گروه اندیشه: در نشست «تشیع صفوی و تشیع علومی» مطرح شد که شریعتی فراسوی جامعه و دولت به دنبال احیای امر سیاسی بود که این به تقابل میان بودن و شدن باز میگردد. شریعتی به دنبال اصلاحگری بود تا بتواند خلوص و توانمندی دین را افزایش دهد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، نشست «تشیع علوی و تشیع صفوی» صبح امروز ۹ دی، در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آغاز به کار کرد. در بخش نخست این نشست محمدحسین بادامچی، پژوهشگر و هیئت علمی سابق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و محمدرضا زمردیان، عضو هیئت علمی دانشگاه بولی همدان به سخنرانی پرداختنند.
محمدحسین بادامچی به ارائه مقالهاش با عنوان «تشیع علوی: احیا امر سیاسی فراسوی جامعه و دولت» پرداخت و گفت: در بررسی ماهیت نوعی از الهیات سیاسی که به وقوع انقلاب اسلامی انجامید، کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی بهخوبی نشان میدهد که خلاف تصور سادهاندیشانه پدید آمده، پس از انقلاب الهیات انقلابی، نه در برابر دین منهای سیاست و حکومت و بیاعتنا به قدرت، بلکه در برابر شکل رایج و ساخت سیاسی تاریخی و جا افتادهای از پیوند دین و دولت به نام تشیع صفوی مطرح شده است.
بادامچی تصریح کرد: از این منظر مباحث پدید آمده توسط روشنفکری دینی به بعد از انقلاب «پیرامون خدا و آخرت هدف بعثت انبیا» یا «دین حداقلی و دین حداکثری» و پاسخ کلامی پدید آمده در میان روحانیت در دفاع از دولت دینی و دین دولتی در واقع عقبگردی بزرگ نسبت به صورت مساله بنیادین و پیش از انقلاب یعنی نحوه رابطه دین و سیاست محسوب میشود.
وی افزود: شریعتی در این کتاب نشان میدهد که نسبت به مساله اساسی و اساس مغفول در چهل سال اخیر یعنی «رابطه مضطرب میان الهیات سلبی و نهاد دولت» کاملا آگاه است و میشود الهیات سیاسی خود را در جایی فراسوی امر اجتماعی و نهاد دولت بنا کند. اگر چه پاسخ خاص شریعتی میتواند جای خود محل نقد و بررسی قرار گیرد. کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی متنی بنیادین در جهت شناخت جهان سیاسی شریعتی که فراسوی دولت و جامعه است، محسوب میشود و میتواند پایهای برای بازسازی الهیات سیاسی شریعتی در دوران پسااسلامیستی قرار گیرد.
وی افزود: شریعتی از دو جهان صحبت میکند که این دو از دو موقعیت وجودی خبر میدهد. در کتاب امت و امامت، شریعتی جهان سیاسی را در مقابل جهان روزمره قرار میدهد. دوگانه دیگر در این راستا «شدن» در برابر «بودن» است. از نظر شریعتی یک زیست بودن و یک زیست شدن است. دوگانه هانا آرنت بین دوگانه زیستی و سیاسی نیز از این دست است.
بادامچی افزود: در این دوگانه بخشی از زیست اجتماعی صرفا بودن در جهانی ضروری است که در مقابل جهانی قرار داد که در آن انسانها به سوی تعامل و تکامل هستند. شریعتی در مقابل نرمال شدن تشیع و سیاستزدایی از جامعه ایرانی قرار گرفته بود. این دوگانه میتواند تشیع علوی و صفوی را توضیح میدهد. بر اساس این دوگانه ما امکان این را داریم که الهیات سیاسی شریعتی را بازسازی کنیم. با توجه به این دوگانه میتوان شریعتی را بازخوانی و نقد کرد. او میخواست ساحت انسان ایرانی را ارتقا دهد و تنها به دنبال پروژه اسلامیستی نبود.
محمدرضا زمردی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی در خصوص «ما و شیعه شناسی شریعتی» سخنرانی کرد. وی در آغاز سخنانش گفت: شریعتی دست از سر ما برنداشت. او مباحثی را مطرح کرد. چهار دهه از انقلابی میگذرد که شریعتی ندید، اما هنوز شریعتی مسئله است و این نشان از آن دارد که شریعتی ظرفیتی داشته است که به او دوباره رجوع شود.
