به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، خشوع، مصدر و از ریشه خشع به معنای پایین آوردن (نگاه به زمین دوختن، خم کردن سر و صدای خود را پایین آوردن هم به همین دلیل به آن نسبت داده شده است).
تفاوت خشوع و خضوع را چنین گفتهاند که خشوع فروتنی واقعی و انکسار باطنی فرد در مقابل هیبت و عظمت مقابل استو ناشی از اعتقاد قلبی فرد خاشع است اما خاضع میتواند قلبا به آن اعتقاد نرسیده باشد و فروتنیاش ظاهری باشد.
انابه: مصدر باب افعال از ریشه (ن-و-ب)بازگشت چیزی به صورت مکرر را گویند، به زنبور عسل هم چون پیوسته به کندویش باز میگردد «نوب» میگویند. انابه را بالاترین مرتبه توبه نامیدهاند و دست کشیدن از هر چه غیر خداست و بازگشت به سوی او شمرده شده در مقابلِ توبه که دست کشیدن از معصیت است.
به تعبیر شیخ انصاری استغفار توجهی است پس از توبه و انابه توجهی است پس از استغفار لذا انابه را برتر از توبه دانستهاند.عرفا و اهل سلوک نیز انابه را در معنای بازگشت از غفلت به ذکر و از وحشت به انس و اشتغال به خدمت حق مراد کردهاند.
اخبات: زمین فراخ و پست را خَبت گویند و المطمئن من الارض، یعنی زمین آرام و مطمئنش نامیدهاند. اَخبَتَ یعنی قصد چنین سرزمینی کرد و مخبت یعنی کسی که قصد چنین سرزمینی میکند.
امن: بی گزند، بی آسیب و دارای آرامش – در امان و آسایش بودن – آرامش خاطر و مصونیت از خطر و ترس.
در این روز از خداوند اطاعت و فرمانبرداری اهل خشوع را طلب میکنیم ، طاعتی برآمده از فروتنی واقعی ناشی از درک عظمت او. گاه به دلیل شدت نزدیکی او به ما و مهربانیش، عظمت و جلال و شکوه بی کران او را نمیبینیم و فراموش میکنیم و ادب متناسب با این عظمت در رفتار و چهره و گفتارمان پیدا نمیشود و در صحبت هایمان با او فراموش میکنیم که در مقابل کیستیم و چگونه باید باشیم و لذا ادب بندگی بجای نمیآوریم وهمین غفلت عامل عصیانهای بعدی ما میشود.
بنابراین خشوع از معرفت به بیکرانگی و عظمت و هیبت خداوند سرچشمه میگیرد و به بندگی میانجامد. قرار گرفتن در موضع حقیقی و واقعی ارتباط انسان با خدا.پس از این انتخاب درست جایگاه ایستادنمان و پایین آوردن حمارمغرور از پشت بام غرور!و پایین انداختن نگاه جهل و تفرعن به زمین بندگی و خشوع که میتوان آماده مرحله بعد شد.
انابه مخبتین، بازگشت مکرری از هرچه غیر اوست به سوی او، همچون آنان که به سوی سرزمینی آرام و مطمئن راه میسپارند و از وحشت خویش به انس او میگریزند، آنان که اشتغال به خدمت او را وظیفه خویش گرفتهاند و در هر زمان مهمترین وظیفهشان را برای خدا در آن لحظه و موقعیت به جای میآورند(همان تعریف واقعی عبودیت،که هدف واقعی انسان برشمرده شده است و با تعریف مرسوم و غیر جامع عبادت در بین ما تفاوت دارد، چه بسا عبادت مهمترین کار ما در آن لحظه برای خدا نباشد) به شرح صدر خواهند رسید.
مگر نه آن است که ما موقعی به زیغ و تنگی سینه و اضطراب و نا آرامی دچار میشویم که کارمان را به وقت و درست و به جایش انجام نداده باشیم و بنابراین از پیامدهای آن بیمناک میشویم؟ آنگاه که تو وظیفه خود را به جای آورده باشی و همه پیش بینیها و ... را ، دیگر جای اضطرابی نیست تو در هر صورت و با هر نتیجهای برنده بازی خواهی بود(احدی الحسنین)، و این به تو شرح صدر خواهد داد.
همچنین و از دیگر سو، تجلی عشق و محبتِ ناشی از پاسخِ مهربانانه و نوازشهای خداوند به معرفت و خشوع مخبتانه ما در مقابلش اتصال و عزتی به دنبال میآورد که ذلتِ طبیعی عشق را در کام عاشق ناگوار نمیسازد و این ذلت او را حقیر و کم مایه نمیکند و شانش را نابود و مضمحل نمیسازد.
آری اینها همه امن و آرامش خاطری است که از جانب او میرسد و ما بیمناکان را فرا میگیرد و به آن سرزمین فراخ و مطمئن رهنمون میشود و از خطر و ترس و اضطراب آرامشمان میدهد.
دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان
«اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوَافَقَةِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِي فِيهِ مُرَافَقَةَ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِي فِيهِ بِرَحْمَتِكَ إِلَى [فِي ] دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِيَّتِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ؛خدايا مرا در اين ماه به همراهى و همسويى با نيكان توفيق ده، و از همنشينى با بدان دور بدار و به حق رحمتت به خانه آرامش جايم ده، و به پرستيدگى ات اى پرستيده جهانيان».
بِرَّ: قران کریم بِرَّ را چنین تعریف کرده است «لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»﴿177-بقره﴾
ایمان به خداوند و روز جزا و فرشتگان و کتاب و رسولان از یک سو و بخشش مال به نزدیکان و یتیمان و مساکین و در راه ماندگان و درخواست کنندگان از دیگر سو و همچنین بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات و وفای به عهد و صبر در وقت سختیها و..اینها مولفههای بر و نیکی و مشخصات ابرار است.
شر: عبارت است از چیزی که همه از آن دوری میکنند؛ چنانکه خیر آن است که همه به آن مایل میشوند. قوم اشرار، یعنی مردمی فتنهانگیز. برخی نیز شر را نقیض خیر یعنی بدی، فساد و ظلم معنا کردهاند.
در این شانزدهمین روز توفیق موافقت و تأیید ابرار و نیکان و پرهیز و دوری از همراهی اشرار را از خداوند مسئلت میکنیم و از او میخواهیم تا ما را از سرگردانی نجات داده در سرای قرار، استقرار دهد و اینها همه را توسط معبودیتش به انجام رساند که او معبود هر دو جهان است.
پس از چندین روز درخواستهایی که همگی به نوعی تمرین خودسازی فردی در اردوی رمضان بوده اند به مرحله ای از آمادگی رسیده ایم که گامهای بلندتری برداریم و این دیگر به تنهایی میسر نیست که باید به کمک جمع به آن قله ها رفت اینجاست که باید گروه و دسته خو د را انتخاب کنی و در این سفر همراهشان شوی.
ابرار انتخاب توست با همه ویژگیهایی که این گروه را هویت میبخشد و ذکرشان رفت اما اگر به آنها نپیوندی تنها گروه دیگر اشرارند انتخاب بیشتری ذکر نشده است. شاید چون انتخاب بیشتری نیست یا موافقت و تأیید و همراهی نیکان و یا وفق و مدارا و همراهی اشرار.
سپس از رحمت او، جای گرفتن و استقرار در سرای قرار و آرامش را می طلبیم و این را در الهیت او جستجو میکنیم که او معبود جهانیان است.
معبودهای ما بسیارند، دنیا و زرق و برق هایش، شیطان و وسوسههایش، مردم و گفتهها و حرفهایشان و نفس و شهوات و تمنیاتش ، در چهرههای ثروت و قدرت و شهرت و شهوت و منزلت و .... اینها معبودهای ما هستند و هر کدام با هزاران بت و صنم در خانه دل ما بتکده ای بزرگ برپا کرده اند.
معبودهایی که هرکدام هر لحظه ما را به سویی میخوانند و به سوی میرانند و قرار و آرامشمان را گرفته اند هیچ گاه خود نیستیم و به خود حرکت نمیکنیم و فرمانمان در دست هزاران هزار معبودی است که این خانه را پر کردهاند آشوبی بزرگ در ما برپاست، آشوبی با حرکتی نامنظم و به سوی هر جا جز آنجا که باید رفت.
الهیت او راه خروج ما از این آشوب و رسیدن به قرار و آرامش و بیرون ریختن این بت ها و رهایی از این معبودهاست. و این تمنای ماست از او که تنها معبود هر دو جهان است و تنهائیش درون ما را وحدت می بخشد و از سرگردانی بین هزاران معبود ناهمگون و ناهمساز نجات می بخشد و به سرای قرار می رساندمان..
همچنین همین معبودیت و الهیت اوست که وسیله ماست تا در جرگه ابرار درآئیم و از اشرار برکنار مانیم . برّ و شرّ ویژگیهای اخلاقی اند و در نبود خداوند در جهان هیچ معنایی نخواهند یافت . وجود خداوند منشأ وجود این صفات و ویژگی هاست در نبود او همه چیز مجاز است و هیچ فعل اخلاقی ای قابل شناسایی و اثبات نخواهد بود. پس الهیت او وسیله ای است که این دستهها و گروهها هویت پیدا کنند و شناسایی شوند و موافقت و مرافقت ما با آنها معنا یابد. همین معبودیت اوست که دست اندیشه و فکر و انتخاب ما را میگیرد و به آن گروه پیوند میدهد و او معبود هر دو جهان است.
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان