به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، وقتی ویژگیهای شخصیتی و شیوههای مدیریتی امام خمینی(ره) را مرور میكنیم به مجموعهای از اخلاقیات در این بزرگمرد تاریخ پی میبریم كه هر یك در نوع خود بینظیر است. رهبری حكیمانه در جامعه اسلامی و شخصیت معنوی این عارف وارسته در كمتر شخصیت سیاسی و معنوی دنیا یافت میشود، بررسی این خصوصیات نشان میدهد، وی در تمام ابعاد مختلف علمی و عملی كامل بود. یكی از مهمترین ویژگیهای بنیانگذار جمهوری اسلامی، تأثیرگذاری و نفوذ كلامش بر ملت و رزمندگان در جبهه بود.
آموزههای امام در دوران دفاع مقدس كه بسیار هم مثالزدنی است، سبب شد، جوانان و نوجوانان این مرز و بوم با شور و شوق و قاطعیت و صلابت برای دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه پا به میدان نبرد گذارند. رزمندگان اسلام با رهنمونهای ارزنده مراد خود پس از حضور در جبهه و رویارویی با متجاوز روحیه خود را بازیافته و به پایمردی و استقامت در مقابل متجاوز ادامه دادند. آنها شجاعت، ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی كه همه در وجود امام وجود داشت را اسوه خود قرار دادند و با اطمینان به قلب دشمن یورش میبردند و این آرامش و طمانینه را از سخنرانیهای امام كه پیش از عملیاتها بخصوص دو عملیات غرور آفرین «فتح المبین» و «والفجر ۸» ایراد میكردند، دریافت كرده و این امر رمز پیروزی آنها بر دشمن میشد.
همچنین روحیه استكبارستیزی و راهنماییهای پیر جماران بود كه سبب گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزشهای انسانساز اسلام و شكوفایی آنها در جبهههای جنگ شد. عشق و علاقه جوانان به رهبری كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده بود، یكطرفه نبود بلكه امام راحل(ره) نیز ارادت و علاقه خاصی به جوانان مومن و خداجویان جبهههای نبرد داشت. در ادامه وصیتنامه شهدا در خصوص امام خمینی(ره) نگاهی به وصیت شهید علی اردمه میاندازیم.شهید علی اردمه در سال 1349 در خانوادهای مذهبی در روستای اردمه از توابع نیشابور دیده به جهان گشود. از همان دوران اول زندگی طعم تلخ فقر و تندگدستی و محرومیت را چشید و میدید چگونه خانواده به تلاش مشغول هستند.
این شهید ضمن کمک به خانواده تحصیلاتش را ادامه داد، به خاطر عشقی که خانواده او به امام راحل(ره) داشتند در وجودش جوانههای این عشق ریشه گرفت و هنگامی که امام فرمان جهاد دادند با عشق به مبارزه علیه باطل به جبهه رفت.
وی جنگ را جهادی مقدس میدانست و با آن به عنوان یک واجب شرعی برخورد میکرد. سرانجام این بسیجی در عملیات کربلای 5 شلمچه پس از حماسههای فراوان دعوت حق را لبیک گفت.
نگذارید پرچم «محمد رسول الله» و اسلحه من بر روى زمين بماند
«باسمه تعالى»
«ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون» «به آنانكه در راه خدا پيكار و كشته مىشوند ، مرده مگوييد، بلكه آنان زندهاند و در نزد خدايشان روزى مىخورند».
اينجانب، على اردمه فرزند حاج محمد حسن اردمه، متولد 1349 صادره از نيشابور، روستاى اردمه با شناخت كامل و آگاهى كامـــل و با كمال آزادى به جبهههاى حق عليه باطل آمدم، تا ضمن لبيك به نداى امام راحل(ره) به نداى «هل من ناصر ينصرنى» حسين نيز لبيك بگويم و خـــونم را در راه اعتلاى پرچم «لا اله الا الله محمد رسول الله» بريزم و قطرهاى باشم از درياى بيكران لشكر حسين و هدفى نداشتم جز اين. طبق دستورى كه امام امت فرموده بودند، «هر كس مىتواند بايد به جبهه برود» من احساس مسئوليت کردم و به سوى جبهه نور عليه ظلمت حركت كردم، در جبهه دعاى من اين بود: «اللهم ارزقنا توفيق الشهاده فى سبيلك » «بار خدايا توفيق و روزى شهادت را در راه خودت قرار بده».
پيامم به امام امت اين است كه اى امام راحل(ره) ما اهل كوفه نيستيم كه شما را تنها بگذاريم همانطور که گفتيم و خواهيم گفت ما با تو بيعت كردهايم و بر بيعت خود استوار ماندهايم و منتظر دستور تو هستيم و به تو میگويم اگر صد بار مرا زنده كنند و باز بسوزانند، دست از تو نخواهم كشيد چون تو و راه تو را شناختم و هرگز از اين راه باز نمىگردم .
پیامم به امت امام این است که مبادا دست از امام بكشيد كه آن روز عزاى ملت ايران است. امام را تنها نگذاريد به جبهههاى جنگ مثل هميشه كمك كرده و رزمندگان اسلام نيز حامى شما، ناموس شما، خاك و ميهن شما هستند و چشمشان به سوى شما امت است. بيعت خود را كه فرياد میزديد رهبر من خمينى است، يا مرگ،يا خمينى را فراموش نكنيد.
به رزمندگان اسلام اعلام مىكنم، اى رزمندگان عزيز، وقتى به كنار قبر امام حسين(ع) رسيديد و قبر شش گوشه آن حضرت را بغل گرفتيد، يادى هم از ما بكنيد، چون ما هم اميد آن داشتيم كه روزى قبر مبارك امام سوم شيعيان را در بغل گيريم و بگوييم، اى حسين(ع) برخيز و يارانت را ببين چه عاشقانه مىجنگند .
و اما پدر عزيزم میدانم براى من زحمت كشيدى، مرا بزرگ كردى تا روزى عصاى دستت شوم ولى بدان كه ما امانتى بوديم در دست شما كه شما هم امتحان خود را داديد و مرا قربانى راه حسين(ع) كرديد. مرحبا و آفرين بر شما كه چقدر زيبا از امتحان درآمديد .
برادرانم نگذارید پرچم «محمد رسول الله» و اسلحه من بر روى زمين بماند، اسلحه من را برداشته و به نداى امــــام راحل(ره) لبيك بگوييد و امـــام را تنهـــا نگذاريد و مرا ببخشيد كه نتوانستم در آخر كار با شمـــا ديدارى داشته باشم. شمـــا را به خداوند میسپارم و آرزوى موفقيت براى شمــا مىكنم.
اگر چنانچه جنازه من مفقود يا اسير شد، از شمـــا خواهش مىكنم در مرگ من بىتابى نكنيد. انشاالله اجر شما در كنار امــام حسين(ع) محشور بشويد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته به اميد پيروزى رزمندگان، بر كفر جهانى، بالاخص بعثيون بغداد كه ناجوانمردانه به ميهن اسلامى ما حمله كردند.
على اردمه».