سیدقاسم سیدیمقدم، مربی برتر در جشنواره کشوری پردهخوانی رضوی و یکی از مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی بیان کرد: در کانون با نگاه غیرمستقیم در موضوعات اخلاقی و رفتاری فعالیت
میکنیم.
جشنواره قصهگویی رضوی موفق نبوده استسیدیمقدم اظهار کرد: جشنواره قصهگویی رضوی نیز به کانون تحمیل شد که وجاهت اصلی کانون را کمرنگ کرد زیرا این جشنواره هم خودش بزرگسالانه بود و هم نگاه بزرگسالانه در مورد آن وجود داشت.
وی با بیان اینکه من این جشنواره را موفق ندیدم، ابراز کرد: امروز کارهای دینی تبدیل به نصیحت شده است این در حالی است که یک بزرگسال هم به دلیل مستقیم بودن نصیحت، روی خوشی به آن نشان نمیدهد و آن را نمیپذیرد چه برسد به یک کودک که نیاز به ارائه مفاهیم به صورت غیر مستقیم دارد.
مربی برتر در جشنواره کشوری پردهخوانی رضوی تصریح کرد: امروزه نگاهها و شیوهها تغییر کرده است اما آیا ظرفی که ما برای کارهای دینی در نظر گرفتهایم، نیز تغییر کرده است یا خیر؟ باید ببینیم ما برای کودک و نوجوان چه خوراک فرهنگی در نظر گرفتهایم.
این فعال حوزه کودک و نوجوان افزود: جشنواره قصهگویی، رضوی جمعبندی و خروجی خوبی نداشته است؛ علت هم این است که پایهگذاری، کارشناسی و اجرای صحیحی در خصوص آن صورت نگرفته است.
سیدیمقدم، جذاب بودن یک مربی را اولین و مهمترین امر لازم در زمینه کار با کودکان دانست و در همین راستا اضافه کرد: برخورد، نوع منش و نوع بیان مربی در کودک تأثیرگذار است؛ کودک گفتههای مربیان را در ذهن خود بزرگنمایی میکند، تخیّلات خودش را به کار میگیرد و رفتار و منش مربی را به خاطر میآورد.
منبع؛ مهمترین عامل قصهگوییوی قصهگویی را یکی از ابزارهای جذب در حیطه فرهنگی و به ویژه کار دینی و مذهبی برشمرد و در اینباره توضیح داد: یکی از مواردی که در قصهگویی توجه به آن لازم است، انتخاب منبع قصه است؛ هر منبعی مناسب نیست؛ بسیاری از کتابها قصه نیستند و در آنها تناقض و سؤالاتی که باید در یک قصه باشد، تا ذهن را درگیر کند، وجود ندارد.
دستوری و سفارشیبودن هنر، روح هنرمند را ویران میکند
این فعال حوزه کودک و نوجوان در ادامه با بیان اینکه دستوری و سفارشی بودن هنر از سوی مسئولان یکی از ایراداتی است که به جشنوارههایی مانند جشنواره قصهگویی رضوی وارد میشود، افزود: مسئولان دستور میدهند که این اثر باید تولید شود؛ همین دستور باعث میشود، تمام دنیا و روح هنرمند ویران شود؛ این در حالی است که کار هنری باید با توجه به شناختی که از کودک داریم، تولید و ارائه شود.
وی در همین راستا اضافه کرد: سؤال من این است، آیا کسانی که دستور میدهند هنرمند چه اثری را تولید کند، کودک و نوجوان را میشناسند؟؛ من 30 سال تجربه کردم و بچهها را شناختم، نمیشود برای کودکانی که در محلههای متفاوتی هستند یک اثر هنری واحد را ارائه کرد.
این مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بیان اینکه علاوه بر این موضوعات، تفاوت سنی هم باید مورد توجه قرار بگیرد، گفت: به هرحال برای شناخت جامعه ابتدا باید فرزندان این جامعه را شناخت.
سیدیمقدم در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از اینکه برخی مسئولان و مدارس برتر کشور، شناختی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ندارند، ابراز کرد: برخی مسئولان تصور میکنند که کانون، مهد کودک است.
وی در ادامه از عدم همکاری برخی نهادها با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گله کرد و ادامه داد: مشکل این است که کاردان بر سرکار نیست؛ ما فراوان شعار میدهیم و امروز بچهها نیز از شعار خسته شدهاند.
سیدیمقدم با بیان اینکه کار هنری تنها ارائه توصیههای تئوریک نیست، تأکید کرد: ارتباط با بچهها سخت است اما آنقدر جذاب است که مربی میتواند روح الهی و خدایی را در بچهها ببیند؛ من تمام روز برای بچهها برنامه دارم اما خسته و پیر نمیشوم و تا پایان عمر هم با بچهها خواهم ماند.
اجرای برنامههای شادیبخش برای کودکاناین فعال حوزه کودک و نوجوان در ادامه از عدم توجه پدران و مادران به نشاط کودک و توجه صرف به بُعد آموزشی انتقاد کرد و افزود: ما امروز برنامه شادیبخش صحیح و کارشناسیشده نداریم؛ والدین حتی برای فرزند دو سالهشان پیگیر کلاس اوقات فراغت هستند و به تعداد سورههایی که فرزندانشان از حفظ دارند و یا مکالمه به زبان انگلیسی افتخار میکنند اما به وظیفه مادری و پدری خود بیتوجهند.
وی با بیان اینکه بچه باید بازی کند و نشاط داشته باشد، اظهار کرد: بچهها نیاز به آرامش دارند، اگر این آرامش به وجود بیاید، خود بچهها همه مسائل را درک میکنند؛ این بدان معنا نیست که تربیت را رها کنیم اما باید توجه داشت که مهمترین مسئله، آرامش بچهها است.
سیدیمقدم در همین راستا افزود: پدران و مادران بازی، قصه و شعر بلد نیستند، معلمان مشغلههای خود را دارند، بیرون منزل خطرناک شده و خانهها آپارتمانی شدهاند و هیچ فضایی برای خلاقیت کودک وجود ندارد؛ آموزش مفاهیم دینی نیز با این مشکلات امکانپذیر نیست این در حالی است که اگر مسئولان نیازهای اولیه که مقتضای سن کودکان است را آماده کنند، بچهها دین را فرا خواهند گرفت.