کد خبر: 3536027
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۳

نشست تکثرگرایی در سیر سلوک برگزار شد

گروه اندیشه: استاد حوزه و نویسنده و پژوهشگر فلسفه و عرفان و اسلامی، در نشست تکثرگرایی در سیرو سلوک به بیان نظریه حق محوری در تکثرگرایی در سیر و سلوک پرداخت.

به گزارش خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا)از قم، حجت‎الاسلام والمسلمین هادی صادقی امروز 15مهرماه در نشست علمی تکثر گرایی در سیر و سلوک در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: در متون عرفانی، مبنای دقیق و روشنی برای تکثرگرایی در این حوزه بیان نشده است.
وی افزود: برخی این تکثر را به آن چیزی معنی کرده‎اند که آیا روش های سیر معنوی به سوی خدا متعدد است یا تکثردارد و اگر تکثر دارد این حدتکثر تا چه اندازه خواهد بود و اینکه آیا این حوزه به یک نسبیت منجر نمی‎شود؟.
صادقی اظهارکرد: برخی دیگر این مساله را به سمتی بردند که حالات انسان‎ها متفاوت است و بر اساس این حالات با خداوندارتباط برقرار می‎کنند؛ در فرهنگ عرفانی ما چنین دسته بندی‎هایی بیان شده است که هر کدام استدلالاتی نیز مطرح می‎کنند.
استاد حوزه بیان کرد: برخی از این دسته‎ها استدلالات قرآنی را نیز بیان می‎کنند که البته این استدلالات عموما ذوقی است و استدلالات عمیق از قرآن نیستند.
وی افزود: برخی در این دسته بندی ها عده ای را بر دیگران افضل دانسته‎اند و برخی دیگر این مراحل  و مراتب را نسبت به دیگران برتری داده و به دسته بندی آنها پرداخته اند؛ برخی دیگر طرق معرفت را شامل حزن و شادی و محبت افضل دانسته‎اند.
صادقی اظهارکرد: در فلسفه اخلاق در عرصه اخلاق هنجاری معیارهایی وجود دارد که این طبقه بندی را انجام می‎دهد؛ مجموعه مکاتب در عرصه اخلاق هنجاری، معیار ارزشمندی کار اخلاقی یا معیار الزام اخلاق را بیان می‎کنند.
استاد حوزه بیان کرد: برای تعیین موضع در این زمینه باید گفت که هیچ یک از این دسته‎ها به عنوان معیار انحصاری نمی تواند درست باشد، زیرا هر کدام دارای نقاط ویژه و قوت و ضعف هستند.
وی افزود: ارزش‎ها و الزامات اخلاقی در واقع در عرصه حق اخلاقی معنی می‎شوند؛ این حق دارای چند معنی است که شامل عرصه‎های هستی شناسی و معرفت شناسی و اخلاقی است؛ در عرصه اخلاقی حق به معنی شایستگی و بایستگی است.
صادقی اظهارکرد: در عرصه اخلاقی به دنبال آن هستیم که چه چیزی شایسته و بایسته و چه عناصری ناشایست است؛ معنی حقی که در اینجا به کار می بریم بی ارتباط به انسان نیست؛ وقتی در عرصه ارزش‎ها، از ارزش اخلاقی نام می بریم منظور آن است که باید ببنیم که آن کار یا فضیلت فی نفسه چه حسنی دارد.
استاد حوزه بیان کرد: در مباحث کلامی و در اصول فقه مباحث بسیاری پیرامون حسن وقبح بیان شده است که فیلسوفان اخلاق نیز با همین مباحث مواجه هستند؛ پس در فضای مباحث اسلامی این بحث بنیادین در کلام و اصول یافت می‎شود ولی بنیاد این مباحث در کلام وجود دارد.
وی افزود: در این فضا به دنبال این امر هستیم که در فهم حسن و قبح توسط عقل چه اتفاقی رخ می دهد؛ معنی زیباشناسانه در میان متکلمین به سه معنا بیان شده است که در همین زمینه نیز سه شاخه کمال نفس، مطلوبیت برای آدمی و استحاق مدح و ذم و ثواب و عقاب ایجادشده است.
صادقی اظهارکرد: در زیبایی شناسی باید موضع خود را مشخص کنیم که زیبایی و حسن به چیست؟ پایه حسن اخلاقی حسن زیبایی شناختی است؛ این مفهوم زیبایی شناسانه امری دو جنبه ای دارد یعنی مطلقا عینی و انفسی نیست.
استاد حوزه بیان کرد: رکن مفهوم زیبایی، تناسب است که البته نیازمند بداعت نیز می باشد؛ رکن دوم زیبایی شناسی ملائمت با نفس مدرک زیبایی است؛ رکن سوم مدح است که این مدح زمانی رخ می‎دهدکه این دو رکن روی دهد.
وی افزود: همین زیبایی در اخلاق نیز رخ می‎دهد حسن اخلاق ملکاتی است که فی نفسه کمالی دارد که آن را قابل تحسین می‎کند و مناسب با طبع ما است و سپس آن را ستایش می‎کنیم و از نظر الهی نیز استحقاق ثواب و عقاب پیدا می‎کند.
صادقی اظهارکرد: پس از این مساله مقصود از حق اخلاقی مشخص می‎شود؛ یعنی یک کاری باید فی نفسه مطلوب و دارای کمال باشد و با طبع انسان تناسب داشته باشد و سپس مورد تحسین واقع شود.
استاد حوزه بیان کرد: پایه ارزش اخلاقی آن است که تناسب آن با کسی که می خواهد از آن بهره مند شود وجود داشته باشد؛ وقتی حسن اخلاقی با انسان مرتبط می‎شود، تناسبات با انسان به حسب تفاوت‎های انسانی نیز متفاوت می‎شود؛ از همینجا مبدا این تفاوت‎ها که منش طرق الی الله است ایجاد می‎شود.
وی افزود: تاثیرگذاری تفاوت انسان‎ها در تفاوت در حسن اخلاقی؛ ممکن است یک فعل واحد از دو نفر انجام شود ولی یک نفر تقبیح و دیگری مدح می‎شود زیرا قصد آن دو متفاوت بوده است چون این تناسبات با هم متفاوت است.
صادقی اظهارکرد: این دو مدح و ذم به واسطه تناسب با فعل و فاعل انجام می‎شود؛ این دو تناسب ارزش کار را مشخص می‎کند؛ در اینجا وسع انسان‏‎ها خود نمایی می‎کند؛ زمانی که وسع انسان‎ها متفاوت شد، انتظارات از آنها نیز متفاوت می‎شود؛ یعنی در شایستگی‎ها و بایستگی‎ها نیز متفاوت می ‏شود.
استاد حوزه بیان کرد: در این زمینه باید معیار را نیز به این عرصه بکشانیم و معیاری فراگیر داشته باشیم که همه این معیارها را در خود جای دهد؛ حق گروی تعبیری برای اشاره به معیار فراگیر است که درون خود زیرمعیارهایی را جای می دهد که به تناسب وسع انسان ها می تواند در نظر گرفته شود.
captcha