کد خبر: 3675393
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۳
یادداشت/

حوزه علمیه بر سر دوراهی؛ استقلال یا وابستگی

گروه اندیشه: یکی از مسائل بسیار مهمی که نحوه پرداختن به آن می‌تواند اصل حیات حوزه را تحت تأثیر خود قرار دهد، موضوع استقلال یا وابستگی حوزه علمیه به نظام سیاسی است.

تغییر مناسبات اجتماعی و تحولات سریعی که در نتیجه رویارویی فرهنگ سنتی و مدرن در جامعه ایران پدید آمده است، حوزه علمیه هزارساله شیعه را با مسائل بسیاری گریبانگیر ساخته است. این مسائل بنیادین از گذشته همواره محل گفت‌وگو و تضارب آرای دانشجویان این نهاد بزرگ آموزشی و فرهنگی بوده است. یکی از مسائل بسیار مهمی که نحوه پرداختن به آن می‌تواند اصل حیات حوزه را تحت تأثیر خود قرار دهد موضوع استقلال یا وابستگی حوزه علمیه به نظام سیاسی است. این موضوع گرچه از دیرباز مورد توجه علما و زعمای شیعه بوده است و هرکدام از ایشان سیاست ویژه‌ای را در این زمینه به‌کار گرفته‌اند، اما با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ که سردمدارانش از طبقه روحانیت بودند، این مسئله وارد فاز جدیدی شد و سرنوشت تازه‌ای پیدا کرد.
تا پیش از پیروزی انقلاب، همواره یک دوگانگی میان نظام حوزه و نظام حکومت احساس می‌شد. بر اساس طرح‌واره بنیادین نظام سیاسی در منظومه اعتقادی شیعیان که خلافت را تنها از آن خداوند و برگزیدگان او می‌داند، مشروعیت نظام سیاسی از نظر علمای شیعه همواره مورد تردید و تشکیک بوده است. هم‌زمان با پی‌ریزی انقلاب اسلامی و تحکیم پایه‌های نظریه ولایت فقیه، ساختار جدیدی در خصوص نظام سیاسی در عصر غیبت محقق شد که هم دغدغه علمای شیعه در خصوص مسئله «مشروعیت» را تأمین می‌ساخت و هم بستری را برای اجرای همه‌جانبه احکام شرعی خصوصا در بعد حکومتی فراهم می‌آورد.
از آن پس بود که رابطه قهرآمیز حوزه‌های علمیه با نظام سیاسی به آشتی بدل شد و تعریف تازه‌ای از ارتباط حوزه و حکومت ارائه شد. در روز‌های آغازین انقلاب اسلامی، مرجعیت و محبوبیت قشر حوزوی به‌طور برجسته و آشکاری احساس می‌شد و جامعه‌ی یکپارچه انقلابی ایران به فضل حوزه اعتراف داشت. دیری نپایید که کارکرد‌های اساسی حوزه دچار آسیب شد و رابطه روحانیت با جامعه رو به تیرگی نهاد. در پی بروز همین آسیب‌ها بود که حوزه علمیه از پرورش و تربیت چهره‌های فاضلی، چون بهشتی و مطهری و صدر و ... عقیم ماند و مرجعیت فکری جامعه که تا آن زمان در اختیار حوزه علمیه بود دچار اضمحلال شد.
اکنون که چهار دهه از آغاز انقلاب می‌گذرد انتقاد از وضعیت کنونی حوزه حتی از لسان برخی مراجع تقلید نیز شنیده می‌شود. در حال حاضر دامنه بحث‌هایی از این دست از حجره‌های دربسته حوزه‌های علمیه فراتر رفته و به عرصه رسانه‌ها کشیده شده است. در زمانی که ذهن طلاب در پی یافتن پاسخی برای این پرسش بود که علت کم‌رنگ شدن محبوبیت روحانیت در میان مردم و جامعه چیست، انتشار لایحه بودجه سال ۹۷ که از اختصاص ردیف‌های کلان به برخی مراکز حوزوی خبر می‌داد، دریچه جدیدی برای تحلیل و واکاوی این کلاف سردرگم گشود. جالب است که در همین گیر و دار بود که آیت‌الله حائری شیرازی وفات کرد و نقل قول‌هایی از جانب ایشان در خصوص اهمیت استقلال و کامل‌الانقطاع شدن طلاب در فضای مجازی منتشر شد. مجموع این اتفاقات بهانه‌ای است برای بازاندیشی در مفهوم و اهمیت استقلال حوزه علمیه.
