زهرا کاظمی عنوان کرد:
بازگشت به سنت حکمی اسلامی برای رفع معضلات جنسیت
گروه اندیشه:مترجم کتاب «دائوی اسلام» در نشست زن، حکمت و معنویت گفت: ساچیکرمراتا معتقد است در دنیای اسلام معضلات مربوط به جنسیت از طریق بازگشت به سنت حکمی اسلامی قابل حل است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، نشست زن، حکمت و معنویت، 21 فروردین در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست، زهرا کاظمی مترجم کتاب «دائوی اسلام» سخنرانی خود را به موضوع «زن، در سنت حکمت اسلامی» اختصاص داد.
وی افزود: امروز میخواهم به ارائه دیدگاهی بپردازم که کمتر مطرح شده است و آن بحث بازگشت به سنت حکمی اسلامی است کاری که خانم ساچیکرمراتا در کتاب خود با عنوان «دائوی اسلام» به آن پرداختهاند.
کاظمی در ادامه اظهار کرد: خانم ساچیکرمراتا، ژاپنی الاصل است که به عنوان اولین زن در دانشکده الهیات و فقه در ایران تحصیل کرد. ساچیکرمراتا مطالعات جدی در زمینه حکمت اسلامی در انجمن حکمت و فلسفه ایران انجام دادند و در نهایت پاسخ به سوالات خود را نزد کسانی مییابند که تحت عنوان نمایندگان سنت حکمی اسلامی شناخته شدهاند.
این مترجم کتاب افزود: کتاب«دائوی اسلام» که امروز میخواهم درباره آن صحبت کنم حاصل جلسههای درس خانم مراتا در زمینه نقش زن در اسلام است. (البته ترجمه این کتاب هنوز منتشر نشده است) اگر چه این کتاب به زبان انگلیسی نگاشته شده است اما نمیتوانیم این اثر را در زمره آثار مستشرقان در نظر بگیریم.
کاظمی ادامه داد: بسیاری از آثاری که در جهان اسلام منتشر میشوند آگاهانه و ناآگاهانه تحت تاثیر پیشفرضهای غربیها هستند و این پیشفرضها عمیقا با آرا سنتی مسلمانان شرقی متفاوتاند. عرفا اولین کسانی بودند که به این نتیجه رسیدند که نگرشهای مدرن به انسان بخش اعظمی از حقیقت انسان را ناگفته باقی میگذارد.
وی در ادامه گفت: از نام کتاب چنین استنباط میشود که ممکن است نویسنده خواسته است یک مطالعه تطبیقی ارائه بدهد. اما باید بگویم که این کار تطبیقی نیست و نویسنده سعی دارد با کمک مفاهیم اساسی مکتب دائو، برخی مفاهیم موجود در سنت اسلامی را توضیح بدهد. چرا که بخش اعظمی از جهانشناسی اسلامی برپایه دو قطبی بودن است که یادآور جهانبینی چینی است.
کاظمی درباره فصلبندی کتاب گفت: کتاب «دائوی اسلام» در 10 فصل تدوین شده است. خانم مراتا در فصل اول 3 حقیقت بنیادین خدای متعال، جهان(عالم کبیر) و انسان (عالم صغیر) را بیان میکند به همین خاطر کتاب به 3 بخش الهیات، کیهانشناسی و علمالنفس تقسیم میشود. در واقع مراتا، با تبیین ازواجی که در مرتبه الهی و کیهان وجود دارند، به تبیین مفهوم زن حقیقی و مرد حقیقی در مرتبه انسان یا عالم صغیر میپردازد؛ به بیان دیگر وی برای تبیین نسبتهای جنسیتی در مرتبه انسان، به تبیین نسبتهای جنسیتی در مرتبه کیهانی و فوق کیهانی میپردازد.
این مترجم کتاب اظهار کرد: به نظر خانم مراتا اگر در پی یافتن راهحلی برای حل معضلات موجود در جوامع اسلامی هستیم کافی نیست که مانند فمنیستها به دنبال راههای عملیاتی سریع بگردیم، بلکه ابتدا باید مسئله مورد نظر را به درستی بشناسیم و حقیقت آن را دریابیم. کسانی که حقیقت زنانگی و به تبع آن حقیقت مردانگی بیخبرند نمیتوانند از چیزی که آگاهی ندارند دفاع کنند.
این پژوهشگرعلوم اسلامی افزود: به نظر نویسنده فمنیستهایی که اسلام یا جامعه اسلامی را نقد کردهاند موضع خود را بر پایه جهانبینیای قرار دادهاند که اساسا با جهانبینی اسلامی مغایر است. معمولا به نظر میرسد که رویکرد متداول برای حل معضلات موجود به جنسیت این است که جوامع اسلامی راهحلهای مختلف غربی را دنبال کنند. اما راهحلهای غربی تنها در یک چیز مشترک است و آن ناهمدلی با اصول و نسبتهای جنسیتی مطرح شده در سنت عقلی اسلام است.
کاظمی در ادامه گفت: در رویکردی که مراتا اتخاذ کرده است سعی میشود که جهانبینی اسلامی را احیا کند و تلاش میکند آن را به گونهای که باید به کار بسته شود. اگر چه این راه آکنده از سختی است اما حداقل این امید را زنده نگاه میدارد که مردم به اصول و ریشههای خود پایبند بمانند. راهحل وی برای حل معضلات مربوط به جنسیت در دنیای اسلام، بازگشت به سنت حکمی اسلامی است.
وی در آخر گفت: منظور از سنت حکمی اسلامی، جریان عمیقی از تفکر اسلامی است که منشا آن به قرآن و حدیث بازمیگردد. سنت حکمی همواره با کاویدن اصول در عمیقترین معانی سروکار دارد و دغدغه اساسی سنت حکمی اسلامی این است که انسان چیست؟ هنگامیکه پاسخ آن مشخص شد، میتوان پرسید که چرا دو قسم بنیادین از انسان وجود دارد و زن و مرد و ارتباط این دو با یکدیگر چگونه است.