کوتاه کنی.
نویسنده کتاب «تعلیم و تربیت» ادامه داد: در نکته بعدی به عنوان یک مؤمن مطرح میکند که میدانم خدا نمیخواهد بندهاش را خوار کند و پیش مردم در روز قیامت رسوا کند، دلیلش هم این است که در دنیا او را رسوا نکرده و همیشه هدایت خدا شامل حال او شده است، چطور ممکن است خدا که در دنیا این همه به من لطف کرده مرا در آخرت خوار کند و زمینهای را فراهم کند که آبرویم پیش دیگران برود. از این جهت میگوید: «إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی»: خداوندا اگر میخواستی خوارم کنی هدایتم نمیکردی و مرا مفتخر به ایمان نمیکردی و اگر میخواستی رسوایم بسازی از عقوبت دنیا معافم نمیکردی. پس میدانم در آخرت هم مرا رسوا نخواهی کرد.
وی افزود: نکته دیگر در عبارت «مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ» است. در حقیقت مؤمن این مسأله روانشناختی را مطرح میکند که من یقین دارم تلاشی که یک عمر انجام دادهام هرگز با این فضل و رحمت واسعه خدا به هدر نخواهد رفت و خدا مرا به سرمنزل مقصود خواهد رساند و به این نکته اشاره میکند که این همه عفو و لطف خدای متعال شایسته این است که من به عنوان مؤمن، حمد و ستایش دائمی نسبت به او داشته باشم و خدا باید به من کمک کند که این حمد و ستایش را آنطور که خدا دوست دارد و مورد رضایت اوست انجام بدهم؛ «إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی» یعنی خدایا ستایش ابدی تنها از آن اوست، سپاسی همواره فزاینده و بیکم و کاست آن گونه که تو دوست داری و میپسندی برای توست. یعنی من تلاش میکنم که در این مسیر الهی قرار بگیرم و جز با کمک خدای متعال به سرمنزل مقصود نخواهم رسید.