به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، از آن زمان که رسول خدا (ص) زنان را از تاريکي جاهليت آزاد ساخت، بيش از چهارده قرن ميگذرد و امروز بار ديگر زن در در تاريکی جاهليت فرورفته و به نام تجدد و آزادي، وعده تساوي و عدالت يا تحجر و جمود و سنتهاي غلط به اسارت و تباهي کشيده ميشود و با بهره کشي جنسي و اقتصادي، دوران جاهليت جديدي را تجربه مي کند که به تبع آن به ورطه بيهويتي سوق داده ميشود. رفتار نامناسب مسلمانان افراطي نيز با اين قشر از جامعه و تبليغات فرهنگي غرب، بر ديدگان بانوان پرده افکنده است تا حقايق را دگرگون درک نمايند و عفت را بردگي، انجام وظيفه را اسارت و بيهويتي را شخصيت بنامند.(طهرانيان،1386ص 172)
زنان و بحران هويت
نقش زن در جامعه امروز ايران، دست خوش تغيير و تحول شديد شده است. اين نقش از يک سو متأثر از ديدگاه سنتي نسبت به زن است که ريشه در اعماق تاريخ دارد و از طرف ديگر تحت تأثير ديدگاه مدرنيته واقع است که خواستار تساوي مطلق با مردان، ايفاي نقش اجتماعي گسترده در جامعه و… است. در نتيجه زن از يک طرف دل بسته مظاهر زندگي ماشيني مثل اشتغال و تحصيلات عالي ميشود و از سوي ديگر خواهان مزيتهاي زنان گذشته مثل نقش مادري و روابط زناشويي است.
در اين جريان زنان براي هويت يابي فردي و اجتماعي دچار بحران و سرگشتگي شدهاند. زنِ شرقي تنها دو راه در پيش روي خود مي¬بيند؛ يا تن به برخي سنتهاي غلط دهد و از حقوق اجتماعي خويش و تکاملي که جز با اعاده آن حقوق، ميسر نبوده بگذرد و يا تن به بيقيدي در برابر تمام ارزشهاي معنوي و خانواده دهد؛ يا چشم پوشي از حقوق اجتماعي يا حضور در اجتماع به بهاي پشت پا زدن به تمام ارزشهاي خانواده.(مويدي،1383¬:¬9-10) دل مشغولي زنان عصر حاضر به هر دليلي به خارج از خانه است در نتيجه در تربيت فرزندان نيز عنصر موفقي نخواهند بود.(باقرزاده،69:1385) کمبود وقت براي تربيت کودک که موجب رسانهاي و موسساتي شدن تربيت کودک شده است، آنها را از روابط عاطفي و گرم محروم نموده و موجب جويا شدن اين روابط در جاي ديگري به غير خانواده شده است.
بروز تحولات در مناسبات بين افراد جامعه و تغيير صورت ارتباطات اجتماعي به روابط فردگرايانه موجب گسترش گرايش جوانان به روابطي بيمرز و خارج از چارچوب با هويتهاي مجازي و اغلب غير واقعي، خارج از هنجار خانواده شده است، به گونهای که از دست رفتن روابط صميمي و صادقانه خانوادگي، دوستي، فاميلي، همسايگي به دليل مسائل اقتصادي، ارتباطي و فرهنگي، زنان را به غربت شبکههاي ماهوارهاي يا شبکههاي مجازي اجتماعي ميکشاند.
بي ترديد، نگاه نادرست به زنان در جامعه در شکلگيري کنشها و نقشهاي نادرست موثر است. تحقير و به حاشيه راندن يا نگاه کالا پنداري به زن و استفاده ابزاري از او موجب شده تا اراده، تصميم و شخصيت زن ناديده انگاشته شود و جامعه از نيروي عظيمي در جريان تعالي و ترقي غافل و محروم شود.
زنان و بيحجابي و بدحجابي
گروهي ديگر با کنار زدن حجاب و عفاف به عنوان يک مانع براي آزادي بي قيد و بند زن موجبات تبديل شدن عرصه اجتماع به عرصه خود نمايي را فراهم نمودهاند، که اين مسئله خود موجب ظهور و بروز مسائلي در عرصههاي گوناگون از جمله فساد اخلاقي و مشکلات اجتماعي مانند کاهش ازدواج و تزلزل کيان خانواده و خشونت و جنايت عليه زنان ميگردد.
