کد خبر: 3311155
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۲

محبت به خدا و دوری از عیب​جویی؛ بازخورد علم به ستاریت خدا

گروه اجتماعی: مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول با بیان اینکه آگاهی نسبت به صفت ستاریت خداوند معرفت بالایی است، محبت خداوند و دوری از عیب​جویی را بازخورد این معرفت در وجود انسان دانست.

علی صافی، مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، به عبارت «إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ» گفت از مناجات شعبانیه اشاره کرد و گفت: در این بخش از مناجات امام عرضه می‌دارد: خدایا متولی کار من شو، تو مرا اداره کن. تمام ولایت عالیه‌ات را در زندگیم وارد کردی، خوب سرپرستی کردی از این به بعد هم مرا تنها مگذار. چتر سرپرستی و ولایت و مدیریتت را بر تمام لحظات زندگی من؛ آشکار و نهان بگستران. انسان با این فراز از مناجات خود را زیر چتر مدیریت خدایی که عالم است، مهربان است و امین است، می‌برد.

وی ادامه داد: بعد از خدا درخواست می‌کند: «عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ» خدایا به من رو کن. گویا انسان با گناهان خود پشت به خدا می‌کند، سپس متوجه می‌شود و بعد با توبه می‌خواهد برگردد و در خود ظرفیتی فراهم کند و از خدا می‌خواهد به او نظر لطف کند و او را مورد توجه قرار دهد آن هم انسانی که «مذنب قد غمره جهله؛ گناهکارى که جهلش سراپایش را پوشانده» خدایا به من رو کن چرا که من در گرداب گناه و آلودگی فرو رفته‌ام و این فرود در گناه ناشی از جهل من است، راه را تشخیص ندادم و مسیر را اشتباه رفتم.

صافی اظهار کرد: در دعای ابوحمزه ثمالی تعبیری هست که عرضه می‌دارد: من از روی لجاجت معصیت نکردم من ندانسته وارد این مسیر شدم. اینکه انسان خود را بنده خدا بداند، در برابر خدای متعال ادعای علم نکند، ظرفیتی را در او ایجاد می‌کند که خداوند او را مورد لطف و توجه قرار بدهد. یعنی من می‌گویم: خدایا بنده‌ام، ضعیفم، ناتوانم، هر بار از ولایت تو بیرون شدم عاجز آمدم. به تو روی آوردم و از تو می‌خواهم مرا مدیریت کنی و مورد هدایت قرار دهی؛ چراکه منشأ گناه من جهل من است.

غفلت از حضور در محضر الهی؛ زمینه‌ساز بی‌توجهی به اثر گناه بر سرنوشت و سلامت نفس انسان

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: وقتی انسان از حضور در محضر الهی غافل می‌شود از بلایی که گناه بر سرنوشت و سلامت نفس او می‌گذارد بی‌خبر است، وقتی با توبه این پرده از مقابل دیدگانش کنار رود و حقایق را مشاهده کند، تلاش می‌کند که دست و دل از گناه بشوید و این همان بازگشت مطلوب به حق است که خداوند می‌فرماید: «توبوا الی‌الله» برگردید به سوی خداوند.

وی با اشاره به منشأ بروز گناه اظهار کرد: منشأ برخی گناهان جهل است و برخی نیز منشأ نفسانی دارد؛ بازگشت و توبه از گناهانی که منشأ نفسانی دارد به تهذیب نفس و تغییرات در مبدأ میل و ذائقه انسان نیاز دارد.

پاکی از برخی گناهان نیازمند تغییر در مبدأ میل و ذائقه انسان است

مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول توضیح داد: انسان یا گرفتار جهل است که با آگاهی این جهل برطرف می‌شود و طبیعتاً به طرف گناه نمی‌رود؛ مثل اینکه به انسان بگویند این غذا آلوده است و وقتی بفهمد دست می‌کشد و از آن خطر ایمن می‌شود. یا اینکه انسان گرفتار شهوات عملی است یعنی میل و ذائقه‌اش به گناه گرایش پیدا کرده است. اینجا دیگر مسأله علم به تنهایی نیست؛ بلکه مسأله تغییر ذائقه است.

