گروه معارف- محمد لگنهاوزن گفت: دیدگاههای مختلفی در رابطه با معنای جهانی بودن حقوق بشر وجود دارد، ولی کمتر دیدگاهی را میتوان یافت که این معنا را به روشنی بیان کرده باشد و هر یک از این دیدگاهها، اشکالات خاص خود را دارد. 
به گزارش ایکنا از اصفهان، محمد لگنهاوزن، چهره ماندگار فلسفه و استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در همایش ملی اخلاق کاربردی در سیره ائمه اطهار(ع) با تأکید بر آموزههای رضوی که روز گذشته دوشنبه هفتم اسفندماه در دانشگاه اصفهان برگزار شد، با اشاره به مبناهای مختلف در رابطه با جهانی بودن حقوق بشر اظهار کرد: کمتر کسی را میتوان یافت که به طور روشن بیان کرده باشد که منظور از جهانی بودن حقوق بشر چیست. یک دیدگاه معتقد است که همه انسانها از این حقوق برخوردارند، پس حقوق بشر جهانی است، چون برای همه انسانها کاربرد دارد. دیدگاه دیگر، حقوق بشر را جهانی میداند، به این دلیل که همه انسانها آن را امضاء کرده و به آن احترام میگذارند؛ در حالی که افرادی را میشناسیم که این حقوق را تأیید نمیکنند.
وی افزود: دیدگاه اول شاید رایجترین دیدگاه در خصوص مبنای جهانی بودن حقوق بشر است و بسیاری از نویسندگان بر آن صحه میگذارند، ولی اگر تنها قائل به این دیدگاه باشیم، کمی مشکلآفرین است، چرا که مشخص نمیکند حقوق بشر فقط متعلق به انسان امروز است و یا مطلق انسانها را در گذشته، حال و آینده نیز شامل میشود. اشکال دیگری که به این دیدگاه میتوان وارد کرد، این است که اگر حقوق بشر برای همگان میباشد، چرا واژه جهانی به آن اضافه میشود.
لگنهاوزن بیان کرد: در دوره انقلاب فرانسه و در عصر روشنگری در انگلستان، این دیدگاه وجود داشت که همه انسانها به استثنای زنان از چندین نوع حقوق برخوردارند و البته منظور از همگان نیز مردان سفید پوست بودند؛ بنابراین زمانی که گفته میشود حقوق بشر باید جهانی شود، منظور این است که همگان بدون قید و شرط، فارغ از جنسیت و رنگ پوست باید از آن برخوردار شوند و همانطور که امروز مطرح میشود، انسان بودن برای برخورداری از حق کفایت میکند؛ البته استثنائاتی نیز وجود دارد، مثل زمانی که کسی جرم بزرگی مرتکب شده و دستگیر میشود و حق فعالیت آزادانه را ندارد که نقض حقوق بشر محسوب نمیشود. بنابراین همه قبول میکنند که استثنا وجود دارد و نمیتوان حقوق بشر را برای هر کسی و در هر زمان و شرایطی صادق دانست.
وی ادامه داد: دیدگاه ارتدوکسی راجع به جهانی بودن حقوق بشر معتقد است که حقوق بشر، حقوق اخلاقی هستند که انسانها به صرف انسان بودن از آنها برخوردارند. معمولا گفته میشود که حقوق بشر سه مرحله اخلاقی، حقوقی و سیاسی دارد و عدهای تنها مرحله حقوقی و سیاسی و برخی دیگر، فقط مراحل اخلاقی و حقوقی آن را میپذیرند. اگر بپذیریم که حقوق بشر بر اساس هنجارهای اجتماعی شکل میگیرد، نمیتوان دیدگاه ارتدوکسی را پذیرفت، چون طبق این دیدگاه، انسانها ذی حقاند، نه به خاطر هنجارهای اجتماعی، بلکه صرفا به خاطر انسان بودن؛ در حالی که برخی معتقدند حقوق بشر موضوعیت دارد، چون خداوند این حقوق را به انسان اعطا کرده است.
حقوق بشر، حقوقی هستند که همه انسانها از آن برخوردارند
این استاد فلسفه اظهار کرد: من سعی کردم این دیدگاه را اینگونه اصلاح کنم که حقوق بشر، حقوقی هستند که همه انسانها از آن برخوردارند. این تعریف بهتر است، اگر چه با وجود آن باز هم اشکال به وجود میآید؛ کما اینکه کنوانسیون حقوق کودکان فقط مربوط به کودکان است نه همه انسانها، ولی جزء حقوق بشر به حساب میآید.
وی اضافه کرد: ممکن است کسی فکر کند که شرط لازم برای برخورداری از حقوق بشر، این است که کسی انسان شود، ولی این نیز مشکلآفرین است، چرا که برخی از حقوق بشر را به گروهها اعطا میکنند؛ چنانکه ماده 16 اعلامیه حقوق بشر میگوید که خانواده حق دارد تا در برابر جامعه و دولت از آن محافظت شود. بنابراین این نوع حق، به خانواده و نه به انسان مربوط میشود و هر امر انسانی دارای حق نیست.
لگنهاوزن تصریح کرد: منظور از جهانی بودن در منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر این است که همگان این حقوق را قبول کرده و امضاء میکنند. اعلامیه حقوق بشر، جهانی است، چون بسیاری از کشورها آن را پذیرفتهاند؛ البته همه دولتهایی که باید حقوق بشر را امضاء کرده و قبول کنند، این کار را انجام نمیدهند، از جمله دولت آمریکا زمانی که اعلامیه حقوق بشر مطرح شد، چندین قید و شرط بر آن گذاشت که نشان میدهد دولتها مایل نیستند کاملا زیر بار اینگونه تعهدات بروند.
وی با بیان روشها و راهکارهای دفاع از جهانی بودن حقوق بشر گفت: گاهی گفته میشود که لازم نیست همگان حقوق بشر را قبول کنند، ولی همه باید آن را بپذیرند، اما بر چه اساس باید آن را قبول کنند و این نوع الزام، اخلاقی است یا سیاسی؟ اگر منظور از الزام سیاسی این است که قدرتهای بزرگ میتوانند با استفاده از زور، آن را تحمیل کنند، دیگر چه اعتباری میتوان برای آن قائل شد؟ الزام اخلاقی نیز اشکالات خاص خود را دارد.