کد خبر: 3687234
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۳

سالخوردگی جمعیت ایران، یک واقعیت آماری است

سالخوردگی جمعیت ایران، یک واقعیت آماری است گروه اجتماعی: یک جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با بیان اینکه سالخوردگی جمعیت ایران یک واقعیت آماری است، گفت: این موضوع بدین معنا نیست که همه جمعیت پیر می‌‌شود، این یک تصور غیر واقعی از سالخوردگی جمعیت است که آن را به اشتباه پیری جمعیت نامیده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، موضوع جمعیت و رشد یا کنترل آن همواره دغدغه دولتمردان و سیاستگزاران جوامع از جمله ایران بوده است، اما اکنون شواهد حاکی از پیرشدن تدریجی جمعیت ایران دارد. در این میان عده‌ای بر رشد و افزایش جمعیت تأکید می‌کنند، ولی برخی دیگر با توجه به شرایط زیست‌محیطی و وضعیت اقتصادی کشور، رشد جمعیت را راهکار مناسبی نمی‌دانند. خبرنگار ایکنا در اصفهان در خصوص روند پیری جمعیت ایران و سیاستگزاری‌های مربوط به جمعیت گفت‌و‌گویی با مهری شمس، عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان انجام داده است که در ادامه می‌خوانید:
ایکنا: بر اساس علم جمعیت‌شناسی، آیا پیر شدن جمعیت به خودی خود، یک چالش و بحران است و یا تحت شرایطی خاص بحران محسوب می‌شود؟ و اگر این موضوع به بحران تبدیل شود، چه تبعاتی به همراه دارد؟
شمس: مسئله جمعیت نیز همانند بسیاری از مسائل دیگر در جهان، نیازمند تعادل نسبی است. باید توجه داشت همان‌گونه که انفجار جمعیت و رشد سریع زاد و ولد، می‌تواند مشکلاتی را برای هر جامعه و حتی برای کل جهان ایجاد کند، کاهش سریع جمعیت نیز می‌تواند موجب بروز مشکلات زیادی شود که همواره سیاست‌گذاری‌های مناسب به منظور رشد کنترل شده و ملایم جمعیت، بهترین راهکار برای مواجهه با این مسئله می‌باشد. درست است که جمعیت در ایران به سرعت در حال پیر شدن است و با افزایش تعداد سالمندان مواجه هستیم، ولی برای حل این مشکل باید به راهکارهای منطقی توجه شود. این یک حقیقت است که جمعیت ایران با توجه به نرخ رشد جمعیت در دو دهه اول انقلاب، در حال نزدیک شدن به سالمندی و نهایتاً سالخوردگی است، البته وضعیت موجود ناشی از افزایش زنده ماندن مردان و زنان تا سنین سالمندی است؛ به عبارت دیگر وضعیت موجود حاصل افزایش امید به زندگی و در واقع اثر کاهش باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت بر سالمندی در آینده نزدیک نمایان می‌شود.
اینکه ما به مسئله سالمندی به صورت یک بحران نگاه کنیم یا خیر، به سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های جامعه برای جوانان امروز که سالمندان آینده هستند و همچنین برای سالمندان کنونی بستگی دارد. به هر حال سالمندی نیز مانند سایر دوره‌های زندگی یک جزء جدایی‌ناپذیر از زندگی بسیاری از انسان‌هایی است که موفق به رسیدن به این دوره شده‌اند. اگر جامعه برای اشتغال امروز جوانان و سلامتی، بهداشت، تغذیه مناسب، ورزش، رفاه و حتی شادی آنان برنامه‌ای نداشته باشد، طبیعتاً در آینده نزدیک که این افراد وارد سنین سالمندی شوند، با مشکلات عدیده سلامتی شامل پوکی استخوان، انواع بیماری‌ها، ناتوانی‌های شدید و ... مواجه می‌شوند و مسلماً این یک بحران است؛ اما اگر جامعه به تناسب روند تغییرات جمعیتی، برنامه‌ای دقیق و حساب شده هم برای سالمندان و هم برای جوانان امروز و حتی نوجوانان و ... داشته باشد، جمعیت سالمند سالم‌تری خواهیم داشت و در نتیجه این جمعیت سالمند می‌تواند دوره سالمندی و سالخوردگی خود را با مشکلات کمتری طی کند. باید توجه داشت که اگر مسئله سالمندی به بحران تبدیل شود، علاوه بر اینکه خود سالمند به طور مستقیم با مشکلات آن دست و پنجه نرم می‌کند، هم برای خانواده‌های دارای فرد سالمند و هم برای جامعه و دولت به‌طور مستقیم و غیرمستقیم مشکلات زیادی ایجاد شده و واقعاً به یک بحران جدی تبدیل می‌شود.
ایکنا: روند پیر شدن جمعیت ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
شمس: سالخوردگی جمعیت یک واقعیت آماری است؛ وقتی بیش از 15 درصد جمعیتی بالای 65 سال باشند، آن جمعیت سالخورده است. اما معنای آن این نیست که همه جمعیت پیر می‌‌شود، این یک تصور غیر واقعی از سالخوردگی جمعیت است که آن را به اشتباه پیری جمعیت نامیده‌اند؛ در واقع تا نیمه‌ دوم قرن 21 میلادی، جمعیت همه کشورها سالخورده می‌شود و این چیزی نیست که فقط مختص کشور ما باشد. به لحاظ کلی با کاهش باروری، هرم سنی از پایین، جمع و به سمت بالا که می‌رود، پهن‌تر شده و نهایتاً به شکل استوانه در می‌آید.
سالخوردگی جمعیت پدیده‌ای بی‌سابقه، فراگیر و ماندنی و در حال شکل‌گیری به صورت پدیده‌ای جهانی است. افزایش جمعیت سالمندان از رشد جمعیت دیگر گروه‌های سنی متفاوت بوده و شواهد اخیر مبتنی بر سرشماری سال 1395 نشان می‌دهد که سهم جمعیت 65 سال و بیشتر، 6/1 درصد می‌باشد که نشان دهنده آهنگ رشد بیشتر آن است.
در رابطه با افزایش جمعیت و زاد و ولد نیز باید گفت در حال حاضر رشد سالانه جمعیت در ایران معادل 1/24 درصد است و این رشد، رشد کمی نیست. اکنون سالی یک میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه می‌شود، پس ما قحطی جمعیت نداریم که نگران باشیم. تمام کشورها، به جز چند کشور آفریقایی که آنها نیز به تازگی به این روند پیوسته‌اند،‌ زاد و ولدشان از وضعیت طبیعی به وضعیت کنترل‌شده رسیده است. در نیمه دوم قرن 21 ساختار سنی همه کشورهای جهان سالخورده خواهد بود و کشورهای آفریقایی نیز در اواخر قرن به سالخوردگی می‌رسند که نگران‌کننده نمی‌باشد، چرا که روندی عمومی و جهان‌شمول است که کشور ما نیز از آن مستثنی نیست.
با افزایش باروری شاید درصد جمعیت سالمند، اندکی کاهش یابد، ولی به هیچ وجه از تعداد سالمندان کاسته نمی‌شود. توجه داشته باشید که درصد سالمندان به تناسب کل جمعیت کاهش می‌یابد، اما نه تنها تعداد آنها کم نخواهد شد، بلکه به مرور زمان بر تعداد آنها نیز افزوده می‌شود، زیرا خیل عظیم سالمندان آینده کشور، قبلاً در سال‌های اوج باروری در دهه 1360 به دنیا آمده و در حال حاضر در سنین جوانی به سر می‌برند، پس جامعه را نباید نگران کرد. در عین حال دوران سالمندی به عنوان بخشی از زندگی افراد جامعه محسوب شده که باید مانند سایر دوره‌های زندگی، به بهترین شکل ممکن طی شود.
جلوگيري از سالخوردگي يعني ايجاد شرايطي مناسب براي جوان امروز تا در سالمندی زندگي سالم‌تري داشته و دير از كارافتاده شوند. بحث سالخوردگي با ارائه خدمات مناسب برای سالمندان نظیر حمل و نقل عمومي مناسب حال سالمند، خدمات بهداشتي مطلوب، ایجاد فرصت مشارکت سالمندان و تکریم سالمندان گره خورده است.

