به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ثانیهها به کندی میگذشت و انگار حرف قصد بیرون آمدن نداشت و بین ماندن و رفتن مردد بود، در گوشهای از خانه خواهران شهید که بوی آشنایی را حس کرده بودند، بی تاب و گریان منتظر شنیدن خبری بودند که 32 سال انتظارش را میکشیدند؛ خبری که تعبیر خواب پدر شد.
بنابر این گزارش، مراسم احراز هویت شهید هنرمند، سعید حیدری یکی از شهدای گمنام و تخریب چی، شب گذشته، ششم دی ماه در منزل این شهید با حضور مسئولان بنیاد شهید، سپاه پاسداران امام رضا(ع) و اهالی رسانه در حالی برگزار شد که دور تا دور خانه پر شده بود از سپاهی و بسیجی و اهالی رسانه؛ همه گرد خانواده شهید حیدری حلقه زده بودند و منتظر پیغامی که قرار بود به انتظار ۳۲ سال این خانواده پایان دهد.
عباس حیدری، پدر شهید حیدری در این مراسم بیان کرد: سال 1362 بود که در عملیات خیبر به شهادت رسید، قبل از شهادتش خواب دیدم که سعید همانند ابری بالای سر من است و بدنم را محکم گرفت، چند ثانیه طول نکشید که صدایی آمد و او را با خودش برد، همیشه از مفقودالاثری او ناراحت بودم و انتظار آمدنش را میکشیدم، تا این که خواب دیدم در یک بیابان بزرگ مقبرهی شبیه امامزاده چوبی وجود دارد، صدایی مرا فراخواند و میگفت که سعید شما اینجا است من فکر میکردم دیگر جنازه اش بر نمیگردد و اما حالا...
بغض راه گلوی پدر را بسته بود و دیگر نمیتوانست حرفی بزند، قطرات اشک با شنیدن حرفهای پدر بر گونهها جاری بود، وقتی به تعبیر رویای پدر گوش میداد، تعبیری که به انتظار 32 ساله اش پایان داد.
پدر شهید حیدری ادامه داد: سال 1360 تنها گروهکهای فعال بسیجی که به جبهه رفتند و به شهادت رسیدند، سعید و وهمرزمانش بودند که اکنون بعد از 32 سال انتظار و دوری پیکر پاکشان به مشهدالرضا(ع) برگشته است.
زهرا حیدری، خواهر بزرگ شهید حیدری نیز در این جمع اظهار کرد: سعید از بسیجیان مخلص و مدافع انقلاب و نظام بود و جان فدایی امام راحل(ره)؛ همیشه در نامههایی که برایم مینوشت، از من میخواست که با حفظ حجاب به دفاع از نظام و انقلاب بپردازم، آرزوی شهادت داشت و به آرزویش رسید.
وی ادامه داد: بعد از مفقود الاثر شدنش متوجه خیلی از کارهای خیر او شدیم، او مخلص درگاه خداوند بود و همیشه دلش میخواست گمنام بماند که همین هم شد.
خواهر شهید حیدری عنوان کرد: سعید هیچ وقت نماز شبش ترک نمیشد، نمازش را به گونهای میخواند که کسی متوجه نشود و هیچ گاه راز و نیازش با خدا ترک نمیشد؛ امیدوارم بتوانم ادامه دهنده راه برادرم و حافظ نظام و حجاب باشم.
چند فرازی از وصیت نامه شهید هنرمند سعید حیدری؛
بسمه تعالی
به نام خدایی که انسانم آفرید و آگاهم کرد به عشق، و مصلحم کرد، موحدین را عاجزانه توصیه میکنم به خلوص، صدق، آگاهی، عشق به یقین و عشق به عرفان و شهادت.
ایلام 1362/11/12
حجتالاسلام سید احمد حسینی، مسئول دفتر نماینده ولی فقیه در سپاه امام رضا(ع) نیز به عنوان یکی از مسئولان حاضر دراین دیدار با اشاره به اینکه شهدا همیشه برای ما اسوه و الگو بودهاند، خطاب به پدر شهید حیدری گفت: مزاری که اشاره کردید که در خواب دیدهاید، به حقیقت پیوست و پیکر پاک پسرتان در مزار شهدای گمام در سپاه پاسداران شهید کاوه دفن شده است.
وی ادامه داد: به راستی که موضع شهدا و خانوادهشان متفاوت از آحاد جامعه است، این اواخر حرکت زیبایی در جامعه موج زد و آن هم تدفین پیکر پاک شهدای گمنام در یک سری مکانها بود که سپاه پاسداران هم از این قاعده مستثنی نبود لذا تقاضا میکنند که در قسمت صبحگاهی جایی که تمام برنامهها انجام میشود، پیکر شهیدی گمنام را به خاک بسپارند؛ آنها میخواهند شهدای گمنام در کنارشان باشند تا از این شهدا مدد بجوین.
