گروه معارف: یک محقق و پژوهشگر دینی با بیان اینکه برای به روز کردن دین باید از راه آزاداندیشی اقدام کنیم، گفت: آزاداندیشی دینی فضای گفتوگو و نقد میان مذاهب و ادیان را ایجاد میکند که در نتیجه پیروان این ادیان و مذاهب میتوانند به حقیقت نزدیکتر شوند.
علی نجفینژاد، مدرس دانشگاه و حوزه علمیه نجفآباد در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، در رابطه با نواندیشی و آزاداندیشی دینی، اظهار کرد: این واژه در حدود صدسال اخیر و در زمانی که کشورهای اسلامی با کشورهای غربی و به عبارتی مدرنیته مواجه شدند، مطرح شد. در واقع آن زمان برخی متوجه برخی اشکالات دینی در جامعه شدند و تلاش کردند این نواقص را از طریق دین حل و آموزههای دینی را به شکلی متفاوت برای مردم توجیه کنند.
وی ادامه داد: آزاداندیشی دینی واژهای است که ریشه قرآنی و سابقه دینی فراوانی دارد و در تاریخ بر این مسئله تاکید زیادی شده است. در واقع دین میگوید که پیروان من باید آزاداندیش باشند؛ یعنی همه مطالب را بشنوند و آن چیزی را که بهتر است، بپذیرند.
نجفینژاد با بیان اینکه جمود و تعصب بر یک تفکر و مسلک، نقطه مقابل آزاد اندیشی است ادامه داد: شاید فرزند ناخلف آزاداندیشی، همان روشنفکری یا نواندیشی است؛ چراکه گاهی اوقات این آزاد اندیشی به صورتی افراطی پیش رفته و فرد با ژست آزاداندیشی نتیجهای را بیان میکند که صحیح نیست. آزاداندیشی برای خودش اصولی دارد و نواندیشی نمیتواند تایید اسلام و قرآن را داشته باشد.
این پژوهشگر دینی خاطرنشان کرد: نواندیشی دینی همان پیدایش ساختار جدید از دین است که یکی از مصداقهای آن بهائیت است که نوعی نواندیشی دینی به شمار میرود، بزرگان این فرقه خودشان را به عنوان اسلام قرن بیستم و بیست و یکم و یا اسلام مدرن معرفی میکنند. یعنی آنها در اسلام نواندیشی کردند و نتیجه آن این انحرافات ایجاد شده است. اما در آزاداندیشی انسان بد و خوب را میشنود و دیدگاه صحیح را براساس عقل و منطق میپذیرد.
این مدرس حوزه و دانشگاه افزود: شخصیتهای بزرگ و مطرحی میان شیعیان در صدد راه حلی سنتی برای تقابل میان اسلام و غرب بودند، ولی هیچگاه از حیطه آزاداندیشی خارج نشدند. این افراد نواندیش یا روشنفکرنیستند، بلکه آزاداندیشاند که نمونههای بارز آن افرادی مثل شهید مطهری و شهید بهشتی هستند. در مقابل افرادی نیز برای حل چالشها و شبهات از قالب دین خارج شده و مطالبی جدید و خلاف ظاهر دین عرضه کردند. افرادی مثل دکتر سروش آن قالب را به هم ریخت و مباحثی مانند تجربه نبوی و رویاهای رسولانه را مطرح کرد که این تفکرات مشکلاتی را در جامعه به وجود آورد.
آزاداندیشی ریشه قرآنی دارد
نجفینژاد در پاسخ به این سوال که آیا اسلام اجازه نواندیشی دینی را به پیروان خود داده گفت: آزاداندیشی ریشه قرآنی دارد؛ همانطور که در آیه 17 و 18 سوره زمر آمده خداوند میفرماید: «فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه؛ پس بندگان مرا بشارت ده، آنان که سخن را بادقت می شنوند و بهترین آن را اطاعت میکنند.» این آیه اشاره مستقیم به آزاداندیشی دارد و از ویژگیهای پیروان خاص خداوند است. البته به نظر میرسد که اسلام اجازه نواندیشی دینی را به پیروان خود نداده است؛ گرچه خود پیدایش ادیان الهی نوعی نواندیشی است که پیامبر اسلام(ص) با عنایات الهی در عصر جاهلیت، اندیشه جدیدی را ارائه دادند.
