
ساعت 18 و 30 دقیقه یکشنبه 18 مردادماه. اینجا ابتدای هاشمیه، همه به پل روی بزرگراه چشم دوخته بودند تا به محض آمدن مهمانها، اولین نفری باشند که به آنها خوشامد میگویند، آخر دو سه روز پیش خبر داده بودند مشهد قرار است میزبان عزیزانی باشد که به خوبی وظیفه پاسداری از میهن را انجام داده بودند.

قبل از زمان اعلام شده میتوانستی از ورودی محل قرار همه را ببینی در سنین مختلف و با ظاهرهای متفاوت؛ همه آمده بودند؛ کارمند، کاسب، کارگر، دکتر، معلم، ...؛ اما اینجا مدرک و پول مهم نبود آخر هنوز یادشان بود عهدی را که با آنها بسته بودند تا بدرقه کنند خط شکنان هشت سال دفاعی مقدس از نوع یاران امام خمینی(ره).
اما در مورد مهمانها برایتان بگویم... مهمانان عزیز مشهد، غواصان خط شکن بودند، بعضیهاشان گمنام بودند زیرا دیروز رفته بودند خط شکن باشند برای فتح جبهه و امروز آمده بودند تا دلها را فتح کنند، دل پدران و مادران منتظر و دل بیتاب نسل جدید انقلاب را که بیصبرانه منتظر قدوم این خط شکنان بودند تا از آنها نیرو و انگیزه بگیرند، برای ادامه راه...

راستی! امروز بعد از اینکه میزبانان چشمشان به میهمانها افتاد، باران گرفت! امروز، در این دیدار عاشقانه چشمها باریدند، بارشی از جنس رحمت، از جنس همان بارانی که خداوند در صدر اسلام بر سربازان مسلمان نازل کرد تا به آنها نیرو ببخشد، و باران امروز هم انرژی میداد به کسانی که سالها ندای یک مرد الهی از تبار بانو فاطمه زهرا(س) را لبیک گفته بودند و پای آرمانهای او و پای جانشین او، مردی از سلاله حضرت مادر(س) با همه سختیها ایستاده بودند.
همه مردم منتظر فرماندهانشان بودند تا برگردند و به آنها خدا قوت و دست مریزاد بگویند تا ادامه راه را با شتاب بیشتری طی کنند و امروز آن انتظار به پایان رسیده بود و سیل باران در بلوار هاشمیه مشهد از گونههای بدرقهکنندگان پیکر مطهر خط شکنان باریدن گرفت...

غواصان خط شکن نشان دادند که هرجا پای دین و کیان میهن وسط باشند آنها هم هستند، هرچند عرصه مقابله زیر آب باشد و به ترجمه امروز هرچند عرصه مقابله با خصم، تهاجم فرهنگی و تحریم اقتصادی و یا جنگ روانی باشد، مهم حضور دشمن است، هرجا او باشد ما نیز هستیم.
یادم رفت از حال دلها برایتان بگویم؛ امروز دریای وجود میزبانان خط شکنان ما طوفانی بود، متلاطم بود، قیامتی بود در عین آرامش، وقتی میهمانها آمدند سر قرار، هیچ کس سر از پا نمیشناخت، هیچ کس دیگری را نمیشناخت، همه به یک سمت و سو چشم دوخته بودند غواصان خط شکن گمنام که به پیروی از سید و سالار شهیدان و فرزندان و یاران پاک او به عشق یگانه هستی سبکبال به عرش الهی پرواز کرده بودند.

خیلی ها تبرکی از آنها میخواستند، خیلیها برای درد دل آمده بودند و بعضی هم با سکوت بغض خود را فروخورده و به تماشای آمدن این شهدا نشسته بودند؛ مداحی احمد واعظی نیز بر این شور و شوق مردم انرژی دوبرابر داده بود تا آنهایی که نتوانستند در صحنه کربلا برای امام خود مراسم تشییع برگزار کنند، برای شهیدانی که ادامه راه حسین(ع) بودند تشییعی در شأن و منزلت این افراد برگزار کردند.
باشد که رهرو این شهدا باشیم ... انشاءالله
احسان شریفی/ خراسان رضوی