اين در حالي است که جامعه ما داراي پاي بندي به ارزشها و هنجارهاي ديني است و بيحجابي و بد حجابي نوعي کج رفتاري و انحراف تلقي ميگردد. از مهمترين ريشههاي شيوع روزافزون مسئله بدحجابي، پافشاري کردن بر ظواهر و عدم توجه به ريشهها و تعميق باور به حجاب در افراد، افزايش آستانه تحمل افراد جامعه در مقابل اين ناهنجاري و کاهش قبح و زشتي اين عمل، در نظر افراد جامعه است. از سوي ديگر ملزم نمودن زنان جامعه به حفظ حجاب از طريق اقدامات پليسي و نظم دستوري تنها موجب واکنشهاي افراطي از سوي زنان خواهد شد. زيرا زن تصور ميکند حق آزادي از او سلب گرديده است؛ در حالي که هنجارها و ارزشها در جامعه بايد از طريق اقدامات فرهنگي در افراد دروني گردد.
زنان و تجمل گرايي و ترويج روحيه مصرف گرايي
تجملگرايي در عصر کنوني به دليل تهاجم فرهنگي غرب به کشورها خصوصا کشورهاي اسلامي، به پديدهاي همگاني ميان زنان و مردان جوامع، به خصوص جوامع در حال رشد تبديل شده و در اين ميان زنان جامعه به دليل تفاوتهاي جسمي و روحي و تمايل و گرايش بيشتر به زيبا جلوه کردن بيشتر در معرض تجمل گرايي قرار دارند. روحيه تجملگرايي و مصرفگرايي که از سوي نظامهاي فکري مدرن به زن القاء شده است، هنگامي که با بحران اقتصادي و کمبودها روبه رو ميشود، موجبات نارضايتي و مشکلات روحي آنها را در زندگي فراهم ميکند و زنان را در گزينش الگوي مصرفي و تدابير اقتصادي و مالي براي خود و خانواده دچار مشکل سرخوردگي و در نهايت اختلاف ميکند. مساوي شدن زن زيبا و زن ارزشمند، خواه ناخواه هزينههاي مالي را در اين راه براي زنان امروز که ميل به ارزشمند بودن دارند در پي دارد. از سوي ديگر ميل به زيبايي بيحجابي را در جامعه رواج داده است که از نظر اقتصادي هزينههاي گزافي را به جوامع تحميل ميکند؛ زيرا اولا زن جلوه¬گر (بعد از تمام هزينههاي انجام شده براي زيبا سازي) چيزي بيش از جلوهگري خود نبوده و در کار و توليد توفيقي نخواهد داشت؛ ثانيا با نمايشگريهاي خود ديگران را نيز از کار و تلاش باز داشته، افکار و انديشههاي آنان را به جاي کار و توليد هنر و انديشه به سوي خود جلب ميکند.(باقرزاده،70:1385) مهمترين آثار اين پديده که در دراز مدت سبب بروز مشکلات فراوان در خانوادههاي ايراني خواهد شد، دور شدن زنان از نقش والاي مادري و همسري و پيروي از مد و مدگرايي به صورت افراطي و منفي است و اين يعني از دست رفتن فرصتهاي ناب مادي و معنوي زندگي براي رشد و کمال علمي و معنوي زن؛ به همين دليل نيز آگاهي زنان و مادران جامعه نسبت به تبعات گسترده رواج تجمل گرايي در ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي، نقش تعيين کننده اي در رفع اين ضعف مذموم از خانواده و جامعه خواهند داشت.
سر پيکان تمامي اين بحرانها کيان خانواده را نشانه رفته است. مشکل زنان براي ايجاد تعادل بين ايفاي نقش در خانواده و اجتماع و ناتواني آنها در ايمن سازي خود و خانواده در برابر آسيبهاي رواني، اخلاقي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي فرهنگ مدرن بنيان خانواده را متزلزل نموده است و بحران آن ها کل جامعه را درگير نموده و راه چارهاي را ميطلبد.
منابع
طهرانيان، زهرا (1386) موقعيت شناسي زنان در دعوت پيامبر، انديشه، سال سيزده¬هم شماره سوم، مرداد و شهريور.
باقرزاده، محمدرضا(1385) پيامبر اعظم و مشارکت اجتماعي-سياسي زنان، مجله تخصصي فقه و اصول، پاييز و زمستان.
مويدي، م(1383) زن مسلمان و راه سوم: تحليلي برچالش نظام سرمايه داري با مساله حجاب، نشريه سوره انديشه، اسفند وفروردين.
یادداشت از اعظم شجاعی/ کارشناس ارشد علوم سیاسی