به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، خانواده شهید محمود قلندری از شهدای مدافع حرم، پنجشنبه 27 خردادماه در دومین روز از نمایشگاه بینالمللی قرآن و عترت مشهد میهمان غرفه خبرگزاری ایکنای خراسان رضوی بودند.
چهره پدر و مادر این شهید مدافع حرم نشان از سختی روزگار داشت؛ پدر شهید محمود قلندری خیلی بیریا و مهربان پاسخ سؤالات خبرنگاران ایکنا را میدهد و گاهی نیز همسرش به او کمک میکند.
غلامرضا قلندری، پدر شهید مدافع حرم، آغاز صحبت را به دست گرفت و ابراز کرد: ما در شهرستان فریمان زندگی میکردیم، الان دو سالی است که به مشهد آمدهایم و در اینجا زندگی میکنیم.
وی درباره فرزند شهیدش گفت: محمود دو سال خدمت سربازیاش را در مرز تایباد گذراند و از مرزهای ایران در مقابل اشرار دفاع کرد؛ او بسیجی بود و همیشه دلش میخواست به مدافعان حرم بپیوندد اما چون آن زمان اجازه نمیدادند ایرانیها بروند، نتوانست در این جنگ حضور یابد.

کبری محمدی، مادر شهید قلندری حرفهای شوهرش را ادامه داد و اظهار کرد: محمود برای اینکه بتواند به این آرزو برسد، خود را از پدری افغانی و مادری ایرانی معرفی کرد تا بتواند به سوریه برود تا از حرم بانوی صبر و استقامت دفاع کند.
با حضرت زینب(س) قرار دارم تا زندهام با دشمنان ایشان بجنگمپدر شهید دنباله صحبت همسرش را چنین ادامه داد: محمود برای اینکه به او شک نکنند، لهجه افغانیها را خوب یاد گرفته بود و به خوبی به زبان افغانی صحبت میکرد.
مادر شهید مدافع حرم در جواب اینکه آیا او از فرزندش نخواست که به جنگ نرود، پاسخ داد: از او خواستم تا به این جنگ نرود اما او چیزی گفت که نمیتوانستم دیگر جلوی او را بگیریم؛ محمود گفت با حضرت زینب(س) قرار دارم تا زندهام با دشمنان ایشان بجنگم.
محمدی افزود: دوبار مجروح شد، یکبار از ناحیه مچ و یکبار از ناحیه بازو به پایین، آخرین بار که رفت، قرار بود وقتی برگشت، من و پدرش را به کربلا ببرد اما هیچ وقت فرصت نکرد.
وی ادامه داد: خودش زنگ زد به من و خبر مجروحیتش را داد؛ به تهران رفتم، ساعت 12 ظهر به بیمارستانی که محمود در آن بستری بود، رسیدیم؛ هرچه خواهش کردم اجازه ملاقات به من بدهند، مسئول حراست آنجا اجازه نداد، تا ساعت ملاقات منتظر ماندم و بیقرار فرزندم بودم، اما انگار مسئول آنجا متوجه این بیقراری نبود.
محمدی در شرح ماجرا این گونه توضیح داد: بالاخره زمان ملاقات رسید، اما بازهم به من اجازه ملاقات ندادند، چون محمود در بخش مراقبتهای ویژه بود، بالاخره بعد از کلی التماس به من گفتند که جلو در اتاق عمل، میتوانم محمود را ببینیم.
وی چنین ادامه داد: بالاخره محمود را جلو در اتاق عمل دیدم؛ یک دست و پایش کاملا زخمی شده بود، پتو را از رویش کنار زدم، چیزی از شکمش باقی نمانده بود؛ قبل از عمل به من گفت به پدر و خواهر و برادرهایم چیزی نگو، چون حتی در آن لحظات آخر هم نمیخواست کسی نگران او شود.

این مادر شهید اضافه کرد: محمود دو شب در بیمارستان تهران بستری بود، قبل از آن نیز هشت شب در سوریه بستری شده بود و بعد به ایران منتقل شد.
محمود خیلی شجاع بودصحبتها که به اینجا میرسد پدر بغض میکند، میگوید محمود خیلی شجاع بود، فرماندهاش تعریف میکرد یکبار به تنهایی هشت داعشی را به هلاکت رساند، با آنکه این کار خیلی خطرناک بود.
پدر شهید درباره اینکه آیا از شهیدشدن پسرت ناراحت نیستی، گفت: نه امیدوارم خدا به حق 14 معصوم(ع) به ما صبر بدهد.
پدر شهید مدافع حرم با همان لهجه شیرینش فریمانیاش در پاسخ به این سؤال که این جنگ که جنگ ایران نبود، پس چرا اجازه دادید او به سوریه برود، گفت: دفاع از حرم دفاع از مرزهای ایران است، اگر امثال پسر من به سوریه نروند، ایران هدف بعدی آمریکا و اسراییل خواهد بود.
وی ادامه داد: ما چهار دختر و هشت پسر داشتیم که تنها یکیشان را در راه خدا و حضرت زینب(س) دادیم و امیدواریم محمود در این دنیا صبر و در آن دنیا، شفاعت ما را در محضر خدا کند.
یادآور میشود، 28 آبان ۱۳۹۴پیکر مطهر شهید محمود قلندری به همراه دو شهید دیگر از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) در مشهد تشییع شده است.