وی تصریح کرد: شریعتی متفکری پرسشگر بود. او از جهان سنت سوالاتی دارد. وی بر سنت و غرب تسلط داشته و هر دو را درونی کرده بود. در وجود شریعتی یک سنتز و یکپارچگی وجود داشته است.
زمردی ادامه داد: جامعهشناسی مارکسیستی و پوزیتیویستی در روزگار شریعتی التفاتی به بخشهای مهمی از تاریخ و جامعه ما نداشتند. شریعتی هم فرزند جامعه و هم فرزند زمانه خود بود. توجه به تشیع در آثار شریعتی بخشی مهم از تفکرات شریعتی بوده است در حالیکه روشنفکری دینی پساانقلابی بیشتر به اسلام تاکید کرده است و بیتوجهی به تشیع در ایران نوعی خسران است.
وی افزود: کل پروژه شریعتی تقلیل دین به ایدئولوژی نبود. وی تلاش کرد که دین را اصلاح کند و خلوص و توانمندی دین را حفظ کند. او میخواست دین به مسائل دینی امروز پاسخ دهد. دوستان طوری از ایدئولوژی حرف میزنند که انگار تنها سوسیالیسم ایدئولوژی است. لیبرالیسم هم ایدئولوژی سیاسی است و نمیتوان از این منظر شریعتی را در چارچوب ایدئولوژی دانست.

وی با بیان اینکه «تشیع علوی و تشیع صفوی» یکی از خلاقانهترین کارهای شریعتی است، گفت: آیا واقعا شیعه ماقبل صفوی یکسره پویایی بوده است. واقعیت کاملا چنین نیست؟ شریعتی در خود کتاب تاکید دارد که ما الان هم تشیع علوی داریم، اما مثالهای بیشترش از تشیع صفوی است. نماد تشیع علوی در اثر او کیست؟ عوام شیعه در همه تاریخ تشیع وجود داشتهاند و به بعد از صفویه اختصاص ندارد. کسانی که در جدال امام حسن عسکری(ع) و جعفر کذاب در دو طرف جدال وجود داشتند، شیعه بودند.
وی افزود: ما در این چهار دهه شاهد تکثیر تشیع صفوی هستیم. اگر به لطف صفویه عالم شیعی به روحانی بدل شد، ما امروز با یک مداحسالاری روبرو هستیم. شریعتی به این وضعیت چگونه واکنش نشان میداد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی تصریح کرد: ما گاهی فکر میکنیم که دین باید معرفتبخش باشد، اما مردم به مناسک احتیاج دارند و اصلاحگران دینی ما باید از نخبهگرایی بردارند. مذهب بدون مناسک ادامه نخواهد داشت. نواندیشان دینی ما با قشر نخبه حرف میزنند در دینداری عالمانه، عارفانه و عامیانه چند نفر هستند که از نظر عقلانی به خدا برسند. نواندیشی دینی باید برای عوام برنامه داشته باشد وگرنه ایمان سترونی که متولد خواهد شد که قدرت این را نخواهد داشت که به جریانی اجتماعی تبدیل شود و این به تقویت بنیادگرایی بدل خواهد شد. خطر بنیادگرایی برای ما هم وجود دارد. اگر روشنفکران دینی نتوانند به نیازمندیهای معنوی جامعه ما پاسخ دهند خطر گرایش بیشتر کسانی که گرایشات دینی دارند به سمت بنیادگرایی وجود خواهد داشت و شریعتی به مناسک اجتماعی توجه داشت.
وی افزود: ما انواع واکنشها را به شریعتی شاهد هستیم. کسانی که کاملا شریعتی را نادیده میگیرند و بهراحتی توهین میکنند. غفلت از شریعتی میتواند برای ما خسارت داشته باشد. رجوع به شریعتی محصول انصاف علمی است. او به عنوان متفکر جدی باید مورد توجه جامعه ما باشد.
زمردی در پایان گفت: باری برساخت شریعتی از تشیع علوی و تشیع صفوی را میتوان مورد ارزیابی انتقادی قرار داد، به خصوص از منظر روششناسی، شریعتی را میشود به گونهای تنقیح متدیک کرد که بتوان از آن برای مطالعات تجربی نهاد تشیع واقع موجود بهره گرفت.
