به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در رسانههای دیداری و شنیداری 29 آذرماه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یکی از مبارزان قدیمی وابسته به جبهه مقاومت، به نام «سمیر قنطار» در حمله موشکی جنگندههای اسرائیل به شهر دمشق به شهادت رسیده است. به راستی شهید سمیر قنطار چه کسی بود که برخی از مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی از شهادت او ابراز شادمانی کردند و برخی دیگر ترجیح دادند به جهت جلوگیری از دادن بهانه به دست حزب الله لبنان جهت انتقام گیری یا موضعی نگیرند و یا موضعی خنثی داشته باشند؟
شهید سمیر قنطار کیست؟آنچه که در اغلب رسانهها از شهید سمیر قنطار گفته شد به شرح زیر است:
«سمیر قنطار» قدیمیترین اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی در 20 جولای 1962در روستای دروزی نشین «عیبه» از توابع استان «جبل» لبنان به دنیا آمده و در سال 1978 میلادی طی یک عملیات ضد صهیونیستی در شهر صهیونیست نشین «نهاریا» به اسارت در آمد.
وی در تاریخ 22 آوریل 1979 در حالی که تنها 16 سال داشت به همراه سه تن از اعضای گروه فلسطینی «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به نامهای «عبدالمجید اصلان»، «مهنا الموید» و «احمد الابرص» به شمال فلسطین اشغالی نفوذ کرده و به محل اقامت یک صهیونیست به نام «دانی هاران» دانشمند اتمی آن رژیم اشغالگر در شهر «نهاریا» یورش برده و او را به اسارت گرفتند. در همین زمان با نیروهای پلیس صهیونیستی مواجه شده و با آنها درگیر شدند که در جریان این درگیریها یکی از نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی کشته شد. در این درگیری دو تن از همراهان قنطار یعنی اصلان و موید کشته ولی او و احمد ابرص از سوی نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شدند. رژیم صهیونیستی مدعی شد که در جریان این درگیریها قنطار پیش از دستگیری، گروگانهای خود را به قتل رسانده است.
قنطار در تاریخ 28 ژانویه 1985 از سوی دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی به پنج بار حبس ابد و نیز 47 سال حبس محکوم شد که چیزی بیش از 500 سال حبس میشود. صهیونیستها وی را به قتل پنچ صهیونیست و زخمی کردن یک صهیونیست دیگر متهم کرده و در بازداشتگاه «هداریم» محبوس کردند. وی در طول دوران حبس توانست به عنوان دانشجوی آزاد (آموزش از راه دور) در دانشگاه تل آویو مشغول به تحصیل شود و در سپتامبر 1998 در رشته ادبیات و علوم اجتماعی این دانشگاه موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. اما این همه ماجرای شهید سمیر قنطار نبود.
سمیر قنطار؛ عمید الاسرا(سرسلسله اسرا)
پس از پیروزیهای مقاومت اسلامی لبنان(حزب الله) و عقب نشینی رژیم صهیونیستی از خاک لبنان در سال 2000 میلادی ـ 1378 شمسی ـ دو مسئله هنوز میان این رژیم و جریان مقاومت حل نشده بود: نخست، مزارع شبعا که در اشغال اسرائیل است و دوم، تبادل اسرا و کشته های دو طرف.
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان حتی در نظر رسانههای اسرائیلی فردی است که تاکنون هیچ گاه دروغی به زبان نیاورده است و حرفی نزده که از انجامش ناتوان باشد. وی طی یکی از سخنرانیهایش پس از خروج اسرائیل از خاک لبنان به مردم کشورش وعده آزادی اسرای لبنانی را داد و گفت: «با یک جمله می خواهم تکرار کنم تا دشمن، دوست، ملت، مقاومت و خانواده های اُسرا بشنوند. ما تصمیم گرفتیم که همه اسرای عزیزمان را از هر حزب، گروه و طایفهای که باشند برگردانیم. گوشهایتان اشتباه نمیشنود و برداشت دیگری نکنید». در این میان، شهید سمیر قنطار که به نسبت سایر اسرا قدیمیتر بود و زمان اسارتش هم به قبل از ظهور حزب الله لبنان برمی گشت، حجت الاسلام نصرالله وی را عمید الاسرا(سرسلسله اسرا) نامید. این نامگذاری از قنطار یک قهرمان ملی و از این حزب یک مقاومت ملی ساخت.
تبادل اسرا و خیانت اسرائیلدر جریان تبادل اسرا میان حزب الله و رژیم صهیونیستی، جریان مقاومت به هیچ وجه حاضر به مذاکره مستقیم با طرف اسرائیلی نشد، بنابراین کشور آلمان به عنوان نقش واسطه گری این کار انتخاب شد و انجام مبادلات را بر عهده گرفت. حزب الله لبنان این عمل کشور آلمان را انسان دوستانه عنوان کرد. پس از سه سال مذاکره غیرمستقیم، سرانجام در سال 2004 میلادی ـ 1382 شمسی ـ بر سر آزادی اسرا و مبادله کشتهها توافق شد.
