کد خبر: 3680322
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۸:۰۰

شر و بدي، نتيجه فقدان خدا در قلب انسان‌هاست

گروه معارف: «شر»، چيزي نيست جز عدم وجود «خير»، وقتي خوبي‌ها از زندگي و اعمال انسان دور مي‌گردد شر و بدي جايگزين آن خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در یادداشتی به قلم یکی از مخاطبان ایکنا در اصفهان، آمده است: تمام انديشمندان الهي و غيرالهي و مکاتب و آئين‌هاي مختلف در طول تاريخ، بخشي از مباحث خود را به بررسي مسئله وجود خير و شر در جهان هستي اختصاص داده‌اند و با توجه به نوع جهان‌بيني خود تعاريف و استدلال‌هاي متفاوتي درباره آن ارائه نموده‌اند. وجود خير و شر در زندگي روزمره امري بديهي است، خير شامل تمام چيزهايي است که انسان به وجود آن تمايل دارد مانند عدالت، پاکي، حيا، صداقت، صبر و شر تمام چيزهايي است که انسان تمايلي به وجود آن در زندگي ندارد که نمونه‌های آن را می‌توان ظلم، فساد، بخل، دروغ، تهمت، بي‌عفتي، کينه، تحقير، تمسخر دانست. به عبارت ديگر شر تمام چيزهايي است که در صورت عدم وجود خير پديد مي‌آيد و در نقطه مقابل آن قرار مي‌گيرد.
فارغ از اين که مکاتب و انديشمندان چه استدلالي براي وجود خير و شر در زندگي ارائه نموده اند، در مکتب اسلام نيز اين مسئله مورد توجه قرار گرفته است. در منطق اسلام آفرينش و ايجاد که از جانب خداي يکتا عرضه مي‌گردد، مانند وجود خداي يگانه خير مطلق است و هيچ گونه شري در آن راه ندارد، سنت‌ها و قوانين الهي از سوي خداوند عرضه مي‌گردد و در آن هيچ گونه تغيير و تبديلي راه ندارد و حرکت در مسير اين سنن و قوانين خير و خوبي را به همراه داشته و موجب حرکت در مسير کمال مي‌گردد، آن چه علت بروز شر و بدي در زندگي انسان‌ها مي‌شود عدم اطاعت از قوانين الهي و انحراف از مسير ترسيم شده توسط خداوند براي هدايت انسان‌ها مي‌باشد. خداوند در قران نيکي و بدي و خير و شر را آشکارا بيان نموده، راه نيکي همان راه هدايت و پرهيز از شر و بدي به معناي حرکت در راه راست است.
گناه چيزي نيست جز سرپيچي از سنت‌هاي الهي و استفاده نادرست از يک نعمت و همين عمل خود آغازي براي پديدآمدن بدي‌ها در زندگي انسان مي‌شود و اين يعني انسان خود منشا آفات و بدي‌ها در زندگي‌اش است. در واقع خوبي‌ها و بدي‌ها در دنيا بستگي به نوع رفتار انسان‌ها دارد، علاوه بر آن که پاداش يا کيفر عمل دنيوي در آخرت به انسان باز مي‌گردد، نوع رفتار او در همين دنيا نيز پيامدهايي را براي او به همراه دارد. در واقع شر چيزي نيست جز عدم وجود خير، وقتي خوبي‌ها از زندگي و اعمال انسان دور مي‌گردد شر و بدي جايگزين آن خواهد شد.
خداوند مجموعه قوانين و قواعدي که سعادت را براي انسان به همراه دارد در قالب دين عرضه نموده است و به جرات مي‌توان گفت نتيجه عمل به اين قوانين پديد آمدن خير و خوبي در زندگي انسان‌ها است، هر چه اعمال، انديشه و اخلاقيات ما با دين مطابقت بيشتري داشته باشد سعادت و نيکي در زندگي او نمود بيشتري خواهد داشت. انسان به واسطه قدرت اختيار خود، از طريق اعمال ارادي و اختياري که برخاسته از باورهاي او مي‌باشد در مسير سعادت حرکت مي‌کند و در اين مسير مجموعه قوانيني وجود دارد که انسان را امر به نيکي و نهي از بدي مي‌نمايد و حوادثي را پشت سر مي‌گذارد که لازمه فعليت بخشيدن به استعدادهاي او مي‌باشد و در قالب امتحان الهي عرضه مي‌‎گردد. حرکت درست در اين مسير برکات و خيرات را در زندگي او پديدار مي‌گرداند و انحراف از اين مسير بدي‌ها را به همراه دارد، چرا که وقتي به قوانين الهي عمل نکنيم، نتيجه آن که خيرات است حاصل نمي‌شود و عدم وجود اين خيرات، شر و بدي خواهد بود، و انسان همواره در گرو اعمال و انديشه‌هاي خود است و آنچه مي‌‎بيند نتيجه اعمال خود او است.
فراموش نکنيم که اصول و قوانين الهي که نويد بخش نيکي‌ها و خيرات در زندگي انسان است در همه اديان الهي ثابت است و مصداق کامل و جامع آن قران مي‌باشد، اما گاه افراد در پيروي از قوانين الهي دچار تبعيض مي‌شوند، يعني احکامي را اجرا مي‌نمايند که براي آن‌ها منفعت مادي و دنيوي دارد و هدف از عمل به آن اطاعت از فرمان خدا نيست، بلکه منفعت شخصي است و اين نشانه ايمان نيست. در حقيقت تمام اهداف تربيتي، انساني، معنوي و مادي در برنامه پيامبران و به طور اخص از نزول قران بيرون بردن انسان از ظلم و جهل و شرک و بدي و حرکت به سوي عدل و ايمان و دانش و نيکي است و نيکي‌ها و خيرات در کنار توحيد، ايمان راستين و عمل به تمام قوانين الهي معنا مي‌يابد و فرد پرهيزگار و با ايمان کسي است که نيکي‌ها و خير در رفتار و اخلاقش نمايان و هيچ‌گونه شر و بدي در وجوش راه ندارد. ظلم، جهل، خشونت، کفر، ريا و تمام اين بدي‌ها تنها نتيجه فقدان خدا در قلب انسان‌ها است، وقتي نور ايمان در قلب انسان‌ها مي‌تابد، عشق و انسانيت در آن جاي مي‌گيرد و تمايل به نيکي و خوبي رهاورد آن مي‌شود، غفلت از ياد خدا و هدف آفرينش، دنياپرستي و غرق شدن در لذايذ زودگذر آن، جهل و ناداني انسان‌ها، چيره شدن کفر و شرک و ظلم بر وجود انسان‌ها همه تاريکي‌هايي است که انسان هر روز بيشتر به سمت آن کشيده مي‌شود و نتيجه آن چيزي جز شرارت و بدي نخواهد بود، ايمان و تقوا باور قلبي است که انسان را از اين تاريکي‌ها بيرون کشيده و به سمت عدالت، يکتاپرستي و نيکي رهنمون مي‌گردد.

 

یادداشت از اعظم شجاعی

captcha