به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شهید جواد قائمی در فروردینماه سال 1343 در روستای گلستان از توابع فریمان دیده به جهان گشود، او در یک خانواده فقیر و کشاورز زندگی میکرد و تا کلاس پنجم ابتدایی در همان روستا تحصیل کرد اما فقر و تنگدستی مانع ادامه تحصیلش شد و به ناچار ترک تحصیل را انتخاب و برای کار به شهر و دیار مختلفی مهاجرت کرد.
وی در شهرها کارگری میکرد و اغلب در شیراز بود که در کوره آجرپزی آنجا مشغول به کار شد و مدتی که گذشت کوره را تعطیل کردند، وی مجبور شد به روستا برگردد و به کشاورزی پیش پدرش مشغول شود.
فقر و تنگدستی؛ مانع ادامه تحصیل
شهید قائمی، فردی ساکت و پرکار بود و همیشه به دیگران خدمت می کرد، احترام خاصی به پدر و مادرش میگذاشت و یک گوشه از خرج زندگی را تامین میکرد به همین خاطر فقر و تنگدستی مانع از ادامه تحصیلش شد و باعث گشت تا او به یکباره طعم تلخ سنگینیهای زندگی را بچشد.
اما این شهید به دلیل روحیه تعاونی که داشت برای خدمت به خانواده از هیچ چیزی فروگذار نمیکرد حتی در پایگاه محل هم، شبها با دیگر دوستانش به پاسداری مشغول بود.
از همه اینها که بگذریم، اخلاق خوب این شهید باعث شده بود، در بیشتر مجالس مرثیهخوانی شرکت کرده و همه جا از او به نیکی یاد کنند.
شهید قائمی به امام راحل(ره) بسیار عشق میورزید و برای سلامت او دعا میکرد و از رزمندگان و جانفشانیهای آنها بسیار تعریف میکرد و به آنها احترام خاصی میگذاشت.
کشاورزی و کمک به پدر؛ سرگرمی شهید قائمی
وی که تمام هم و غم خود را برای خدمت به خانواده و دیگران گذاشته بود، تمام تفریح و سرگرمیاش را کمک به پدر در زمین کشاورزی میدید. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، عشق به مجاهدت و دفاع از وطن، او را علاقهمند به جبهه کرد، به دلیل مخالفت پدرش برای اعزام به جبهه، همیشه از پدرش میخواست تا به او اجازه نبرد با مزدوران بعثی را بدهد تا اینکه موفق شد، عازم جبهه شود.
این شهید در سال 1361 به طور داوطلب بعد از مراحل آموزشی عازم منطقه عملیاتی سومار شد. با پایان رسیدن دوره آموزشی، توانست برای نبرد با دشمن به جبهه ورود پیدا کند. تا اینکه بعد از مدتها رشادت، در پانزدهم مهر 1367 موقع صبحانه خوردن با اصابت ترکش خمپاره به سر به فیض شهادت نائل آمد.
شهید قائمی در بخشی از وصیتنامه خود نوشت: «همه از خدا هستیم و به سوی او میرویم پس کشته شدن در راه خدا افتخار ماست، با خدا باشید و از امام راحل(ره) و روحانیان مبارز پشتیبانی کنید».
بیماری سخت، دلیل انتخاب نام جواد
مادر شهید قائمی درباره او گفته است: زمانی که جواد به دنیا آمد، مریضی سختی گرفت، برای شفای وی، به امام موسیکاظم(ع) متوسل شدیم تا او را به ما برگرداند و نامش را جواد گذاشتیم.
وی همچنین بیان کرده است: جواد پسری ساکت و مظلوم بود، احترام بسیاری به من و پدرش میگذاشت، به دلیل مشکل مالی نتوانست ادامه تحصیل بدهد و برای همین به کار مشغول شد و به پدرش در کشاورزی کمک میکرد.
مادر شهید قائمی عنوان کرده است: وی علاقه بسیاری به جبهه داشت و میخواست به نبرد با بعثیها برود، که مخالفش شدم، به او گفتم «نه چرا میخواهی به جبهه بروی؟» وی گفت: «مادر، میخواهید آمریکا بیاید ناموس ما را بگیرد، باید از این خاک و ناموس کشور دفاع کنیم» با این حرفش منقلب شدم و دلم به رفتنش راضی شد.
مادر این شهید همچنین گفته است: برای رفتن او به جبهه به دلیل شرایط سخت مالی از دیگران پول قرض گرفتیم و او را به جبهه فرستادیم.