حسین مطیع، عضو هیئتعلمی گروه معارف دانشگاه صنعتی اصفهان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: مرگ همانند یک پل است که انسان از آن عبور میکند و به جهان دیگر میرود.
وی افزود: مولوی میگوید مرگ انسان همانند یک نوع رسیدن میوه است، به این معنا که وقتی میو رسیده شد، زمان چیدن آن فرا میرسد، درحالیکه قبل از آن کال میباشد و به درخت دنیا چسبیده شده و تمایلی به جداشدن از آن ندارد.
وی تصریح کرد: دقیقترین و پختهترین نگاه نسبت به مرگ، نگاهی است که از مکتب قرآن و اهلبیت استخراج میشود و فیلسوفان و متکلمان اسلامی نیز به همان استناد میکنند. اما فیلسوفان غربی نسبت به مرگ دیدگاه عمیقی ندارند و حتی نسبت به آن دیدگاههای منفی دارند و معتقدند که نباید به مرگ فکرکرد، زیرا آنها مرگ را نابودی تعریف کرده که البته این دیدگاه اشتباه است.
مطیع ادامه داد: برخی احادیث مرگ را به جدا کردن لباسهای چرک و پر از حشره و گشودن بندها و زنجیرها رنگی و پوشیدن لباسهای زیبا و فاخر بجای آن تشبیه کردهاند، حتی برخی مرگ را مانند حمام رفتن، بیدار شدن از خواب و یا بوکردن یک سیب که پس از آن جانش را به دوست تقدیم میکند، تشبیه کردهاند.
این استاد دانشگاه گفت: دیدگاه مادی غرب نسبت به مرگ، متاسفانه با آنچه در اسلام مطرح میشود، فاصله دارد. در حدی که غرب امروز از یونان باستان هم عقبتر است.
وی با بیان اینکه مرگ اندیشی به این معنا نیست که انسان بداند روزی میمیرد، افزود: انسانها و حتی کفار نیز میدانند، روزی میمیرند. لذا مرگ اندیشی به این معناست که آدمی نسبت به مرگ آگاهی داشته و آماده مرگ بوده و هر لحظه و بدون اعتراض آماده پیاده شدن از قطار زندگی باشد.
مطیع خاطرنشان کرد: مرگاندیشی باعث کم شدن شهوات انسان شده و کم شدن شهوات سبب آرامی روح انسان خواهد شد و وقتی روح انسان آرام شود، اهل بهشت میشود. در روایات گفته شده اگر کسی در شبانه روز 20بار یاد مرگ کند، بهشت بر او واجب می-شود. یاد مرگ شهوات را میمیراند و شهوات تحت کنترل و اراده انسان قرار میگیرد. یعنی وقتی انسان مرگآگاه و مرگاندیش شد، امیر شهوتش میشود.