گروه فرهنگي – يك مدرس علوم ارتباطات با اشاره به سرگرميسازی به عنوان یکی از کارکردهای مثبت تلویزیون، اظهار کرد: تلويزيون، یکی از ابزارهایی است كه میتواند برای عامه مردم کارکرد سرگرمی داشته باشد؛ از طرفی هم یکی از کارکردهای منفی تلویزیون، استفاده بیش از حد از آن است که میتواند حسی از ناامنی را به مخاطبان منتقل کند.
وحید اقدسی، مدرس علوم ارتباطات، در گفتوگو با ایكنا از خراسان رضوی، در خصوص نقش مثبت و منفی رسانه بر کارکرد خانواده، عنوان کرد: وقتی میخواهیم در خصوص نقش رسانهها بر روی مخاطبان شامل اعضای خانواده و.... صحبت كنیم، رویکرد مثبت و منفی آن را باید به صورت توامان با هم در نظر بگیریم.
وی ادامه داد: اینکه بخواهیم بر روی نقشهای مثبت رسانه تمرکز کنیم، به همان اندازه خطا است که بخواهیم دائما بر روی نقاط منفی آن متمرکز شویم؛ بنابراین باید به طور همزمان به کارکردها و کژ کارکردهای رسانهها توجه داشته باشیم.
تلویزیون؛ بازوی فرهنگی جامعه آمریکا
اقدسی در ادامه گفتههای خود تصریح كرد: در خصوص تأثیرات تلویزیون بر روی مخاطب، از جنبه نظری، باید به کار «جرج گربنر» اشاره کرد؛ او معتقد بود که تلویزیون بازوی فرهنگی جامعه است و به عنوان عضو اصلی خانواده تبدیل شده است.
منابع اطلاعاتی و افکار ما توسط رسانه منحصر شده است
این كارشناس رسانه بیان کرد: گربنر با طرح نظریه کاشت که به اثر کاشت فرهنگی تلویزیون معروف است؛ مدعی است که تلویزیون منابع اطلاعاتی، افکار و آگاهی ما را به انحصار در میآورد و یک کاسه میکند؛ به گونهای که مجموع آنها منجر به کاشت یک عقیده یا تفکر در ذهن مخاطب میشود.
وی ادامه داد: در چارچوب این دیدگاه، تلویزیون به آموزش جهانبینی میپردازد و ارزشهای رایج را تبلیغ و ترویج میدهد؛ البته نظریاتی مانند کاشت امروز مورد مناقشه و چالش جدی قرار گرفتهاند.
این مدرس علوم ارتباطات در پاسخ به این سوال كه با توجه به رویکرد جدید رسانه تأثیر مثبت یا منفی تلویزیون بیشتر شده یا نه؟، عنوان کرد: وقتی صحبت از کارکردهای مثبت تلویزیون میکنیم، میتوانیم بگوییم كه رسانهها به صورت عام و تلویزیون به صورت خاص، میتواند منابع اطلاعاتی ما باشد و ابزاری برای آنکه از اخبار و رویدادهای روز مطلع شویم و میتوانیم به وسیله آن میراثهای فرهنگی و تاریخی کشور را به نسلهای بعدی منتقل کنیم.
ایجاد حس ناامنی در مخاطب با استفاده بیش از حد از تلویزیون
اقدسی با اشاره به سرگرمیسازی به عنوان یکی از کارکردهای مثبت تلویزیون، اظهار کرد: تلویزیون، یکی از ابزارهایی است كه میتواند برای عامه مردم کارکرد سرگرمی داشته باشد؛ از طرفی هم استفاده بیش از اندازه از تلویزیون به علت بازتولید خشونت از طریق اخبار و سریالها، میتواند حسی از ناامنی نسبت به محیط پیرامون را در مخاطب ایجاد کند.