سالخوردگی جمعیت ایران به معنای پیر شدن تمام جمعیت نیست
ایکنا: سیاست‌های کشوری در سال‌های اخیر برای کاهش یا افزایش جمعیت چقدر درست و مؤثر بوده است؟
شمس: به نظر می‌رسد بی‌برنامگی مشخصه اصلی این سیاست‌ها بوده است، چرا که در برهه‌ای از زمان با ایجاد زمینه و ارائه مشوق‌ها و تبلیغات، زمینه افزایش شدید نرخ رشد جمعیت را فراهم کرده و در برهه‌ای از زمان برعکس، با تبلیغات از نوعی دیگر و همچنین عدم ارائه مشوق‌های قبلی، زمینه را برای کاهش شدید نرخ رشد جمعیت فراهم می‌کنند. به نظر می‌رسد که برنامه‌ریزی درستی برای ایجاد تعادل در این مسئله وجود نداشته است، هر چند که نمی‌توان شرایط خاص دهه اول انقلاب را نادیده گرفت، اما جامعه نیاز به تعادل نسبی دارد و سیاستگزاران، دستگاه‌های دولتی و به ویژه رسانه‌ها باید بر محور تعادل منطقی حرکت کنند. اکنون نیز سیاست‌های جمعیتی گرچه درست هستند، اما راهکارها غلط است. به نظر بیشتر سرمایه‌گذاری‌ها باید در زمینه اشتغال جوانان باشد، اما متأسفانه بیشتر برای برگزاری همایش‌های متعدد و راهکارهایی که سلامت جامعه را در معرض خطر قرار می‌دهد، تلف می شود.