در جریان این تبادل، سرهنگ حنان تنینباوم یکی از مسئولان بلند پایه و مشاور امنیتی نخست وزیر رژیم صهیونیستی که هنگام نفوذ به تشکیلات حزب الله دستگیر شده بود، میان طرف اسرائیلی و جریان مقاومت مبادله شد. هنگامی که خبرنگاران در فرودگاه آلمان از وی میپرسند که چه حرفی برای حزب الله داری؟ او جواب میدهد: «حزب الله با من خیلی خوب رفتار کرد. خیلی ممنونم».
لیست اسامی کشتهها و اسیران از قبل رد و بدل شده بود اما در فرودگاه آلمان مشخص شد که طرف اسرائیلی خیانت کرده و سه اسیر لبنانی به نامهای سمیر قنطار، نسیم نِسِر و یحیی اسکاف میان اسرا نیستند. همانطور که اشاره شد مسئله آزادی قنطار برای حزب الله لبنان ویژگیهای خاص خود را داشت اما مبادله انجام شده بود و جریان مقاومت هیچ اهرم فشاری برای بازپس گیری اسرا در اختیار نداشت.
اسیرگیری از اسرائیل؛ راه سومدبیرکل حزب الله لبنان در مراسم استقبال از اسرای لبنانی خطاب به حضار در جلسه گفت: «...آنها احمق هستند زیرا برادر ما سمیر قنطار را نگه داشتهاند. او الآن باید آزاد میبود ... اما یک راه سومی هست». سیدحسن نصرالله با حالتی کمی شوخ طبعانه جدی و همچنین با اشاره به تصویر پشت سرش افزود: «همراه من نگاه کنید. راه سوم این است. این تصویر برادران شما در مقاومت اسلامی است که در حال به اسارت درآوردن سه سرباز اسرائیلی هستند اما دستشان کمی پرزور بود و آنها مرده آوردند! ... من به شما قول میدهم که مجاهدین اسلامی دفعه آینده در روزی از روزها این اسرا را خواهند آورد». با اشراف رهبر مقاومت اسلامی لبنان، برنامهریزی رزمندگان حزب الله برای انجام عملیات اسیرگیری شروع شد؛ این عملیات انجامش به هیچ وجه آسان نبود.
اسارت دو سرباز و آغاز جنگ 33 روزهدر اواسط ماه ژوئن سال 2006 میلادی ـ اوائل تیرماه 1385 شمسی ـ پس از پیروزی جریان مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در رقابت انتخاباتی دولت، ارتش اسرائیل جهت سرکوب دولت منتخب مردم، به باریکه غزه حمله میکند و این حرکت رژیم صهیونیستی باعث میشود که حزبالله لبنان فرصتی را که در کمینش بود را بدست آورد.
در روز 12 جولای سال 2006 میلادی ـ 21 تیرماه 1385 ـ اسرائیل که هنوز خیالش بابت سرکوب فلسطینیها در غزه آسوده نشده است با خبر میشود که رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان دو سرباز این رژیم را به اسارت گرفتهاند تا با اسرای باقی مانده در زندانهای اسرائیل مبادله شود. این موضوع خود بهانه ای میشود تا این رژیم هم به لبنان حمله کند و هم از این راه رویای خلع سلاح حزب الله را پیگیر شود.
ساعاتی بعد، دبیرکل حزب الله لبنان در یک کنفرانس خبری حاضر شده و در آنجا راجع به این اتفاقات در جمع خبرنگاران صحبت میکند: «این اسرا پیش ما هستند. به دیارشان برنمی گردند مگر تنها به یک صورت و آن مذاکره غیرمستقیم و تبادل اسرا است والسلام ... ما آمادهایم تا ادامه دهیم که نه خود اسرائیل بتواند تصور کند و نه کسانی که پشتیبانش هستند». اما رژیم صهیونیستی مبادله را نوعی کوتاه آمدن در برابر حزب الله تلقی میکند و بدین صورت جنگ میان جریان مقاومت، مردم لبنان و اسرائیل تا 33 روز تداوم مییابد.
اسرائیل و خواستههای مقاومتمقامات رژیم صهیونیستی به ویژه ایهود اولمرت، نخست وزیر وقت اسرائیل طی جنگ 33 روزه همواره بر این نکته تأکید میکردند که برای آزادی اسرای خود هرگز مذاکره نمیکنند. اما آنها نه تنها موفق به این امر نشدند بلکه پس از جنگ بدین موضوع باور یافتند. حزب الله لبنان نیز بر آزادی سمیر قنطار، سایر اسرا و همچنین پس گرفتن اجساد لبنانی و عرب از اسرائیل همواره تأکید داشت. در نهایت جنگ 33 روزه با قطعنامه 1701 سازمان ملل متحد و در نتیجه شکست اسرائیل و پیرزوی حزب الله و مردم لبنان پایان مییابد.
