
حجتالاسلام و المسلمین منصور کیانی مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، گفت: مناجات شعبانیه مناجات حضرت امیر(ع) است. آن گونه که مرحوم امام(ره) مکرر میفرمودند: مناجات شعبانیه مناجاتی است که تقریباً همه ائمه(ع) به قرائت آن میپرداختند. این مناجات محتوای فوقالعاده عرفانی دارد به طوری که امام راحل فرمودند: این مناجات فقراتی دارد که جرأت نمیکنم آن را از زبان خود بگویم.
وی ادامه داد: امام میفرمودند فرازی همچون «الهی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ العظمة» مال ما نیست. مال خود ائمه(ع) است؛ چرا که ما به این جایگاه معرفت نداریم و حتی تصور آن را نمیتوانیم بکینم. برخی موارد است که اول معرفت است و بعد رسیدن. ما چون آشنایی با آن نداریم نمیتوانیم آن را تصور کنیم. بنابراین برخی فقرات آن حتماً مال بزرگان است؛ اما اینکه ما آنها را بخوانیم و بفهمیم خوب است.
کیانی ادامه داد: در فرازهای نخست این دعا میخوانیم: «وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ» خدایا دعای مرا زمانی که تو را میخوانم بشنو. این که میگویی کلام مرا بشنو به این معنی است که به حرف من گوش بده و چنین نیست که خدا صدای ما را نمیشنود؛ مقصود این است که خدایا به ما اعتنا کن، نظر لطف کن و به صورت ویژه به من توجه کن.
این مدرس حوزه با بیان اینکه نحوه ادب در خواندن خداوند بسیار مهم است، اظهار کرد: آنچه ائمه(ع) به ما آموختند شاید در هیچ مذهب و دینی نباشد و آن ادب سخن گفتن با خداوند است. رعایت ادب در تأثیر دعا بسیار مهم است. افرادی هستند که وقتی با خدا حرف میزنند ادب را رعایت نمیکنند. هر کسی را خداوند به قدر ادب خود، حظ و بهره میدهد. اگر حظ وافر میخوهیم باید کمال ادب را در خواندن خداوند رعایت کنیم؛ مانند ادب عاشق حقیقی نسبت به معشوق، چون عاشق میخواهد از خود خارج شود و همه او شود. به گفته مولوی:
ای خدای پاک و بی انباز و یار،
دست گیر و جرم ما را در گذار
یاد ده ما را سخنهای رقیق
کان به رحم آرد تو را، ای خوش رفیق
کیمیا داری که تبدیلش کنی؛
گرچه جوی خون بود، نیلش کنی
ما میخواهیم سخنانی یاد بگیریم که خدا را به رحم آورد و با ما مهربانی کند. خدای تعالی کیمیاهایی دارد که میتواند سیئات ما را به حسنات تبدیل کند: (یا مبدل السیئات بالحسنات) باید طوری سخن بگوییم که به معدن رحمت خداوند نزدیک شویم.
وی خاطرنشان کرد: این مناجات دو فقره دارد که واقعا از لباب ولایت حضرت امیر(ع) آمده است: «فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی»: به سوی تو گریختهام و در پیشگاهت ایستادهام، نالان و زاران و بیبرگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم. یک بار میگوید من از زشتیها و بدیها که دل را میمیراند به سوی تو فرار کردم و از آنها به تو پناه میبرم. انسان گاهی از جهنم فرار میکند و گاه از جهنمیها باید بگریزد. اعمال بد برخی گناهکاران حقیقتاً موجب تکدر خاطر است. از پیامبر نقل است که فرمودند: روزی هفتاد بار استغفار میکنم چون چیزهایی در دل من میافتد. پیامبر(ص) و حضرت امیرالمؤمنین(ع) از چه استغفار میکنند و به خدا پناه میبرند؟ از مردم جاهل مسلک گناهکار و جائر. با وجود اینکه مخلوقات تو هستند اما وقتی این مرائی میبینیم دلم گرفته میشود و دوست دارم به سوی تو فرار کنم.
مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول گفت: دعا میفرماید: «وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ» من مستکین هستم یعنی زمینگیر شدم، تضرع میکنم و دستها را به سویت بالا میبرم: «راجیا لما لدیک» در این فقره خوف و رجا را با هم میبینیم. یعنی به فضل تو و آنچه نزد توست امیدوارم. در ادامه میفرماید: «وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی» همه چیز را از دل من خبر داری، زیارت و نقصان من به دست توست و هیچ چیز به دست من نیست: «وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی».
وی گفت: در بخشی دیگر از دعا آمده است: «إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی» خدایا اگر مرا به حرمان دچار کنی و محروم کنی از چه کسی طلب رزق کنم؟ اگر مرا به خذلان بیندازی چه کسی مرا یاری خواهد کرد؟ خدایا خواری از مخلوقات ناتوان است و عزت و سرافرازی و بها و دولتمندی از آن توست. خداوند فرمود: «العزه لله جمیعاً» بنابراین اگر تو مرا خوار کنی چه کسی مرا یاری کند و از این خواری نجات دهد؟
این مدرس حوزه ادامه داد: در ادامه دعا از خشم و رسیدن غضب خدا به او پناه میبریم. اگر کسی حقیقتاً به خدا پناه برد هم این پناه آوردن شیرین است هم به جای خوبی پناه آورده است؛ قلبش به آرامش میرسد و در دنیایش بهرهمند میشود. برخی دارایی و عزت را در ثروتهای مادی میبینند اما افرادی که در این مسیر میکوشند همیشه در بیم و هراس از دست رفتن این ثروتها به سر میبرند و فکر شکست اقتصادی و مرگ و فقر آنها را رنج میدهد.
کیانی ادامه داد: در فراز دیگر میخوانیم: «إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ»: چه ادب زیبایی در این تعبیر وجود دارد، میفرماید: اگر من اهل و سزوار رحمت تو نیستم تو اهل جود و بخشش هستی، تو اهل دادن بیمنت هستی پس مرا از رحمت بیکرانت برخوردار ساز.