به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) شیخ مفید
نقطه پیوند دو حلقه بزرگ علمی در جهان اسلام است. یک حلقه متشکل از شخصیتهایی چون
ابن جنید، شیخ صدوق و ابن قولویه صاحب کتاب کاملالزیارات است که هر سه از فقها و
محدثین برجستهاند و حلقه اساتید شیخ مفید را تشکیل میدهند. حلقه دوم متشکل از
شیخ طوسی، سیدمرتضی و سیدرضی که اینان نیز از نظر وسعت دانش و بینش اسلامی هم طراز
شخصیتهای حلقه اولاند و حلقه شاگردان شیخ مفید را تشکیل میدهند. اما نکته مهم
تفاوتهای فکری این دو حلقه علمی و خصوصا امتیازات حلقه دوم، یعنی شاگردان بی
واسطه شیخ مفید است. مهمترین امتیاز حلقه فکری شاگردان شیخ مفید، جایگاه و اعتبار
عقل در نگرش آنها به نصوص دینی است. لازم به ذکر است که نباید عقل گرایی ایشان را
محدود در حوزه علم فقه کرد، چراکه دامنه این عقل گرایی به حوزههای دیگر از جمله
اعتقادات نیز رسوخ کرد.
اگر بخواهیم گزارشی از مهمترین نظریات شیخ مفید که
گویای جایگاه و منزلت عقل در اندیشه اوست ارائه دهیم میتوانیم به این نکات اشاره
کنیم: شیخ مفید در مسائل اعتقادی و نظری، احکام عقل را معتبر میدانست و به آنها
تمسک میکرد چنانکه کتاب اوائلالمقالات شاهدی معتبر بر بهرهگیری شیخ از
استدلالات عقلی است. به نظر شیخ، در مسائل ریز اعتقادی مانند جزئیات عالم قیامت و
مسائل شخصی نبوت و امامت باید به دلیل نقلی تمسک کرد اما در غیر آن، بحث عقلی مجاز
و آزاد است. نکته مهم این است که در تعارض ادله عقلی و ادله نقلی، نظر شیخ بر
کنارگذاشتن روایات مخالف احکام عقلی استوار است و ترجیح، با دلیل عقل است. تمام
این نقطه نظرات، گویای آزاد اندیشی و حرّیت علمی شیخ است.
شیخ مفید اگرچه عقل را در شمار ادله شرعی به حساب
نیاورده است اما عقل را به عنوان طریق شناخت حجیت قرآن و دلالات اخبار به رسمیت میشناخت.
به عبارتی میتوان ادعا کرد که او نخستین فقیه و اصولی شیعه است که عملا به دلیل
عقل تمسک و تصریح کرده است هرچند مراد او از دلیل عقل تبیین نشده است. نکته مهمی
که در اینجا باید به آن اشاره کرد، ضرورت پرداختن شیخ به جایگاه دلیل عقلی است.
شیخ مفید در حیات خود به شدت با جریان خردستیز شیعی
مبارزه کرد و آن را به عنوان یک خطر محسوب میکرد، جریانی که میتوان از آن با
نگاه امروزی به عنوان سلفیّت شیعی یاد کرد. شیخ مفید از این جریان با تعابیری از
قبیل اصحاب حدیث، مقلّده و حشویه شیعه نام میبرد. شیخ مفید در همین راستا ضمن حفظ
احترام و شأن استاد خود، شیخ صدوق، به نقد علمی آرای وی پرداخت. به تعبیری شیخ
مفید را میتوان از بنیان گذاران شیوه نقد علمی درون مذهبی به شمار آورد.
اهمیت این سخنان را با مشاهده دقیق جریانهای فکری
قرن چهار و پنج، خصوصا در شهر بغداد که از مراکز علمی مهم آن دوران بوده است و
اغلب نحلههای فکری در آن شهر نماینده داشتهاند، دریافت. مجاهدات علمی شیخ مفید و
ایجاد گفتمان انتقادی نسبت به روش علمی جریان اهل حدیث، مانع از آن شد که در آن
دوران حساس و پرآشوب که تفکر شیعی در معرض انواع انحرافات قرار داشت دچار آسیب
شود. شیخ مفید در یک جبهه با خردستیزان شیعی از جمله اهل حدیث و اشاعره مبارزه میکرد
و حتی با اندیشمندان آنان به مناظره و مباحثه مینشست، و از طرف دیگر با خردگرایان
افراطی مثل معتزله مقابله میکرد. هرچند آرای او با جریان معتزله نقاط مشترک زیادی
دارد.
شیخ مفید در مدت 76 سال عمر شریف خود بالغ بر 200
عنوان کتاب تألیف کرد که بخش اعظم آن به دست ما نرسیده است. همچنانکه شیخ صدوق،
استاد او بالغ بر 300 عنوان کتاب را به رشته تحریر درآورد و تنها تعداد کمی از آن
امروزه به دست ما رسیده است. از دشنامهایی که ترجمهنگاران
سنی بخصوص خطیب بغدادی به وی دادهاند میزان تأثیرگذاری وی در جامعه زمان خودش به
دست میآید. این خصومت حتی پس از وفات شیخ نیز ادامه داشت و برخی از
عالمان اهل سنت ضمن طلب مغفرت برای او و اعتراف به جایگاه علمی شیخ، وفات او را به
فال نیک گرفتند و آن را مایه خلاصی مردمان قلمداد کردند.
یادآور میشود که ایشان سه مرتبه در طول مدت حیات خود
تبعید شد و حتی برخی بر این اعتقادند که ایشان در زندان از دنیا رفته است. سخن را
با ذکر نظر شیخ طوسی درباره استاد گران مایهاش به پایان میبریم: شیخ طوسی در الفهرست مینویسد: «محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم از متکلمان امامیه است. در عصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهی گردید. در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهن دقیق داشت و در پاسخ
به سؤالات حاضرجواب بود».