در نهایت، شهید قنطار پس از 30 سال اسارت در 16 ژوئیه سال 2008 میلادی ـ 28 تیرماه 1387 ـ در عملیات آزادسازی اسرای مقاومت موسوم به «الرضوان» در قبال تحویل دو جسد صهیونیست، به همراه سایر اسرا از زندانهای فلسطین اشغالی آزاد و از منطقه مرزی «راس الناقوره» به وطنش لبنان بازگشت. در آن ایام «شیمون پرز»، رئیس وقت رژیم صهیونیستی اعتراف کرد اسرائیل خون گریه میکند چرا که برای بازگرداندن این دو نظامی اسرائیلی به شرط اینکه سلامت باشند هزینه سنگینی پرداخت کرد ولی ناامید شد. همچنین «تساحی هنگبی» رئیس وقت کمیته خارجی و امنیتی پارلمان اسرائیل اظهار داشت: «قضیه تبادل اسیران به منزله ضعف برای اسرائیل بود و ناتوانی دولت را بیش از پیش آشکار کرد».
تمام رسانههای خبری داخلی و خارجی از لحظه تبادل اجساد سربازهای اسراییلی تا لحظه ورود قنطار به خاک لبنان، استقبالش توسط مردم و شرکت او و سایر اسرا در جشن آزادی شان گزارش لحظ به لحظه میدادند.
اگرچه مراسم استقبال از شهید سمیر قنطار و پوشش رسانهای آن در سال 1387 به نحو احسن انجام شد اما در سالهای بعد آنگونه که باید به این قضیه پرداخته نشد زیرا اتفاقات پیرامون منطقه غرب آسیا مانع از این پیگیری شد. برای نمونه درست در سال بعد از این اتفاق، 1388، در ایران پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فتنهای هشت ماهه رخ میدهد و سال بعدش یعنی 1389 جهان اسلام با جریان بیداری اسلامی مواجه میشود و این اتفاقات عملاٌ باعث شد تا این پیروزی بزرگ آن طور که باید ابعادش بررسی نشود.
با همه این اوصاف، گویا تقدیر شهید سمیر قنطار این گونه رقم خورد که پس از مجاهدتی 30 ساله در زندانهای رژیم صهیونیستی و ورود عزتمندانهاش به خاک لبنان در جبهههای نبرد با هم پیمانان اسرائیل و آمریکا و در مبارزه با گروههای تکفیری نظیر داعش به شهادت برسد و جانش را نثار راه مقاومت کند. شب گذشته، 30 آذرماه حجتالاسلام نصرالله در نطقی تلویزیونی به مناسبت شهادت عمیدالاسرای لبنان گفت: هر کدام از اعضای حزب الله و یا هر جوان عضو مقاومت که به شهادت میرسند، ما اسرائیل را مسئول میدانیم و این حق را داریم که در هر مکان و زمان مناسبی و به هر وسیلهای پاسخ دهیم.
دبیرکل حزب الله لبنان گفت: سمیر قنطار یکی از نیروهای ما بوده است که اسرائیل وی را ترور کرد و ما حق داریم که در هر زمان و مکان مناسبی به آن پاسخ دهیم. ما ان شاء الله در حزب الله این حق را محقق خواهیم کرد.
رهبر معظم انقلاب در سال 1385 در دیدار قاریان شرکت کننده در بیست و سومین مسابقات بینالمللی قرآن می فرمایند: « ...چرا همین حزباللَّه لبنان - یک مشت جوان، بدون ساز و برگهای معمولی سیاسی و نظامی و اقتصادی متداول دنیا - بر یک ارتش کاملاً مجهز و مورد توجه و اعتماد قدرتهای بزرگ جهانی، پیروز شد؟ چون به برکت اسلام، اتکاءبهنفس داشت. این که میگویم عمل به اسلام، این است که ما حرف و وعده قرآن را قبول داشته باشیم، معنایش این است که وقتی قرآن میگوید «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقوی عزیز»، این را باور کنیم. اگر نصرت خدا کردید، «لینصرنّ اللَّه»، خدا شما را نصرت میکند. «انّ اللَّه غالب علی امره»، این را باور کنیم. این معرفت قرآنی به ما یکچنین باوری را میدهد؛ آن وقت ثمره و نتیجهاش در بیداری ملتها، در ضعف روزافزون قدرتهای متجاوز و در به هم خوردن برنامهی متجاوزان و مستکبران برای کشورهای مسلمان، اینجاها ظاهر میشود ...».