این كارشناس رسانه ادامه داد: در رویکردهای انتقادی معتقد هستند که حتی تلویزیون میتواند شیوه فکر کردن و نگاه کردن ما را دچار مشکل کند، به همین خاطر افرادی که بر روی نقش منفی تلویزیون تأکید دارند، معتقد هستند که تلویزیون نمیتواند ابزار جدی برای تفکر باشد و همه چیز را سطحی کرده و تقلیل میدهد،
اقدسی در ادامه تصریح کرد: در چارچوب نظریات کلاسیک رسانه، تلویزیون میتواند اثر قوی بر مخاطب داشته باشد اما در رویکردهای جدیدتر، محققان معتقدند که مانند گذشته نمیتوان اثر قوی و قدرتمندی برای رسانه قائل شد. ازهمین رو، در خصوص تإثیرات منفی تلویزیون نمیتوان با قطعیت صحبت کرد.
کاهش اثر منفی تلویزیون با مشارکت مخاطبان در جریان ارتباطی
معاون مرکز آموزش رسانه خراسان بیان کرد: رویکردهای جدید، قائل به نقش مهم مخاطب در فرایند ارتباطی هستند و معتقدند که چون مخاطب از عنصری منفعل به عنصری فعال تبدیل شده و فعالانه در جریان ارتباطی مشارکت دارد، بنابراین میتوان تأثیرات منفی تلویزیون را کاهش دهد یا حداقل کنترل کرد.
وی اضافه کرد: ما امروز با یک توده همگون و یکدست روبه رو نیستیم. بلکه مخاطبان متنوع، متکثر و البته فعال شدند. به این معنا در برابر پیامهایی که از سمت رسانهها به آنها منتقل میشود، مقاومت میکنند و میتواند به شیوههای مختلفی پیامها را رمزگشایی کند.
این مدرس ارتباطات در خصوص سرگرمیسازی نامطلوب مخاطبان از طریق رسانه، اظهار کرد: یکی از نیازهای مخاطب امروز که در دنیای مدرن زندگی میکند؛ سرگرمیسازی است؛ اینکه بتواند اوقات فراغت خود را بگذراند و از وقتهای خالی خود لذت ببرد.
وی ادامه داد: به همین خاطر مخاطب سراغ تلویزیون و اینترنت میرود، کارکرد سرگرمیسازی رسانهها، فی نفسه منفی نیست، اینکه سرگرمی چه شکلی پیدا میکند و کجای این سرگرمی جنبه منفی و مثبت پیدا میکند، اینها محل بحث است.
اقدسی تصریح کرد: به هر حال مخاطب در یک جامعهای زندگی میکند؛ جنسیت، سبک زندگی و فرهنگ مخاطب همه در تجربیات، تعاملات با رسانه مؤثر است؛ بنابراین اگر هم در جایی اصطلاحا رسانه پیام نامطلوبی تولید می کند، باز مخاطب است که اهمیت پیدا میکند؛ مخاطب است که در برابر این پیامها مقاومت نشان میدهد و یا دست به گزینش میزند.
این مدرس ارتباطات بیان کرد: ما در دورانی زندگی میکنیم که هر روز، در معرض انواع و اقسام پیامهای رسانهای چه از طریق روزنامه، تلویزیون اینترنت هستیم و بیشتر زندگی ما با رسانهها عجین شده است، به همین خاطر نمیتوانیم رویکرد سلبی در پیش بگیریم و بگوییم از رسانه استفاده نکنیم چون جنبه منفی دارد.
وی ادامه داد: بهتر است در حوزه رسانه و استفاده درست از آن، به مخاطب آموزش دهیم، تا اگر در برابر پیامهای منفی قرار گرفت؛ به خوبی بتواند دست به گزینش بزند.
گزینشی شدن مخاطب نسبت به رسانه باید از نهاد خانواده و مدارس شروع شود
وی در پاسخ به این سوال که رسانه چقدر توانسته مخاطب خود را گزینشی کند، تصریح کرد: مخاطب امروز، خودش باید نسبت به این مسائل هوشیار باشد، آموزش و توانمندسازی مخاطب، اقدامی است که باید از طریق خانواده، پدر، مادر و مدارس شروع شود. اینها نهادهای مؤثری در این زمینه هستند.
