کد خبر: 3463632
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۸
همزمان با دهم دی‌ماه صورت گرفت؛

برگزاری همایش «داستان دو دختر» در مشهد/ مادران صبور از دختران شهیدشان گفتند ...

گروه اجتماعی: همایش «داستان دو دختر» درباره فهمیده‌های انقلاب (یادواره شهیدان مهری زارع و الهه زینال‌پور) با موضوع بازخوانی وقایع نهم و دهم دی‌ماه سال ۱۳۵۷ مشهد با حضور مادران دو دختر شهید آن دوران و همچنین دانش‌آموزان، دبیران و دانشجویان دختر مشهد در تالار شهر مشهد برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، همایش «داستان دو دختر» درباره فهمیده‌های انقلاب (یادواره شهیدان مهری زارع و الهه زینال‌پور) با موضوع بازخوانی وقایع نهم و دهم دی‌ماه سال 1357 مشهد، عصر روز گذشته، 10 دی‌ماه با حضور مادران دو دختر شهید آن دوران، مهری زارع و الهه زینال‌پور و همچنین دانش‌آموزان، دبیران و دانشجویان دختر مشهد در تالار شهر مشهد برگزار شد.

مراسم از همان ابتدا روح خاصی داشت؛ کتاب صبح روز دهم توسط مجری معرفی شد و خود وی چند خطی از آن کتاب را خواند؛ کتابی که بازگوکننده جنایات نظامیان رژیم پهلوی و به خاک و خون کشیده شدن مردم مشهد در آن روزها، روزهای ملتهب انقلاب بود؛ این خاطرات همه حضار را در سالروز دهم دی‌ماه به آن دوران برد و خاطرات مجاهدت مردم در خیابان بهار مشهد را یادآوری کرد.

دقایقی بعد مادر شهیدان مهری زارع و الهه زینال‌پور روی سن آمدند تا دانش‌آموزان، نسل سوم انقلاب که آینده این انقلاب به دست آنان بود از زبان این شاهدان عینی و این مادران صبور بشنوند درباره آنچه در گذشته بر سر میهنشان آمده بود، از سختی‌هایی که این زنان غیور برای پیروزی این انقلاب به جان خریده بودند و درباره‌شان کمتر سخن به میان آمده بود.

عفت نجیب‌ضیاء، مادر شهید الهه زینال‌پور که لیسانس پرستاری دارد و در آن زمان با وجود تمکن مالی برای مبارزه با رژیم شاه آمده بود، سخن آغاز کرد تا مهر بطلانی باشد به همه شبهه‌افکنی‌هایی که اخلاص مردم انقلابی ایران را زیر سؤال برده بود و انگیزه مردم از انقلاب را فقر دانسته و انگیزه‌های مادی ...

به خاطر حفظ حیا، پرستاری را رها کرد...

نجیب‌ضیاء می‌گفت، آن زمان برای حفظ حدود و حجابش تقاضای بازنشستگی داده است با اینکه دانشجوها خیلی به او علاقه داشتند؛ بحث که به موضوع عزت ملت ایران در دوران رژیم پهلوی رسید، خانم پرستار که سال‌های جوانیش را در دانشکده علوم پزشکی گذرانده بود، بیان کرد: آن زمان، وقتی که حقوق من به عنوان یک پرستار که دو شیفته هم کار می‌کردم، 100 تومان بود و حقوق رئیس دانشکده 500 تومان، حقوق میس راجرز که آمده بود برای آموزش 12 هزار تومان بود! آمریکایی‌ها تمام پولی که به ایران می‌دادند را صرف پرسنل خودشان می‌کردند! من تمام بیوگرافی این‌ها را می‌دانم؛ هرکس اعتراضی دارد، بیاید خودم براش توضیح بدهم چه وضعیتی بوده!   

نجیب‌ضیاء که شاهد عینی اوضاع دوران رژیم پهلوی بوده از مشکلات درمان مگفت و ادامه داد: بچه‌هایی که به بیمارستان می‌آوردند، آن قدر گرسنه بودند و روزهای زیادی چیزی نخورده بودند که سرنگ به پوستشان نمی‌رفت؛ دکتر گفته بود اگر این بچه‌ها زنده‌اند به خاطر این است که این(نجیب ضیاء) پرستارشان است.

