به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، آیتالله سیدابوالحسن مهدوی، نماینده مردم اصفهان در مجلسخبرگان رهبری در جلسه کرسی آزاداندیشی «ولایت فقیه مطلقه یا مقیده؟»که با مدیریت دبیرخانه کرسیهای آزاداندیشی و نظریهپردازی حوزه علمیه اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: خلاف ظاهر این مسئله که بحث کلامی و استدلالی به نظر میآید، این یک مسئله فقهی است که هر شخص باید به رساله مرجعش مراجعه و طبق فتوای ایشان عمل کند.
نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری به تبیین دلیل این که این موضوع یک مسئله فقهی است، اشاره کرد و گفت: کسانی که میگویند مطلقه یا مقیده، در واقع سراغ ادله رفتهاند و بررسی کردهاند؛ گاهی به نظرشان رسیده دلیلی که ولایت را برای یک مجتهد اثبات میکند آن دلیل میگوید که مجتهد جای امام زمان(عج) نشسته با تمام اختیاراتی که امام زمان(عج) دارند، بنابراین وقتی با تمام اختیارات شد، نتیجه میشود مطلقه.
وی ادامه داد: بعضی دیگر میگویند، این چنین نیست و دلیلی که ولایت فقیه را اثبات میکند، اثبات نمیکند که فقیه نائب امام زمان(عج) در تمام شئون است و در حکم به قدر متقن عمل میشود، یعنی در آن مقداری که مجتهد از امام زمان(عج) یقین نیابت دارد و در آن مقداری که شک میکند، اصل عدم جاری میشود و میگوید اجازه ندارم.
آیتالله مهدوی در ادامه برای توضیح مسئله به مثال دیگری اشاره کرد و افزود: امام خمینی(ره) قبل از اینکه ولایت را مطلقه بدانند، آن را مقیده میدانستند، یعنی بین سال 30 تا 40 شمسی، اعتقاد به ولایت مطلقه نداشتند و مثلاً اجازه جهاد ابتدایی را به مجتهد نمیدادند؛ ولی وقتی در بحث حکومت اسلامی در عراق وارد شدند به این نتیجه رسیدند که مجتهد ولایت مطلقه دارد و حتی اجازه جهاد ابتدایی را هم دارد.
وی ادامه داد: حال این سؤال پیش میآید که شما اگر دهه 30 بودید و امام(ره) میفرمودند که من اجازه جهاد ابتدایی ندارم، شما میتوانستید بگویید نه؛ ولایت شما مطلقه است و مثلاً دستور جهاد بدهید؟ یقیناً نمیشد.
آیتالله مهدی گفت: عکس این مسئله را نیز در سال 40 به بعد فرض کنید که امام(ره) با نظر ولایت مطلقه دستور جهاد میدادند، آیا شما میتوانستید استنکاف بکنید و بگویید امام(ره) چنین اجازهای ندارند؟ مسلماً چنین اجازهای نداشتید.
وی با بیان اینکه بحث ولایت فقیه ذوجنبتین است، اظهار کرد: درهر دو جهت پیرامون آن بحث میشود، که خدای متعال برای مجتهد جامعالشرایط ولایت قرار داده یا خیر؟ در آیات متعدد قرآن کریم مثل آیه 55 سوره مائده و آیه 59 سوره نساء و آیه 67 سوره مائده و آیه 3 سوره مائده و هم در روایات در جلد 18 وسائلالشیعه از صفحه 98 به بعد 48 روایت را مرحوم شیخ حر عاملی بیان میکند که بعض آنها اثبات ولایت از جانب خدا برای فقیه است.
این استاد درس خارج فقه و اصول ادامه داد: آیات میگوید امام ولی خدا، برای ماست، مثلاً وقتی طبق آیه 96 سوره اعراف میپذیریم ولی ما خداست، حال سؤال این است که آیا غیر خدا هم کس دیگری ولی ما است؟.