مفهوم استقلال حوزه در ذیل رابطه حوزه و حکومت تعریف می‌شود و الا حوزه هیچ‌زمان از جامعه و مردم مستقل نبوده است. وجوهات شرعی همواره یکی از مهم‌ترین منابع تأمین‌کننده معیشت طلاب و حوزه‌های علمیه محسوب می‌شود. نخستین مسئله‌ای که باید بدان پرداخت علت وابستگی حوزه علمیه به نظام سیاسی و حکومتی است. جلوه بارز این وابستگی در دریافت کمک‌های نقدی و تسهیلات ویژه از دولت مشاهده می‌شود. پیش از بررسی این موضوع، باید به این نکته إشعار داشت که شیوع فقر در میان طلاب یکی از خصیصه‌های قابل توجه حوزه‌های علمیه در چند دهه گذشته است. تاریخ شفاهی حوزه‌های علمیه بیانگر آن است که تحصیل در حوزه همواره مرادف چشیدن طعم فقر و نداری بوده است و این موضوع، موجب می‌شد کسی با انگیزه مادی به سراغ تحصیل در این نهاد آموزشی نرود. به گواهی عملکرد هزار ساله حوزه علمیه، این فقر و فلاکت هیچ وقت نتوانست از انگیزه و علاقه طلاب به پیگیری دروس ذره‌ای بکاهد و آنان را دلسرد کند. شوق زایدالوصف طلاب به تحقیق و مطالعه و تحمل سختی‌ها و مرارت‌های بسیار در این راه، از ایشان شخصیت‌های مستقل و باصلابتی ساخته بود که سر تعظیم و دست نیاز در برابر حکام عصر خود دراز نمی‌کردند.
پس از پیروزی انقلاب، اتحاد ناگسستنی میان حوزه و حکومت شکل گرفت که می‌توانست منشأ آثار بسیار شود و انقلاب را در تحقق آرمان‌های خود یاری کند. متأسفانه نگاه کمّی‌نگر مدیران و متولیان حوزه‌های علمیه این پیوند و اتحاد را به محاق برد و این فرصت استثنایی را به تهدیدی جدی برای جایگاه اجتماعی حوزه بدل ساخت. مقصود از «نگاه کمّی»، اولویت دادن به افزایش تعداد طلاب، دانش‌آموختگان و معممین بود. از آن پس سیاست‌گذاران حوزه علمیه با نگاه توسعه‌ای به حوزه می‌نگریستند و تعداد طلاب و مراکز علمی مورد نیاز جامعه را تحت فرمول‌های آمایش سرزمینی تخمین می‌زدند. ایشان می‌کوشیدند با ارائه تسهیلات و شهریه بیشتر به طلاب، انگیزه تحصیلی که در میان طلاب رو به افول بود را تقویت کنند. ظاهرا هرچه این بذل و بخشش‌ها افزایش می‌یابد انگیزه‌های تحصیلی طلاب نیز رو به کاستی می‌رود. این سیاست‌گذاری اشتباه، حوزه علمیه را لااقل در نگاه مردم به حوزه‌ای وابسته و غیر مستقل بدل ساخت که در راستای صیانت از وضع سیاسی موجود گام برمی‌دارد.
مصطفی شاکری
عرفان حقیقت گو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۶/۱۰/۲۲
0
0
سلام علیکم،
جدایی نظام حوزه از سیاست و حکومت لازم است زیرا دین ما سیاست ما نیست بلکه دیانت ما سیاست ماست یعنی سیاسی شدن دین ، باطل است ولی سیاست دینی حق است و اگر نظام حوزه به سیاست وابسته شود بزودی ، تحریف و باطل می شود ولی دخالت محصّلین و مسلمین در امور حکومتی و سیاسی اشکالی ندارد.
همچنین طلبه های فاضل بسیاری داریم که در طول تاریخ نداشتیم و حوزه علمیه بسیار کارآمد و قوی حرکت می کند و اهتمام به نماز شب راه حل بندگی طلاب و محبّوب ایشان است که روش سلف صالح ما بوده است گرچه تنها به بیداری شدن در آن ساعات هم اکتفاء کنند. حوزه علمیه از نظر علمی عالی است و تنها از نظر باطنی و عملی با برگزاری کلاس های قرآن و درس اخلاق و اقامه جمعی نماز شب باید بیشتر تأکید کار کرد تا فضائل اخلاقی و تقوا عملی بیشتر احساس شود و ماندگار بماند.
captcha