به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) یکی از موضوعات مورد تأکید از ناحیه طرفداران ایجاد تحول در نظام درسی حوزههای علمیه کاهش دروس ادبیات عرب و ایجاد تغییر در کتب درسی مرتبط با آن است. از دیدگاه این گروه، پرداختن بیش از حد به ادبیات عرب و توجه بیش از اندازه به آن مغایر با هدف اصلی حوزههای علمیه است چراکه مقصود از تحصیل در حوزه نیل به مقام اجتهاد است و این میزان تمرکز در ادبیات و زبان عربی نهتنها ملازمهای با موضوع اجتهاد ندارد بلکه میتواند مسیر رسیدن به این هدف را طولانیتر سازد و زمان آن را به تعویق بیندازد.
پژوهشکده ادیب فقه جواهری با همکاری مرکز مدیریت حوزههای علمیه اقدام به برگزاری جشنوارهای با عنوان «جشنواره ادبی سیدعلی خان مدنی و سمینار نقش ادبیات عربی در فرآیند استنباط» کرده که اختتامیه آن پنجشنبه 12 بهمن با حضور حجج اسلام استادی، اعرافی و علیدوست در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) برگزار خواهد شد. سیدعلی خان مدنی صاحب کتاب «ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین(ع)» که به شرح ادعیه صحیفه سجادیه پرداخته است. این شرح آکنده از مباحث مختلف ادبی، قرآنی، فقهی، کلامی و تاریخی است، به گونهای که این کتاب را به دایرة المعارفی از معارف اسلامی تبدیل کرده است. این جشنواره با الگو گرفتن از شخصیت سیدعلی خان مدنی به عنوان نماد بهکارگیری ادبیات عربی در فهم نصوص دینی اقدام به برگزاری جشنواره با هدف بهرهوری بیشتر از ادبیات در دینپژوهی کرده است.
مقام معظم رهبری که از پیشتازان ایجاد تحول در حوزههای علمیه است و بارها و بارها به شکل نظاممند به بیان رهنمودهای خود در این زمینه پرداخته است و دیدگاه و موضع مشخصی در قبال میزان اهمیت پرداختن به ادبیات عرب در حوزههای اتخاذ کرده است که خلاصهای از آن از نظر میگذرد؛
ایشان در دیدار با جمعی از نخبگان حوزوی در سال 1374 در خصوص لزوم تغییر در کتابهای درسی حوزه علمیه به مبحث کتب ادبیات عرب هم اشاره کردند: «مسأله کتابهای درسی را باید جدّی گرفت. باید کتابهای درسی تغییر کند. بنای بر تغییر هم باید بر صرفهجویی در وقت طلبه باشد. طلبهی ما «مُغنی» را میخواند؛ در حالی که همین مطالبی که در «مُغنی» است؛ مقدار لازمِ آن در کتاب کوچکتر دیگری وجود دارد که به زبان خیلی خوبی نوشته شده و یک نفر نویسندهی معاصر، آن را نوشته است. چه لزومی دارد که ما حرف «ابن هشام» را بخوانیم؟ این کار، چه خصوصیتی دارد؟ «مُغنی» درسِ خارجِ نحو است. میبینید که استدلال میکند آیا «واو» برای فلان معنا میآید یا خیر. فلان کس گفته است میآید، دلیلش این است. فلان کس هم پاسخ او را داده است. این، درسِ خارج است. مگر ما میخواهیم خارجِ نحو بخوانیم؟ ما میخواهیم بدانیم «واو» در چه معنایی استعمال میشود. این نکته را در کتاب نوشتهاند. چرا ما بیخود، در «مُغنی» یا «مطوّل» این همه وقت تلف کنیم؟ آنچه را که باید در «مطوّل» یاد گرفت، در کتابی حدود یک دهم «مطوّل» هست»
رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از اساتید و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه در سال 1379 به صورت صریحتر بر ضرورت فشردهسازی دروس حوزه خصوصا دروس ادبیات عرب توصیه کردند: «توصیه بعد - یعنی آنچه که به نظر من کار لازم بعدی است - این است که نظام درسی در حوزه باید کوتاه و کارآمد و بهروز شود. من قبلاً هم راجع به مسأله برنامههای درسی حوزه عرض کردهام که بنده به هیچ وجه طرفدار رقیق کردن، بیعمق کردن و بیسواد بارآوردن طلبه نیستم؛ اشتباه نشود. من میگویم این دورهای را که ما طی میکنیم، میتواند با استفاده از شیوههای جدید، فشردهتر شود. مثلاً من ادبیات را عرض کنم. من نمیدانم اکنون ادبیات در چند سال خوانده میشود؛ اما ادبیاتی را که ما در کتاب «مغنی» یا «مختصر مغنی» یا «مطوّل» یا «مختصر مطوّل» میخوانیم، ادبیات استدلالی است؛ یعنی راهی برای مجتهد شدن در ادبیات است و طلبهی ما این را لازم ندارد. فقیه احتیاج نیست که در ادبیات مجتهد باشد. اینکه گفتهاند در همهی مقدمات اجتهاد، اجتهاد لازم است، حرف محکمی نیست. البته در بعضیهایش اجتهاد لازم است؛ اما در این چیزها اجتهاد لازم نیست. شما باید بدانید که این کلمه به چه معنا به کار میرود. این قدر چیزهای متّفقٌعلیه در ادبیات وجود دارد. «چرا این جمله یا این کلمه به این معنا به کار میرود؛ فلان نحوی این طور گفته است، این هم استدلالش؛ فلان کس دیگر اینگونه گفته، این هم استدلالش»؛ شما به اینها چه احتیاجی دارید؟! باید کارآمد، کوتاه، بهروز، در مدّت کوتاهی - یکی، دو سال - از دورهی ادبیات عبور کنند؛ از اول تا آخر»
چنانکه مشاهده میشود، رهبری معظم انقلاب بهدفعات درباره ایجاد تغییر در نظام درسی حوزه خصوصا کتب درسی تأکید کردهاند و از اساتید و دستاندرکاران حوزه خواستهاند در این زمینه اقداماتی انجام دهند تا طلابی که وارد حوزه میشود در بازه زمانی کوتاهتری به درجه اجتهاد برسد و به تحقیق و توسعه مباحث اساسی و کاربردی حوزه اهتمام کنند. ایشان در بیانات دیگری که در جمع فضلای حوزه علمیه قم در سال 1370 بیان فرمودند ضمن اشاره به خاطرهای تصریح کردند: «یکی از دوستان عزیز ما - که من واقعاً خیلی هم خاطرش را گرامی میدارم - به من میگفت که اینطور نمیشود که در حوزه جنس پلاستیکی درست کرد؛ باید مطول و بعد معالم و بعد قوانین و بعد لمعه را با شروحش از اول تا آخر مطالعه کرد. من به او گفتم که نمیگویم جنس از پلاستیک درست کنید؛ بلکه میگویم امروز در دنیا از جنسی که از آهن سختتر است، صفحهیی نازکتر از کاغذ درست میکنند؛ من میگویم این را درست کنید.
نوآوری کنیم. مگر میشود این همه مجموعهی انسانىِ با این عظمت و با این همه استعداد، در کتاب درسی نوآوری نداشته باشد؟ این همه کارها را چه کسی باید بکند؟ این کارها را بایستی مدیریت حوزه بکند. البته کارهای فردی انجام گرفته است؛ فرد مخلصی، مصلحی، دلسوزی، کتابی نوشته؛ کتابی تخلیص کرده؛ کتاب نویی آورده؛ درس جدیدی گفته؛ مطلب تازهای آورده؛ اما کار فردی به جایی نمیرسد؛ کار باید جمعی باشد؛ باید بر حوزه فرض بشود؛ باید مثل قالبی گذاشته شده باشد.»