صافی در ادامه گفت: لذا هم شیطان هم دشمنان امروزی ما تلاش می‌کنند انسان‌ها را در دریایی از اطلاعات کم‌اهمیت یا بی‌اهمیت فرو ببرند تا او تصور کند می‌داند و با این تصور عُجب علمی پیدا کند و خود را مستغنی از دانستن بداند که این زمینه گناه را فراهم می‌کند یا از این مهم‌تر تغییر ذائقه در او ایجاد می‌کند، همان‌طور که ذائقه انسان در خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها تغییر می‌کند به جهت روحی هم ممکن است این ذائقه تغییر کند و انسان آرام آرام از فطرت الهی و طهارت باطن خود فاصله بگیرد و میل به گناه و آلودگی پیدا کند و کسی که می‌خواهد از این میل به گناه و آلودگی نجات پیدا کند، طبعاً باید تهذیب نفس و پاکسازی درون را انجام دهد.

وی خاطرنشان کرد: به گفته استاد مطهری در کتاب «انسان و ایمان»، علم و ایمان برای انسان ضرورت دارند و در تقابل با هم نیستند اما اینها هر کدام حوزه‌ای برای خود دارد. ایشان می‌فرماید: علم ابزار ساز است ولی ایمان مقصدساز است. این نکته مهم است که می‌فرماید: علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می‌دهد اما ایمان وجود انسان را به صورت عمودی بالا می‌برد. این نکات در این مناجات به زیبایی بیان شده که انسان خود را زیر چتر ولایت و مدیریت پروردگار برود و بالتبع آن اگر صاحب علمی بشود، این علم با هواهای نفسانی آلوده نمی‌شود. مثنوی در جایی به این نکته اشاره دارد:
قطره علمی که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش
قطره علم است اندرجان من
وارهانش از هوی و از خاک تن

صافی گفت: تازه این علمی که ما داریم و اندک هم است (ما اوتیتم من‌العلم الا قلیلا) وقتی با هواهای نفسانی آغشته می‌شود، تأثیر علمیت خود را از دست می‌دهد. نکته دیگر که می‌توان در این باب گفت: دام و دانه‌ای است که برای انسان گرفتار ضعف علم و ضعف نفسانی ایجاد می‌شود که وقتی انسان زیر چتر مدیریت پروردگار قرار می‌گیرد از این آسیب‌ها نجات پیدا می‌کند. باز مولوی می‌گوید:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا

ما چو مرغان حریص بی‌نوا

 گر هزاران دام باشد هر قدم

چون تو با مایی نباشد هیچ غم

این مدرس دانشگاه به فراز «إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى» اشاره کرد و گفت: امام می‌فرماید: خدایا گناهان مرا در دنیا پوشاندی و من به پوشاندن این گناهان در آخرت محتاجترم. اینکه خداوند ستارالعیوب است؛ یعنی انسان به این باور برسد که خدا می‌پوشاند. این معرفت بالایی است. اگر خداوند اراده می‌کرد برخی از آلودگی‌های نفسانی انسان را برملا کند، زندگی هم برای او سخت می‌شد هم برای اطرافیان. یعنی دیگر خبری از عزت و احترام و محبت نبود.

معرفت نسبت به صفت ستاریت خداوند محبت می‌آورد

صافی ادامه داد: مناجات اظهار می​دارد: خدایا بر ظاهر و باطن، بر خلوت و جلوت من آگاهی. نفس و ضعف و معصیت مرا می‌بینی و آنها را به لطف خود در دنیا پوشاندی تا حتی بندگان صالح تو هم از این عیب من مطلع نشوند چه برسد به انسان‎های ناصالح که کاه را کوه می‌کنند و زندگی را تلخ می‌کنند. تو پرده‌ای از ستاریت خود بر اعمال من کشیدی.

وی با بیان اینکه معرفت نسبت به صفت ستاریت خداوند محبت می‌آورد، افزود: اگر من بدانم دوست من با علم به عیب و خطای من، آن را می‌پوشاند من به واسطه فضیلتی که در او سراغ دارم، نسبت به او محبت پیدا می‌کنم. حالا انسان چقدر از عیب انسان دیگری مطلع است؟ خیلی کم. خدایی که بر همه این عیب‌ها، آلودگی‌ها و گناهان آگاهی دارد، پرده‌پوشی می‌کند. این که بدانیم پرده‌پوشی می‌کند برای انسان محبت می‌آورد و البته انسان را به این نقطه می‌رساند که بگوید خدایا من این گناهان را برای مخالفت امر تو انجام ندادم در دعای ابوحمزه هم داریم: «لواطلع الیوم علی ذنبی غیرک ما فعلته» اگر می‌دانستم دیگری از این گناه من مطلع می‌شود آن را انجام نمی‌دادم. این اعتماد ایجاد می‌کند و در عین حال بیان ضعف است: خدایا من ضعیفم اگر دست مرا نگیری، گرفتار این مشکلات می‌شوم.