این کارشناس رسانه در پاسخ به این سوال که چرا تأثیر رسانه بر نوجوان و جوانان، در زمینه انتخاب الگو، از خانواده و نهادهای دیگری همچون آموزش و پرورش بیشتر است، افزود: ما امروز به واسطه اینکه رسانهها تسلط زیادی بر زندگی ما دارند و ما بخش زیادی از وقت خود را با رسانه میگذرانیم؛ با چهرههای شاخص ورزشی، هنری و سیاسی مواجه هستیم که ابزار اصلی چهره شدن آنها رسانه است، آنها از این طریق معروف میشوند و مردم آنها را دوست دارند.
تأثیر عوامل میانجی در ارتباط بین رسانه و مخاطب
وی ادامه داد: طبیعتا مردم از بازیگرانی که در سریال مورد علاقهشان هستند، به عنوان چهره محبوب الگو میگیرند، این روند طبیعی است، الگوهای گروههای مرجع مردم، امروزه بخش زیادی توسط رسانه شناخته شده و مردم با آنها ارتباط میگیرند، البته یک نکته را نباید فراموش کنیم که در ارتباط بین مخاطب و رسانه، عوامل میانجی همچون خانواده، آموزش و پرورش، گروه همسال و رهبران فکری همچون معلم و استاد نقش زیادی دارند.
دانش رسانهای منجربه کاهش آسیب رسانه میشود
مدیر دفتر خرسان انجمن علوم ارتباطات در پاسخ به این سوال که نهاد آموزش و پرورش چه کارهایی باید انجام دهد تا تأثیرگذاری مخاطب از رسانه کمتر شود، عنوان کرد: یکی از بحثهای جدی که امروزه در دنیا مطرح است و در کشور ما هم کارهایی انجام شده، بحث سواد رسانهای است که مؤلفه مهمی در سیاستگذاری رسانههای ارتباطی است و سعی میکند مخاطب را در برابر وجوه پرخطر رسانهها محافظت کند؛ یکی از مهمترین ابزار در مواجه با رسانهها، دانش سواد رسانهای است که به اندازه خواندن و نوشتن اهمیت دارد.
ایجاد تفکر انتقادی در فرزندان از طریق خانواده
وی افزود: امروزه برای مصرف رسانهای فرزندانمان قواعدی وجود دارد، نحوه استفاده از آن را پدر و مادر باید مدیریت کنند و به نوعی تفکر انتقادی را در رابطه با استفاده از رسانهها را ایجاد کنند.
امروزه دانش انتقادی مترادف است با قدرتمند بودن
اقدسی در همین راستا ادامه داد: از این نظر بر روی تفکر انتقادی تأکید دارم که به هر حال افراد باید بدانند که امروزه دانش انتقادی مترادف است با قدرتمند بودن و هر زمان به عنوان مخاطب احساس کنیم که قدرتمندتر هستیم، آنوقت میتوانیم منسجمتر و روشمندتر فکر کنیم، یکی از ابزارهایی که میتواند به ما در این زمینه کمک کند، آموزش سواد رسانهای و تفکر انتقادی است که مخاطب را در برابر پیامهای مثبت و منفی رسانه و عواقب آن واکسینه میکند.
جا به جایی قدرت سیاسی در کشور موجب تغییراتی در رسانه شد
این مدرس ارتباطات در پاسخ به این سوال که رسانه قبل و بعد انقلاب چه تغییرات مثبت و منفی داشته است، افزود: این سئوال بحث مفصلی را میطلبد و نمیتوان یک نظر کلی در این زمینه داد، در دوره ماقبل از انقلاب، یک جهانبینی دیگری وجود داشت و رسانه هم بر اساس آن عمل میکرد. طبیعی است که با پیروزی انقلاب و گفتمان جدیدی که مطرح شد و با توجه به جابهجایی قدرت سیاسی، در نگاه به رسانه و توقع از آن تغییرات جدی صورت گرفت.
