عصمت همتی، استاد دانشگاه فرهنگیان اصفهان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان اظهار کرد: منظور از قشریگری که غالبا تحجر نیز به آن متصل میشود، این است که انسان در هر حوزهای فقط ظواهر را دریافته و زندگی خود را بر آن بنا کند، بدون اینکه معنای اصلی را متوجه شود.
وی افزود: قشریگری دینی، یعنی تصلب ورزیدن بر ظواهر شریعت، بدون فهم معانی باطنی آن و بدون اینکه یک منظومه معرفتی هماهنگ از شریعت وجود داشته باشد، است.
همتی با بیان اینکه تحجر به معنای عقبگرد است و در مقابل آن، نوگرایی به کار میرود، گفت: نوگرا یعنی کسی که به مقتضیات زمان توجه دارد و دستاوردهای نو را پذیرفته و در منظومه معرفتی خود قرار میدهد و در مقابل، متحجرین در برابر هر تغییر و نوآوری مقاومت منفی میکنند و اگر قشریگری و تحجر را در کنار هم قرار دهیم، افرادی که نوآوری را نمیپذیرند، کسانی هستند که به لایه قشری و ظاهری یک مطلب توجه دارند.
وی ادامه داد: تعبیر قشریگری و تحجر در مفاهیم دینی وجود ندارد و اگرچه در تاریخ کلام، از اهل حدیث یا ظاهریون صحبت شده و گفته میشود که عقل را به حجیت نمیشناختند و در واقع به ظاهر متون عمل میکردند، اما نمیتوان آنها را قشریگرا دانست، به معنایی که امروز اراده میشود، مگر اینکه مسامحهای را در این خصوص بپذیریم.
همتی با اشاره به آثار و پیامدهای ناشی
از رواج قشریگری در یک جامعه گفت: مهمترین اثر قشریگری، ذبح انسانیت است.
اگر قشریگری در جامعهای حاکمیت پیدا کند، عقل و خرد آن جامعه به حاشیه
میرود، اندیشه آزاد ممکن نیست و نقد و بررسی و نگاه صحیح به مسائل غیرممکن
میشود؛ لذا سقوط یک جامعه آنجایی خواهد بود که قشریگری بر آن حاکم شود.
وی
با بیان اینکه معتقد نیستم قشریگری بر جامعه ما حاکم شده است، گفت: به
باور من، همیشه درگیری میان قشریگری و غیر آن باقی است. بعضا قشریون به
عامل سیاستهای خارجیان تبدیل شدهاند. در همان زمان امیرالمؤمین، معاویه
بیشترین استفاده را از امثال خوارج به عمل آورد و حتی بعضی از مورخین تردید
دارند که شهادت علی(ع) مربوط به خوارج بوده و نقشه آن در شام برنامهریزی
نشده باشد. مسئله مهم این است که چون قشریون آگاهی ندارند، خود به خود آلت
دست سیاستمداران بیدین میشوند و آنها هستند که ضربه نهایی را میزنند.
استاد
دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: بخشی از عواملی که میتواند جامعه را به سمت
قشریگری سوق دهد، مسائل فرهنگی است. هر چقدر از گفتوگو و تشکلهای فکری
دور شده و راه استدلال را تنگ کنیم، به همان میزان به قشریگری مجال رشد و
نمو دادهایم.
وی در ادامه با اشاره به پیشینه تاریخی قشریگری در اندیشه دینی، گفت: در تاریخ تفکرات دینی، جریاناتی وجود داشتند که به هیچ وجه برای عقل، حجیت قائل نبودند و آنقدر در ظاهر دین فرو رفتند که حتی در باب صفات خداوند مجبور شدند بر اساس ظاهر آیات و روایات برای خداوند، اعضای بدن قائل شوند. از طرف دیگر، گروههای عقلگرای افراطی نظیر معتزله نیز با هر نوآوری، به تأویل متون دینی دست میزدند.
وی با بیان اینکه هر دوی این تفکرات، جریاناتی افراطی بودند، افزود: آنچه که در تفکر شیعه به آن قائل هستیم، اعتدال است و نه افراط یا تفریط؛ یعنی نه میتوان از تمام احکام ظاهری دست شست و نه میتوان تمام مفاهیم دینی را تأویل کرد.
همتی بیان کرد: مصداق قشریگری در جامعه، مقاومت در برابر احکام عقلی است و در تاریخ اسلام، گروه خوارج به جمود فکری شهرت داشتند و بر ظاهر دین بدون درک باطن آن تأکید میکردند، اهل تهجد و عبادت بودند و شعارشان آیه قرآنی «ان الحکم الا لله» بود. شاید بتوان این جریان خشک و متصلب بر ظواهر دین بدون درک بواطن را قشریگری یا تحجر نامید.
وی با اشاره به پیشینه قشریگری در جهان اسلام، خاطر نشان کرد: علامه طباطبایی در کتاب «معنویت تشیع» آورده است از همان ابتدا که پیامبر جامعه اسلامی را تشکیل داد، دو تفکر به وجود آمد. تفکری که شریعت را بر محور تکامل معنوی انسان معنا میکرد، به عقل حجیت میداد، احکام را ابزار رشد معنوی انسانها میدانست و اتصال به آسمان را به واسطه انسان کامل توصیه میکرد.
این استاد دانشگاه افزود: تفکر دیگر بر ظواهر تصلب میورزید و این ظواهر را بدون درک معنا، حجت میدانست و به همین دلیل نافی احکام عقل شد؛ اما زمانی که جامعه از دوره پیامبر فاصله گرفت و دستش به نوعی از دامان اهلبیت(ع) کوتاه شد، ظاهرگرایان قشری مثل گروه اهل حدیث شروع به جریانسازی کردند و به تدریج این تفکر در مراحل مختلف تاریخی جلوههای گوناگون به خود گرفت.
وی گفت: بارزترین جلوه آن، گروه خوارج بودند که با تصلب بر ظاهر، از درک واقعیت دینی عاجز بودند و حتی فرجام آنها به تقابل با حجت خدا کشید، یعنی کسی که خود آنها معترف بودند وصی رسولالله است، اگرچه علی(ع) را به عنوان امام شیعه نمیشناختند. امیرالمؤمنین به دلیل مبارزه با این گروه، خود را مدح کرده و فرمودند جز من احدی جرأت نمیکرد چشم این فتنه را کور کند.
وی ادامه داد: بعد از شکست خوارج، به علی(ع) گفتند شما ریشه این گروه را از بین بردید، علی(ع) پاسخی بدین مضمون داد که به خدا قسم هیچگاه ریشه این گروه از بین نمیرود، مادامی که شرایط فراهم باشد، ظهور میکنند و وقتی تعداد آنها به چندین نفر رسید، دست به قیام میزنند. بنابراین قشریگری و تحجر متعلق به یک دوره نیست و نوعی نگاه و تعبیر است و بستگی به این دارد که افراد و گروهها، دین را چه دانسته و اهداف دینی را چگونه فهمیده باشند.