به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) جامعه کنونی ما با مشکلات فراوانی مواجه است؛ مشکلاتی از جنس طلاق، چک برگشتی، نزاعهای خیابانی، هتک حرمتهای سیاسی و... اما قرآن چه راهکاری برای کاهش این آسیبها ارئه میدهد؟ در گفتوگو با غلامرضا سنجابی، استاد گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی ارتش، نویسنده و پژوهشگر علوم قرآنی به بررسی این موضوع پرداختیم.
ایکنا: مشکلات اجتماعی فراوانی در جامعه ایران اسلامی به چشم میخورد که زیبنده کشوری اسلامی نیست. شما چه دیدگاهی در این زمینه دارید؟
با یک نگاه ساده به وقایع و اتفاقات بد و ناخوشایندی که بهوفور و مستمر در کشور و در اکثر عرصههایی که انتظار نداریم، رخ مىدهد نتیجه میگیریم که وضعیت موجود مطلوب و شایسته مردم ایران که در حال حاضر عنوان یک الگوی جامعه دینی را یدک مىکشند، نیست. میزان رشد طلاق در کشور، درگیری و نزاعهای خیابانی و جمعی که بعضا منجر به قتل نیز مىگردد، بسیاری از هتک حرمتها در مجالس سیاسی که در جهت منافع فردی یا گروهی و حزبی شکل مىگیرد، آمار قابل توجه زندانیان مربوط به چکهای برگشت خورده از بانکها، فرار فرزندان از خانه و کاشانه خود به علت برخوردهای روانی و فیزیکی خشن اعضای خانواده با آنان علیرغم آگاهی نسبی از تبعات فرار از خانه، آمار قابل توجه خودکشی، بسیاری از تصادفات خودرویی حتی منجر به قتل که علت حقیقی آن یک لجبازی فرهنگی بوده است!
اگرچه در بررسی دقیق این وقایع به عنوان معلول، علل دور و نزدیک، هرکدام به اندازه خود در بررسی حقوقی و قضایی، مورد نظر مرجع رسیدگی واقع و لحاظ خواهد شد. اما سوال اصلی این است آیا امکان عدم رخداد این معلول وجود داشت یا خیر؟ در پاسخ به این سوال بهراحتی حتی از گفتههای بسیاری از فاعلین که بعد از گرفتاری و پی بردن به اشتباه خود، با اظهار ندامت و پشیمانی آرزو مىکنندای کاش در آن لحظه حتما گذرا از خود کمی گذشت و اغماض نشان مىدانند، میتوان گفت: بله حتما امکان عدم رخ داد آن حادثه وجود داشت، ولی به علت آسیبهای فرهنگی، عدم آگاهی ناشی از عدم برنامهریزی دقیق آموزشهای اخلاقی و دینی ار عواقب اعمال، بسیاری از مردم مخصوصا جوانان در فضای تنشزا یا بحرانی اجتماعی از خود واکنش جنون آمیز نشان مىدهند.
ایکنا: کشورهای دیگر اسلامی هم همین شرایط را دارند؟
با مقایسهای تطبیقی موارد مشابه بالا با جنس و سطح کلانتر در بین کشورهای جهان اسلام نیز قابل مشاهده است، آمار کشتهشدگان مسلمانان در عراق و سوریه و یمن... در چند دهه اخیر همه حکایت از دوری و عمل به فرامین اخلاقی قرانی است که پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) هدف از بعثت خود را اکمال اخلاق معرفی میفرمایند.
ایکنا: قرآن چه راهکاری برای حل چنین بحرانهایی ارائه میدهد؟
با کمال اطمینان مىتوان گفت اگر مسلمانان تمام کشورهای اسلامی به همین یک آیه شریفه قران که مىفرماید «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الجَاهِلِینَ» (با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکیها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان(و با آنها ستیزه مکن) به عنوان یک قانون اخلاقی عمل نمایند تمام مشکلات فردی، خانوادگی و گروهی، ملی آنان حل خواهد شد. دادگاهها بسیار خلوت مىشود و این همه هزینه صرف سیستم قضایی نخواهد شد، بیمارستانها ناچار به تحمل این همه ازدحام پذیرش و درمان مصدومین حوادثی نخواهند بود و به طور طبیعی آمار ساختاری دادگاهها و بیمارستانها کاهش خواهد یافت.
ایکنا: چه توصیهای به مسئولان کشور دارید؟
با این توصیه موکد به مسئولان محترم فرهنگی کشور که ضرورت امروز ایجاب مىنماید در فرایند فرهنگسازی دینی در مساجد و مدارس تا دانشگاه تا مرز رسیدن به باور عمل به آیه فوق تلاش علمی و فرهنگی صورت گیرد، فرصت را غنیمت شمرده تفسیر آیه شریفه را بیان میکنم با این امید که تا مىتوانیم در توسعه فرهنگ عفو و گذشت که یک نیاز جدی امروز کشورمان است گام موثری برداریم.
روش خداوند متعال در کتاب عظیم الشأنش این است که دریایی از معارف و حکمتها را در قالب چند جمله به ما گوشزد مىکند. اگر کسی به دنبال خودسازی است و مىخواهد درمان شود. اگر همین یک آیه را از عمق جان در یابد او را کفایت مىکند.
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الجَاهِلِین» َ. با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکیها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان (و با آنها ستیزه مکن). از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده که در قرآن مجید، آیهاى جامعتر در مسائل اخلاقى از این آیه نیست.