تلویزیون نتوانست بعد از انقلاب در زمینه مفاهیم دینی به یک وحدترویه برسد
وی بیان کرد: یکی از اصلیترین پروژههایی که بعد از انقلاب در حوزه رسانه بهویژه تلویزیون دنبال کردیم، رسیدن به یک رسانه دینی بود، اینکه رسانه بتواند مفاهیم دینی را به مخاطب انتقال دهد اما متأسفانه در این زمینه، بعد از گذشت چهل سال هنوز نتوانستیم به تعریف دقیقی از رسانه دینی برسیم.
تغییرات جامعه بر تلویزیون اثرگذار است
اقدسی در پاسخ به این سوال که نقش تبلیغات در اوایل انقلاب و تأثیر آن بر مخاطب به چه صورت بوده است، اظهار کرد: ما در سالهای اخیر با پدیده مصرف بیشتر مواجه شدیم، تلویزیون هم چیزی جدا از جامعه نیست؛ چراکه دارد در بستر آن کار میکند و تغییرات بیرونی بر آنچه در تلویزیون منتشر میشود، تأثیر میگذارد.
مقوله مصرف با تغییرات سیاسی کشور اهمیت بیشتری پیدا کرد
مسئول کمیته آموزش خانه مطبوعات استان خراسان ادامه داد: در یک دورهای قناعت و سادهزیستی گفتمانهای حاکم بر جامعه بود و سبک زندگی مردم هم بر همین اساس شکل گرفته بود. اما رفته رفته به واسطه تغییرات سیاسی که در کشور شکل گرفت و دولتهای مختلفی که با سیاستهای اقتصادی مختلفی روی کار آمدند، مقوله مصرف و تبلیغات اهمیت بیشتری پیدا کرد و سریال و برنامههای تلویزیونی ما به این سمت گرایش پیدا کردند.
اقدسی در خصوص تأثیر تلویزیون بر نگرش مردم و رفتار آنها، با اشاره به پژوهشی که در این زمینه انجام شده است، اظهار کرد: در دهه ۸۰ پژوهشهایی در زمینه ارزشها و نگرشهای ایرانیان توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در ۲۸ مرکز استان کشور انجام شده که در آن پژوهش رفتار فرهنگی ایرانیان در حوزه استفاده از رسانه، سینما و تئاتر بررسی شده است.
بین میزان استفاده از تلویزیون و گرایش به دینداری رابطه معنا داری نیست
وی ادامه داد: نتایجی که از این پژوهش به عمل آمده، بسیار جالب بود، اینکه بین میزان استفاده از تلویزیون و گرایش به دینداری، رابطه معناداری وجود ندارد، در شهرهایی مثل زاهدان، یاسوج، بوشهر که میزان تماشای تلویزیون خیلی زیاد بوده، گرایش دینداری مردم اختلاف معناداری نسبت به شهرهایی که میزان استفاده آنها از تلویزیون کمتر بوده است، ندارد
اقدسی تصریح کرد: نمیتوانیم، بگوییم که تلویزیون اثر قطعی بر مخاطب دارد، چراکه اگر به این صورت بود، طبیعتا شهرهایی که میزان استفاده آنها از تلویزیون بیشتر بود، میبایست گرایش بیشتری به دینداری نشان می دادند. بنابراین، عوامل میانجی در این پروسه مؤثر هستند، مانند ساختار فرهنگی یک شهر یا استان. بنابراین رسانه جمعی و تلویزیون، یک عامل کافی و ضروری نیست بلکه عوامل میانجی بسیار در پروسه ارتباطی مؤثر هستند.
اقدسی ادامه داد: میزان تماشا، ویژگی اجتماعی و نیازهای مخاطب در دریافت پیام رسانهای کاملا مؤثر هستند؛ اگر میخواهیم داوری در خصوص نقش رسانهها یا پیامهای آن داشته باشیم، باید به تنوع مخاطبان خود و دریافت متفاوت هر کدام از آنها از تلویزیون توجه کنیم.
انتهای پیام.