مسئول دفتر نماینده ولی فقیه در سپاه امام رضا(ع) تصریح کرد: در کل سپاه پاسداران ایران شهیدی انتخاب میشود و در مقر شهید کاوه خراسان رضوی دفن میگردد که خانوادهاش کمی آن طرف تر در همجوارش هستند و 32 سال در عالم بی خبری به سر میبرند.
با شنیدن این حرف از زبان حجتالاسلام حسینی، بغض دل شکسته پدر وا شد و وقتی فهمید خوابش در عالم رؤیا تعبیر شد و پسرش 32 سال در یک قدمی خانهاش بود و خبر نداشت، بی قرار رفتن بر سر مزار شهیدش شد.
شهیدی که میخواست گمنام بماند اما از آنجا که خدا میخواهد تا او اسوه و الگو جامعه و بشریت شود، پرده از چهره او بر میدارد و به انتظار 32 ساله خانوادهاش پایان میدهد.
وی افزود: سال 1385 به دنبال تقاضای سپاه در ورودی میدان صبحگاهی مقر پاسدران شهید کاوه پیکر شهید حیدری دفن شد که اکنون با آزمایشات ژنتیک این شهید از گمنامی درآمد و آن هم در چنین روزها و هفته فرخندهای که باید گفت خداوند سعادت و عیدی خاصی را نصیبتان کرده است.
داماد خانواده و یکی از همرزمان شهید حیدری ادامه داد: شهید حیدری اسوه و الگو اخلاق بود و شخصیت فراگیری داشت، او در جبهه برای بچهها نهج البلاغه و قرآن را تفسیر می کرد از همین رو میتوان گفت که مجاهدت او یک مجاهدت تمام عیار بود؛ چیزی که همه به آن معترف بودند، تحلیل شهید حیدری خیلی مشابه تحلیلهای امام راحل(ره) بود.
وی از ویژگیهای بارز شهید حیدری را فقدان خودمحوری و رشد جمعی دانست و افزود: سعید آدم تک محوری نبود و رشد جمعی را میپسندید او در جبهه، ظهرها بعد از نماز به نیت 14 معصوم(ع) به معرفی اهل بیت(ع) میپرداخت و هر روز یکی از رزمندگان عهدهدار چنین مسئولیتی بود؛ از آنجایی که وی به امام علی(ع) ارادت خاصی داشت، به معرفی ایشان میپرداخت.
این همرزم شهید حیدری ادامه داد: سعید به دلیل هنری که داشت، واقعا هنرمند بود و هنرش را در جبهه هم پیاده کرد، برگزاری گروه تئاتر توبه نصوح آن هم با رزمندگان تخریب چی کار بسیار دشواری بود اما او به بهترین شکل آن زمان به اجرا رساند، اهل تزکیه نفس و مراقبه بود.
وی با اشاره به اینکه سعید همانطور که آرزو داشت شهید شد، اظهار کرد: همیشه به من میگفت آرزو دارم ببینم شهادت لب تشنه چگونه است و همین طور هم شد روز دوشنبه روزه مستحبی گرفته بود که موقع اذان به شهادت رسید، سعید همیشه روزهای شنبه و دوشنبه را روزه مستحبی میگرفت که آخر هم به آرزوی خود رسید.
صدیقه بابازاده، مادر شهید حیدری نیز خطاب به جمع عنوان کرد: سعید، سربازیاش که تمام شد، اصرار میکرد به جبهه برود اما نشد با این حال هر طور بود خودش را به جبهه رساند؛ سعید اهل شوخی و مزاح بود، هر زمان که از خانه و خانواده دور میشد، وقتی بر میگشت حتما حضورش را جبران میکرد، خوشرفتار بود و هشت ماه بعد از به جبهه رفتنش مفقودالاثر شد.
بی قراریهای مادر پایان نمیگرفت، دلش میخواست هر چه زودتر به دیدار پسرش برود و پلکهای بیدارش را بعد از 32 سال آرام به روی هم بگذارد، با شنیدن خبر پیدا شدن فرزندی که سالها کنارش بود اما خانواده از حضورش بی خبر، ثانیهها که برایش قد یک عمر بود را میگذراندند.
مادر شهید حیدری با دلتنگی از فرزندش شهیدش دارد، در ادامه عنوان کرد: سعید با سه خواهرش رفیق بود و هر زمان که میخواست به جبهه برود، خیلی سر به سر هم میگذاشتند.
زری ابو