وی ادامه داد: وقتی میگوئیم توحید در ولایت یعنی فقط خدا ولایت دارد و اگر کس دیگری هم ولایت داشته باشد فقط باید خدا به او چنین ولایتی را داده باشد و هیچ کس دیگری ولی نیست و فقط خدا ولایت انحصاری و استقلالی دارد، دیگران از او ولایت دارند.
این استاد درس خارج فقه و اصول در این رابطه با اشاره به اینکه تعدد «اطیعوا» در آیه نیز اشاره به این تعدد انواع ولایت دارد، تصریح کرد: «اطیعوا» دوبار آمده است نه بیشتر که اولی اطاعت بالذات و دیگری اطاعت بالعرض است که همه این بحثها در علم کلام بحث میشود.
آیتالله مهدوی با بیان اینکه اگر بحث از افعال خدا شد میشود کلامی و اگر در مورد وظیفه مکلف بود، بحث فقهی میشود، گفت: گرچه تمامی مباحث فقهی هم زیربنای آن فرمان خداست و ممکن است کسی مثلاً بگوید 17 رکعت نماز هم خدا گفته است، پس کلامی است؟! نه؛ بحث کلامی در مورد این است که خدا چه کرده؟ خدا چه خصوصیات و صفاتی دارد؟ ولی آنجایی که مجموعهای از واجب و حرام و مستحب و مکروه را گردن ما گذاشته تکلیف است و این که ولایت وسیع است یا محدود در حیطه تکلیف می باشد و بحث فقهی است.
این استاد درس خارج فقه و اصول در جواب سوال یکی از حضار در مورد ولایت فقیه در امور حسبه، گفت: یکسری امور ضروری به نام امور حسبه در جامعه است که اگر مجتهد ولایت خود را مطلقه بداند این ولایت در امور حسبه هم است، حتی اگر معتقد به مطلقه باشد ولایت او فوق ولایت پدر است و میتواند ولایت پدر را قطع نموده و خود به عنوان ولی اذن برای ازدواج دختر بدهد، چرا که ولایت خود را ولایت امام زمان(عج) میداند و دلیلش هم همان آیه 6 سوره احزاب است که میفرماید «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ.»
وی ادامه داد: قرآن اولویت را صریحاً بیان میکند که ولایت ما زیر مجموعه ولایت امام است، در نتیجه ولایت فقیه هم که زیرمجموعه ولایت امام قرار می گیرد به این صورت است و حتی فقیه میتواند به همان طاغوت هم ولایت بدهد و اگر ولایت داد دیگر طاغوت نیست و یاقوت است و اصلاً اگر ما به او طاغوت میگوئیم به این دلیل است که او از جانب خداوند اذن حکومت ندارد، در اینجا اگر مجتهدی اذن داد دیگر طاغوت نیست و اگر مجتهدی که باید اذن بدهد، ولایت خود را مطلقه نداند و بگوید من چنین اذنی ندارم، نمی تواند چنین کاری بکند.
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) قبل از انقلاب نظرشان این بود که ولایتشان مطلقه است، ادامه داد: مثلاً میفرمودند نصب امام جمعه و قاضی و ... همگی با حکم ولی فقیه است، منتها شاه مانع بود لذا میفرمودند شاه باید برود. حکومتی که مانع اعمال ولایت فقیه است باید کنار برود وقتی طاغوت را بیرون کردند آن وقت اعمال ولایت کردند، زمان غضب خلفا همچنین بود، یعنی زمانی که امیرالمؤمنین(ع) 25 سال خانهنشین بودند، ولایت داشتند.
این استاد درس خارج فقه و اصول تصریحکرد: امام(ره) که قائل به ولایت مطلقه هستند در دلیل کلام خویش میفرمایند «معنا ندارد که مجتهد ولایتش مطلق نباشد چون منجر به تعطیلی بعضی از احکام الهی میشود و آن وقت باید بگوییم بعضی احکام الهی از جمله جهاد ابتدایی و تشکیل حکومت تا زمان غیبت تعطیل است به خلاف زمان ظهور که باب آن احکام باز است».