علیرضا دلبریان، رزمنده و راوی دوران دفاع مقدس هم وارد بحث شد و سخن را این گونه ادامه داد: آن روزها آمپول‌ها را داخل کلمن می‌کردند، می‌آوردند به مدرسه و همه را با یک سرنگ واکسن می‌زدند، واکسن من را که زدند تا چند روز لنگان لنگان راه می‌رفتم، پایم عفونت کرده بود، بعد از آن، همیشه از واکسن و آمپول فراری بودم.

در ادامه بحث، نجیب‌ضیاء با توضیح خاطرات دردناک شهادت دخترش، بیان کرد: تانک‌ها ایستاده بودند و ارتشی‌ها گفتند ما به ملت پیوستیم، بچه‌ها به هم گل می‌دادند و صلوات می‌فرستادند که هلی کوپتر شروع به تیراندازی کرد، تانک‌ها به صورت زیگزاگی حرکت کردند و بچه‌های من را پرس کرده بودند، الهه فقط سرش آسیب دیده بود، اگر رسیدگی می‌کردند شاید زنده می‌ماند.

این مادر صبور در بخش پایانی خاطرات خود ابراز کرد: الهه قبل از اینکه به راهپیمایی برود، نمازش را خواند و خوابید، حسی به من می‌گفت که این آخرین دیدارت است، شاید دیگر نتوانی الهه را ببینی، وقتی الهه هنگام رفتن به راهپیمایی نگرانی مرا دید گفت: مادر! می‌ترسی شهید شوم؟ این آرزوی من است... رفت و در آن راهپیمایی شهید شد.

فاطمه عزت‌آبادی، مادر شهید مهری زارع هم از خاطراتش از آن دوران گفت، از وقتی که پزشکان اعلام همبستگی کردند و ساواکی‌ها به بیمارستان‌ها حمله‌ور شدند، عزت‌آبادی ادامه داد: آن وقت مریض‌ها را از روی ساختمان به پایین می‌انداختند، بعد از این اینکه مردم اطلاع پیدا کردند همه به بیمارستان رفتند، هرکس می‌توانست به بیمارها کمک می‌کرد، ما تا 12 شب پشت نرده‌ها بودیم تا اگر می‌شد کاری بکنیم، رفتیم داخل بیمارستان اما کاری از دست ما ساخته نبود.

خواهرش گفت: مهری رفته زیر تانک!

این مادر صبور در مورد اتفاقاتی که برای خانواده‌اش افتاد توضیح داد و گفت: مهری و اقدس(خواهر کوچک شهید مهری زارع) در راهپیمایی از من جدا شده بودند و بعد که به خانه برگشتیم، خواهر کوچک مهری گفت مهری رفته است زیر تانک! من قبول نمی‌کردم و با سختی فراوان به همراه همسرم در بیمارستان به دنبال مهری می‌گشتیم ...

خاطره شهادت مادرم هیچگاه فراموش نمی‌شود...

زهرا موسوی، فرزند فاطمه امیری از شهدای انقلاب نیز با بازگویی خاطرات شهادت مادرش گفت: آن وقت که با مادرم در راهپیمایی شرکت می‌کردیم، تیراندازی شد، مادرم ما را به سمت پیاده‌رو راهنمایی کرد و خودش پشت سر ما بود، دیدم مادرم افتاده روی زمین، رفتم کمکش کنم که خودم مجروح شدم اما متوجه درد خودم نشدم چون همه فکرم متوجه مادرم بود، تانک از قسمت پاهای مادرم رد شده بود؛ پس از اینکه به هوش آمدم، پدرم به من گفت مادر در خانه منتظر توست اما، من می‌دانستم مادرم شهید شده است؛ این یک خاطره فراموش نشدنی است که در آن سنین کودکی برای من اتفاق افتاد و بسیار برایم سخت بود.