بعضى از دانشمندان در تفسیر این حدیث، چنین گفتهاند، که اصول فضائل اخلاقى بر طبق اصول قواى انسانى که عقل و غضب و شهوت است در سه قسمت خلاصه میشود. فضائل عقلى که نامش حکمت است و در جمله و امر بالمعروف (به نیکىها و شایستگیها دستور ده) خلاصه شده و فضائل نفسى در برابر طغیان و شهوت که نامش عفت است و در خذ العفو خلاصه شده و تسلط بر نفس در برابر قوه غضبیه که نامش شجاعت است، در اعرض عن الجاهلین منعکس گردیده است.
این حدیث را به هر نحوی تفسیر کنیم این واقعیت را بیان مىکند که جملههاى کوتاه و فشرده آیه فوق متضمن یک برنامه جامع و وسیع و کلى در زمینههاى اخلاقى و اجتماعى است، به طورى که مىتوان همه برنامههاى مثبت و سازنده و فضائل انسانى را در آن پیدا کرد، و به گفته بعضى مفسران، اعجاز قرآن در شکل فشرده گوئى آمیخته با وسعت و عمق معنى، در آیه فوق کاملا منعکس است.
توجه به این نکته نیز لازم است که مخاطب در آیه گرچه شخص پیامبر (ص) است ولى همه امت و تمامى رهبران و مبلغان را شامل مىشود. نیز توجه به این نکته لازم است که با توجه به ادامه آیات «وَ إِمَّا یَنزَغَنَّک مِنَ الشیْطانِ نَزْغٌ فَاستَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ و هرگاه وسوسههاى از شیطان به تو رسد به خدا پناه بر، که او شنونده و دانا است.
ایکنا: پیامبر (ص) مقام عصمت دارند، آیا این آیه عصمت ایشان را نفی نمیکند؟
هیچ مطلبى که مخالف مقام عصمت بوده باشد وجود ندارد؛ زیرا پیامبران و معصومان هم در برابر وسوسههاى شیطان باید خود را به خدا بسپارند و هیچکس از لطف و حمایت خدا در برابر وساوس شیاطین و نفس بىنیاز نیست، حتى معصومان. وسوسههاى شیطانى همچون طوافکنندهاى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مىکنند تا راهى براى نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مىیابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسهها تسلیم مىگردد.
در بعضى از روایات نقل شده هنگامى که آیه نخست نازل شد، پیامبر (ص) از جبرئیلدرباره آن توضیح خواست (که چگونه با مردم مدارا و ترک سختگیرى کند) جبرئیل گفت: نمىدانم باید از آنکه مىداند سؤال کنم، سپس بار دیگر بر پیامبر (ص) نازل شد و گفت: یا محمد ان الله یامرک ان تعفوا عمن ظلمک و تعطى من حرمک و تصل من قطعک؛ اى محمد، خداوند به تو دستور مىدهد از آنها که به تو ستم کردهاند (به هنگامى که قدرت پیدا کردى) انتقام نگیرى و گذشت نمائى و به آنها که تو را محروم ساختهاند، عطا کنى و به آنها که از تو بریدهاند پیوند برقرار سازى؛ و در حدیث دیگرى نقل شده هنگامى که آیه نخست نازل شد و به پیامبر (ص) دستور داد در برابر جاهلان تحمل کند، پیامبر (ص) عرضه داشت پروردگارا با وجود خشم و غضب چگونه مىتوان تحمل کرد؟ آیه دوم نازل شد و به پیامبر (ص) دستور داد که چنین هنگامى خود را به خدا بسپارد.
در آیه بعد راه غلبه و پیروزى بر وسوسههاى شیطان را، به این صورت بیان مىکند که: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طئفٌ مِّنَ الشیْطنِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»؛ پرهیزکاران هنگامى که وسوسههاى شیطانى، آنها را احاطه مىکند به یاد خدا و نعمتهاى بىپایانش، به یاد عواقب شوم گناه و مجازات دردناک خدا، مىافتند، در این هنگام ابرهاى تیره و تار وسوسه از اطراف قلب آنها کنار مىرود و راه حق را بهروشنى مىبینند و انتخاب مىکنند. طائف به معنى طواف کننده است، گویا وسوسههاى شیطانى همچون طواف کنندهاى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مىکنند تا راهى براى نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مىیابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسهها تسلیم مىگردد.
اصولا هر کس در هر مرحلهاى از ایمان و در هر سن و سال گه گاه گرفتار وسوسههاى شیطانى مىگردد، و گاه در خود احساس مىکند که نیروى محرک شدیدى در درون جانش آشکار شده و او را به سوى گناه دعوت مىکند، این وسوسهها و تحریکها، مسلما در سنین جوانى بیشتر است، در محیطهاى آلوده، همچون محیطهاى امروز که خود مراکز فساد در آن فراوان و آزادى نه به معنى حقیقى بلکه به شکل بیبند و بارى همهجا را فرا گرفته و دستگاههاى تبلیغاتى غالبا در خدمت شیطان و وسوسههاى شیطانى هستند، فزونتر مىباشد، تنها راه نجات از آلودگى در چنین شرائطى، نخست فراهم ساختن سرمایه تقوا است که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده و سپس مراقبت و سرانجام توجه به خویشتن و پناه بردن به خدا، یاد الطاف و نعمتهاى او و مجازاتهاى دردناک خطاکاران است.
در روایات کرارا به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسههاى شیطان اشاره شده است. حتى افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسههاى شیطانى مىکردند و از طریق مراقبت مىجنگیدند. نکته قابل ذکر که از این آیه روشن مى شود، این است که همه سخنان و کردار پیامبر (ص) از وحى آسمانى سرچشمه مىگیرد و آنها که غیر از این مىگویند، از قرآن بیگانهاند.