به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، ایران مهد تاریخ، فرهنگ، هنر و تمدن است و در اعصار مختلف در این سرزمین، چهرهها و شخصیتهای بزرگ دینی و ملی بسیاری تربیت پیدا کردهاند که همچنان نه تنها در ایران، بلکه در عرصه جهانی شهرت دارند.
غیاثالدین ابو الفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری، یکی از این شخصیتهای نامدار ایران است که در سال 427 شمسی در نیشابور چشم به جهان گشود. غیاث الدین ابو الفتح عمر بن ابراهیم به این دلیل به خیام نیشابوری مشهور شد که پدرش «خیمه دوز» بود.
خیام دوران کودکی و نوجوانی را در شهرهای نیشابور و بلخ نزد اساتید آن زمان همچون مولوی قاضی محمد، خواجه ابوالحسن انباری، امام موفق نیشابوری و شیخ محمد منصوریو امام الحرمین جویینی به تحصیل علم و دانش پرداخت. با اینکه ابن سینا 11 سال قبل از تولد خیام فوت کرده بود، اما خیام در زندگی خود چنان تحت تاثیر اندیشههای این سینا قرار گرفته بود که خود را به نوعی شاگرد او میدانست.
خیام شخصیتی چند بعدی و پیچیدهای داشته است و از طرفی وی انسان و متفکری آزاد اندیش بود که با شهامت تفکر و اندیشه های خود را بیان میکرده است، خیام در علوم و رشتههای مختلف تبحر خاصی نیز داشته و علاوه براینکه شاعر بلندآوازهای بود، در علوم مختلف نظیر فلسفه، ستاره شناسی، نجوم و ریاضی نیز تبحر ویژهای داشت، به طوری که هم اکنون نظریات خاص او در در زمینههای نجوم و ستاره شناسی در مدل و الگوهای جهانی مورد توجه قرار میگیرد.
فیتزجرالد، از جمله محققان اروپایی بود که با اندیشههای خیام آشنا شد و خیام را در سطح جهانی معرفی کرد. فیتز جرالد تعدادی از رباعیات خیام را در نهایت مهارت به انگلیسی ترجمه کرد.
برخی نویسندگان ناپایداری جهان در نظر خیام را ناشی از اباحیگری و تخدیر در اندیشههای او دانستهاند و برهمین اساس به دنبال مقایسه اندیشههای خیام و فیلسوفان غربی و پیدا کردن اشتراک نظرهای فکری در این میان بودهاند.
در خصوص شخصیت و اندیشههای خیام که عمدتا در اشعار او متجلی شده است، کتاب و مقالههای پژوهشی تخصصی متعددی از سوی صاحب نظران داخلی و خارجی نوشته شده است که هر یک براساس پیش فهمها و آگاهیهای خود به تبیین و نقد و بررسی اندیشههای خیام پرداختهاند. اما با این حال بایدگفت گه به دلیل چند بعدی بودن شخصیت خیام، افکار و اندیشههای او همچنان ناشناخته مانده است.
غلامحسین ابراهیمی دینانی، فیلسوف معاصر ایران و نویسنده کتاب «هستی و مستی» که گفت وگویی در باب حکیم عمر خیام است، دیدگاههای قابل توجه و بعضا متفاوتی با دیگر صاحبنظران در خصوص خیام دارد. وی معتقد است که دو مسئله بنیادین در اندیشه خیام «زمان» و «مرگ» است. این متفکر و استاد فلسفه اسلامی در پاسخ به کسانی که ناپایداری جهان در نظر خیام را ناشی از اباحیگری و تخدیر دانستهاند، معتقدند که این نگاه نتیجه عدم درک درست از اندیشههای خیام است.
دینانی،«خیام را هستیشناسی درسلوک میداند که سعی دارد با پرسشها و تردیدهای دائمی خود، بتهای برساخته از مشهورات را میشکند و به وادی کرانه ناپیدای تحیّر قدم بر دارد».
این متفکر در مقدمه کتاب خود در باب خیام می نویسد «خیام یک فرضیه پرداز نیست و به هماهنگی میان نظر و عمل و ضرورت آن در زندگی انسان سخت باور دارد او به واقعیت زندگی که فقط با صدق و راستی شکل میگیرد می اندیشد و با هرگونه کج روی و ریاکاری که از ناهماهنگی میان ظاهر و باطن یا نظر و عمل ناشی میشود، سر ستیز و ناسازگاری دارد».
خیام علاوه بر رباعیات خود، آثار مختلفی نیز در زمینه فلسفه، نجوم، و ریاضی ازخود برجای گذاشته است که از جمله آنها میتوان به «رساله فی الکون والتکلیف»، «ضروره التضاد فی العالم و الجبر والبقاء»، «رساله الضیاء العقلی فی الموضوع العلم الکلی»، «رساله در علم کلیات وجود»، «رساله فی الوجود و رساله جواب عن ثلاث مسائل» اشاره کرد.