وی اضافه کرد: نواندیشی دینی باید ریشه الهی داشته باشد و لذا انسانها اجازه ندارند که نواندیشی کرده و چیز جدیدی را به عنوان امر الهی ترویج دهند. البته اگر امام معصومی در میان مردم باشد، کلام او را میتوان به عنوان نواندیشی پذیرفت، چراکه به وحی اتصال دارد.
وی درباره مهمترین دستاوردهای آزاداندیشی برای جامعه و مردم گفت: این کار فضای گفتوگو و نقد میان مذاهب و ادیان را ایجاد میکند که در نتیجه پیروان این ادیان و مذاهب میتوانند به حقیقت نزدیکتر شوند. به علاوه در آزاداندیشی میتوانیم راهحلهای مناسبی را از میان متون دینی برای مشکلات انسان معاصر پیدا کنیم. زمانی که انسان با آزاداندیشی از خشک مغزی و تعصب خارج شده و به حقیقت نزدیک گردد، میتواند تا حدی قانع شود.

نجفینژاد ادامه داد: نواندیش و روشنفکر وظیفه دارد دین را به روز کرده و آن را بر دنیای جدید تطبیق داده و یا بحث اومانیسم یا انسان محوری را که غرب مطرح کرده از طریق دینی حل کند تا بتواند به زندگی بهتر غربی دسترسی پیدا کند. به نظر میرسد دستاوردی که از روشنفکری یا نواندیشی برای دین تا به حال دیدهایم این بوده که قرائتهای جدیدی از دین مطرح شده و باعث شده که اختلاف میان دینداران شدیدتر شود، درست برعکس آزاداندیشی که منجر به تقریب میشود.
وی گفت: روشنفکری و نواندیشی باعث دو قطبی شدن در جامعه شده است و برهمین اساس باید گفت نواندیشی دستاوردی جز تحیر و تنازع میان پیروان ندارد. برای به روز کردن دین باید از راه آزاداندیشی اقدام کنیم.
این مدرس حوزه و دانشگاه تصریح کرد: دین اجازه نواندیشی به معنای خاص نداده که شخص قالبهای پذیرفته شده و صریح یک دین را از بین ببرد و قالب جدیدی ارائه کند. به همین دلیل نمیتوانیم قواعدی را به صورت خاص برای نواندیشی مطرح کنیم. اما اسلام آزاداندیشی را پذیرفته و اخیرا هم از سوی مقام معظم رهبری، مسئله کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها مطرح شده است.
نجفینژاد افزود: اولین و مهمترین قاعده آزاداندیشی این است که با اصول مسلم دینی که نزد ما ثابت شده مخالفت نکنیم؛ بهطور مثال بحث میان مخالفان و موافقان خدا آزاداندیشی نیست.
مهمترین آفت برای آزاداندیشی تعصب و تحجر است
وی ادامه داد: مهمترین آفت برای آزاداندیشی تعصب و تحجر و خشک اندیشی در یک فرد یا یک علم است؛ غیر از مسئله معصومین اگر به طور مثال شخصی مانند شیخ طوسی حرفی بزند تصور میکنیم که کسی نباید حرفی برخلاف این بزند، این مخالف مسئله آزاداندیشی است و اگر کسی میخواهد در راه آزاداندیشی پا بگذارد باید تعصب بر یک شخص یا تفکر را کنار بگذارد.
وی در توضیح آفت آزاداندیشی گفت: بعضیها فقط شعار میدهند؛ به طور مثال در مسئله تقریب مذاهب عملا تقریبی میان مذاهب دیده نمیشود و ما تنها گاهی شعاری داده، جلسهای مهیا کرده و شخصیتهایی را دعوت میکنیم که در مجموع آزاداندیشی نشده و بیشتر در فضاهای رسانهای پررنگ شده و میان شیعه و سنی در ایران هنوز بغضهایی وجود دارد.
نجفینژاد گفت: امام خمینی و شهید مطهری افرادی آزاداندیش هستند که مسائل اجتماعی را با مبانی دین حل کردهاند، بدون اینکه چارچوب اصلی دین و وحیانی بودن آن را به هم بریزند و با پذیرفتن قرآن به عنوان کتاب الهی تحریف نشده، آزاداندیشی کردهاند.