آیدین ابراهیمی، دانشجوی دکترای جامعهشناسی به تشریح مقاله خود با عنوان ماهیت تشیع مردمی در برابر تشیع دولتی پرداخت. وی در آغاز سخنانش گفت: این کتاب یکی از مهمترین کتب دکتر شریعتی است. این کتاب واکاوی زیست فرهنگی و اجتماعی و تبارشناسی رفتار ایرانیان است. رویکردی در جامعه به وجود میآید برای ایدئولوژیزدایی در جامعه امروز ایران و پذیرش تکثر بیحد و مرز وجود دارد. طرح شریعتی در این کتاب یک وقایعنگاری تاریخ نیست. این کتاب فارغ از مصادیقش، طرحی برای ساختن تیپهای رفتاری است که در آن بتوان در هر زمانی، عناصری که در تشیع صفوی وجود دارد را نقد کرد و به شیعه حقیقی برگشت.
ابراهیمی افزود: این کتاب با یک دوگانه آغاز میشود. این انشعاب به مثابه دوگانهسازی رفتار در سطوح مختلف است. تشیع در سه سطح خرد، میانه و کلان تحلیل میشود. تاکید شریعتی به صفوی به دولت صفوی نیست، بلکه به تیپی است که پیش از صفوی هم وجود داشته است. روایت شریعتی از تشیع صفوی غیرتاریخی و به این معناست که شیعه با نه بزرگ به وضع موجود آغاز میشود. او نهضت و نظام را تفکیک میکند.
این دانشجوی جامعهشناسی تصریح کرد: شریعتی در حوزه رفتار تک تک مولفههای مناسکی را نقد میکند، او عصمت، امامت و ... را بررسی میکند و میخواهد چیزی را اصلاح کند. او میخواهد ایدئولوژی شیعه صفوی را از حیث نهضت و نظام نقد کند. از نظر او شیعه و روحانیت سه دوره در برابر قدرت، در کنار قدرت و به مثابه قدرت داشته است.
وی با بیان اینکه از نظر شریعتی تشیع مردمی در برابر تشیع دولتی است گفت: نقطه عطف صفویان آن است که شیعه به چیزی تبدیل شده است که پیش از آن مقابلش ایستاده بود. مکانیسم تبدیل تشیع مردمی به تشیع دولتی روحانیت صفوی است. او این روحانیت را در برابر، کنار و خود قدرت تعریف میکند که در هر کدام نقد جداگانهای وارد میکند.
ابراهیمی گفت: شریعتی بر رفتار تاکید میکند. او از نقد دولت شروع نمیکند. برخی اوقات تکثرگرایی ما را به این نتیجه میرساند که نباید به هیچ نتیجهای پایبند بود. جامعه باید حقیقتی پیشبرنده داشته باشد. شریعتی هیچ جا از جامعه ایدئولوژیزدایی نمیکند، چون میداند جامعه ضعیف شده توان حرکت نخواهد داشت. از نظر او شیعه صفوی امام را تکریم و تحریف میکند.
وی در پایان گفت: طرح پیشتازانه شریعتی از یک نزاع دائمی بین قدرت در حاشیه امن سیاست، دولت و قدرت در بین مردم و جامعه در برابر سیاست رسمی ارائه میکند. او با تحلیل رفتارهایی که به مثابه یک نهاد رسمی در تار و پود ایرانیان دو در کنشهای جمعی و فردی آنها بروز پیدا کرده است تا با شیعهزدایی (صفویزدایی از رفتار شیعه) از تشیع از طریق نقد بینالاذهانی آنچه به نام مناسک و زیست روحانیت به عنوان عنصر نامطلوب صفوی میداند. وی چهرهای فراتاریخی از تشیع سرخ در برابر تشیع سیاه ترسیم میکند و این رجوع به تاریخ ابدا یک تاریخنگاری در معنای آکادمیک و یک وقایع نگاری نیست، آنچه اهمیت دارد برساخت تیپهای سنت که با ترسیم یک اتوپیا، فاجعهای به نام تشیع دولتی را در دادگاه اجتماعی-اعتقادی به چالش میطلبد و تشیع علوی و تشیع صفوی مانیفیست تشیع مردمی در برابر تشیع دولتی است.