بازخورد صفت ستاریت خداوند در وجود انسان

مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول گفت: بازخورد صفت ستاریت خداوند در وجود انسان این است که انسان در زندگی عیب‌جو نباشد بلکه هم در مسائل خانوادگی و اجتماعی تلاشش بر این باشد که عیب‌ها را بپوشاند. همانطور که پیامبر(ص) هم فرمود: خداوند پرده‌پوش است و این صفت را در بندگانش دوست دارد.

این مدرس دانشگاه اظهار کرد: ادامه فراز می‌فرماید: اینکه مرا در پرده‌ای از ستاریت خود قرار دادی این دنیاست، دنیا دار کثرات و فراموشی است، این می‌گذرد بالاخره کسی گناه مرا دید ممکن است فردا فراموش کند؛ اما من به این ستاریت در روز قیامت محتاج‌ترم. چون در این دنیا که عرصه کثرات و فراموشی است، محدود است عده‌ای متوجه می‌شوند، عده‌ای متوجه نمی‌شوند بعد فراموش می‌کنند، بهر حال گذشت بین من و آن گناه حائل می‌شود؛ اما قیامت روز فروافتادن پرده‌ها است و ما برابر پروردگاری قرار داریم که همه چیز را می‌داند و همه انسان‌ها در محشر در درگاه او مورد بازخواست قرار می‌گیرند. من اگر با این آلودگی‌ها با پروردگارم ملاقات کنم و این آلودگی‌ها از ناحیه خداوند برای بقیه مکشوف شود، به تعبیر امام: انسان مفتضح شود این ننگ را کجا ببرد؟ این جا دنیا نیست، گذرا نیست، انسان آنجا آرزو می‌کند ای کاش بین او و گناهانش فاصله زیاد بود: «روزى که هر کسى آنچه کار نیک به جاى آورده و آنچه بدى مرتکب شده حاضر شده مى‌یابد و آرزو مى‏​کند کاش میان او و آن [کارهاى بد] فاصله​‏اى دور بود»(آل عمران، 30).

صافی افزود: چون عمل انسان جزء ذات او می‌شود. مناجات می‌فرماید: خدایا روزی که کسی نیست دست مرا بگیرد و همه پرده‌ها می‌افتد به ستاریت تو در قیامت نیازمندترم هر چند اگر این ستاریت تو در دنیا نبود، زندگی بر من بسیار سخت می‌شد.

وی خاطرنشان کرد: ماحصل این عبارات عرشی و ارزشمند این است که بدانیم ما موجود گرفتار جهل هستیم به علم اندک خود نباید غره بشویم و بابت این ضعف علمی مرتکب گناه می‌شویم. برای نجات از این گناه باید به خدایی پناه برد که منشأ همه کمالات و خوبی‌ها است و از او تقاضا کنیم: با من آن گونه که من شایسته آن هستم رفتار نکن بلگه آن گونه که تو شایسته آنی برخورد کن و این زیاده‌خواهی نیست چون خداوند کریم است بخشنده است و به دنبال بهانه‌ای است که گناه انسان را از وجودش بزداید. در برخی روایات داریم که خداوند بسیار مشتاق است که بنده گناهکار به سراغ او بیاید و انتظار او را می‌کشد.

مدرس دانشکده اصول‌الدین دزفول ماه شعبان و ماه رمضان را فرصتی برای آشتی با خداوند و قوی​تر ساختن ارتباط خود با خدا دانست و گفت: در این فرصت​ها او را با این کلمات عرشی و زیبا بخوانیم و عشق به پروردگار و محبت نسبت به اولیاء او را در خود تقویت کنیم تا برای ادامه راه بیمه شویم ان‌ شاءالله.

captcha