علیرضا دلبریان، رزمنده و راوی دوران دفاع مقدس نیز در پایان این بخش از مراسم با اشاره به خاطرات گفته شده با بیان اینکه نسبت به خاطرات دی‌ماه مشهد بی‌مهری شده است، ابراز کرد: رعایت حجاب، معرفت، آرزوی شهادت، کمک و نوع‌دوستی نکات مهمی بود که در خاطرات این بانوان قابل توجه بود.

اگر ایمان و نوع‎دوستی ما را بگیرند دیگر چیزی نداریم

این راوی دفاع مقدس با انتقاد از کم‌توجهی در پرداختن به خاطرات شهدا و خانواده‌های آنان در تلویزیون ادامه داد: من که یک رزمنده غواص تخریبچی هستم، جریان نهم و دهم دی‌‌ماه را نمی‌دانستم؛ این ایمان‌ها، نوع دوستی‌ها و کمک به یکدیگر رمز موفقیت ماست که اگر این‌ها را از ما بگیرند، دیگر هیچ چیزی نداریم.

وی در پایان سخنانش اضافه کرد: من در جمع دانشجویان غیر ایرانی بودم؛ یکی از آنان می‌گفت: «من در ایران معنای جانباز را فهمیدم» و یا یک دانشجوی دختر آمریکایی می‌گفت: «ما از این قهرمانان نداشتیم»؛ امیدواریم روزی شهدایمان را به خوبی معرفی کنیم.

اعلام فراخوان ارسال آثار به جشنواره دو دختر

بنت‌الهدی جغتایی، رئیس فرهنگسرای عفاف و حجاب مشهد نیز در رابطه با فراخوان آثار هنری دانش‎آموزی در جشنواره دو دختر با موضوع مهری زارع و الهه زینال پور، شهدای 13 و 12 ساله دی ماه مشهد توضیحاتی داد.

بر اساس گفته وی، برگزیدگان در جشن‎های دهه فجر سطح شهر مشهد با نام نبض تپنده انقلاب تقدیر خواهند شد.

جغتایی در ادامه با اشاره به حضور شهیدان مهری و الهه در صحنه اجتماع و احساس وظیفه در قبال کشورشان، خطاب به دانش‌آموزان حاضر در مراسم بیان کرد: آنها متوجه شدند باید برای کشورشان کاری انجام دهند، حال ما نیز باید این سؤال را از خودمان بپرسیم که آیا ما در قبال کشورمان وظیفه‌ای داریم؟ وظیفه امروز ما چیست؟

اولین اجرای ترانه انقلابی از زبان فاطمه موسوی، فرزند شهید

در این برنامه، ترانه انقلابی از زبان زهرا موسوی، فرزند شهید امیری توسط ایمان شهابی برای اولین‌بار در این همایش اجرا شد؛ میلاد عرفان‌پور، شاعر این ترانه بود، حمید صانع، آهنگسازی و احسان سعیدی تنظیم آن را به عهده داشتند.

لازم به ذکر است این ترانه توسط خانه هنرمندان شهرداری مشهد و فرهنگسرای حجاب تهیه شده بود و در پایان اجرای این ترانه، توسط زهرا موسوی و برادر وی، فرزندان شهید فاطمه امیری‌بیرجندی از خواننده این اثر تقدیر شد.

در بخش پایانی این گردهمایی، نقاشی دو دانش‌آموز مدرسه فرزانگان با موضوع دو دختر شهید، که شهیدان مهری زارع و الهه زینال‌پور در آنجا تحصیل می‌کرده‌اند به عفت نجیب‌ضیاء، مادر شهید الهه زینال‌پور، فاطمه عزت‌آبادی، مادر شهید مهری زارع، زهرا موسوی، فرزند شهید فاطمه امیری و وجیهه غروی از دوستان شهید مهری زارع اهدا شد.

یادآور می‌شود، الهه زینال‌پور و مهری زارع عباس‌آبادی دو شهید ۱۳ساله بودند که در راهپیمایی ۹ دی ۵۷ در چهارراه لشکر مشهد به شهادت رسیدند.

captcha