اگر سیاست‌ها به سمت بهبود وضعیت اشتغال جوانان پیش برود، قطعاً موجب بهبود شرایط زندگی آنان، ازدواج زودتر آنها، فرزندآوری در دوران جوانی و مهم‌تر از همه فرزندان سالم‌تر می‌شود. سیاستگذاری‌ها باید در عین نشانه گرفتن تعادل جمعیت، به جای تمرکز صرف بر کمیت جمعیت، سالم بودن فرزندان به دنیا آمده و کیفیت زندگی آنها را مد نظر قرار دهد. قطعا اگر تعداد جمعیت در مناطق حاشیه‌ای که خود با مشکلات زیادی از جمله بی‌سوادی، اعتیاد، جرم و جنایت و ... مواجه است، افزایش یابد، نه تنها مشکلی از جامعه حل نشده، بلکه مشکلات بیشتری نیز برای جامعه ایجاد می‌شود. در حالی که اگر همین افزایش در قشر تحصیل کرده و دانشگاهی ایجاد شود، قطعاً به نفع جامعه خواهد بود؛ برای مثال اگر جامعه در راستای سیاست افزایش جمعیت خود، بخشی از هزینه‌های برگزاری جلسات و همایش‌های بدون نتیجه‌اش را صرف ایجاد خوابگاه‌های متأهلی مناسب برای دانشجویان متأهل، به ویژه دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری کند، قطعاً علاوه بر اینکه مشکل مسکن این قشر را حداقل برای چند سال حل می‌کند تا بتوانند به صورت متأهلی زندگی کنند، موجب تشویق سایر دانشجویان به ازدواج زودتر می‌شود که این مهم، هم کمیت و هم کیفیت جمعیت را با هم فراهم می‌کند.
در کل می‌توان گفت تغییرات جمعیتی چنان سریع رخ داده‌اند که نهادهای اجتماعی قادر به همراهی با این تغییرات و کسب ظرفیت‌ها و توانایی‌های حل چنین مشکلاتی نبوده‌اند و تنها طی چند سال اخیر، توجه نهادهای رسمی به این مسئله نوظهور معطوف شده است. با این حال بنیان‌ها و ظرفیت‌های لازم برای فائق آمدن بر چنین مشکلاتی وجود ندارد. پوشش ضعیف صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌های اصلی و تکمیلی و حمایت مالی ناکافی از یک سو و تضعیف حمایت‌های غیر رسمی و خانوادگی در اثر تغییر شرایط زندگی در جوامع جدید، جدایی و دور شدن فرزندان از خانواده و والدین(در اثر مهاجرت گسترده فرزندان) و گسترش ایده‌آل‌ها در جامعه مدرن از سوی دیگر، جلوه‌هایی از تغییرات نامتوازن جمعیتی- اجتماعی جامعه در حال گذار ایران است.از آنجا كه تا به امروز جامعه ايران داراي ساختار سني جواني بوده، بيشتر مطالعات جوانان در اولويت قرار گرفته است، اما امروزه علاوه بر اهمیت مطالعه جوانان، مطالعه گروه‌های سالمندی نیز از اهمیت زیادی برخوردار بوده و روز به روز نیز بر اهمیت آن افزوده می‌شود. همچنین خلاء اطلاعاتی در خصوص این گروه در جامعه باید به سرعت جبران شود و این تنها به یاری دو بازوی علمی و اجرایی دانشگاهیان و سیاستگزاران و مسئولان مرتبط با این مسئله و نیز پژوهش‌های لازم و آماده‌سازی آثار و اطلاعات دقیق میسر می‌شود.

captcha