سیدمهرداد موسوی، روانشناس و مشاور خانواده در همدان در گفتوگو با ایکنا از همدان، اظهار کرد: بیگمان بهترین روش تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازهای روحی و روانی اوست، راه وحی بوده و قرآن کریم آئین خود را بهترین آئین تربیت برای کل بشر معرفی کرده است به طوریکه خداوند در این زمینه قرآن میفرماید «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا؛ قطعا این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مىنماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مىکنند مژده مىدهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود»(اسراء/آیه 9)
موسوی اضافه کرد: با توجه به آیه مذکور و برخی آیات و داستانهای قرآن کریم به زیبایی میتوان متوجه شد که انسان ذاتاً الگوطلب و الگوپذیر است، از این رو، یکی از بهترین و کوتاهترین روشهای تربیت، تربیت عملی است که حال هر اندازه این تربیت با کمال و پر جاذبه باشد کارآیی بیشتری خواهد داشت.
این روانشناس ادامه داد: جوانی دورهای حد فاصل بین نوجوانی و میانسالی است، هرچند که محدوده سنی نوجوانی با محدوده سنی دوران جوانی متفاوت است اما خصائص، علائم و ویژگیهای آن دوره کم و بیش مشابه، نزدیک و همانند یکدیگر است.
وی گفت: یکی از اساسیترین ویژگیهای کودک یا حتی نوجوان وابسته بودن اوست، این وابستگی تنها وابستگی عاطفی نیست، بلکه در بروز رفتارها نیز نوعی مقلد و وابسته به شمار میآید، در تصمیمگیریها نیز مستقل عمل نمیکند و به گونهای احساس وابستگی میکند، اما جوان حس وابستگی ندارد و از تعلق و وابسته بودن گریزان است، او میخواهد خود بیاندیشد، خود تصمیم بگیرد و خود رفتار کند.
موسوی بیان کرد: حال شاید رفتارها و تصمیمهای او نادرست باشد اما به دلیل حس استقلال طلبی او، همه عوارض این گریز از تعلق را، میپذیرد و بر پای خویش میایستد، اگر والدین یا افرادی که با او در ارتباط است به دلیل شخصیت مستقل جوان، او را همواره به خود واگذارند، جوان دچار مشکل میشود و شاید این ویژگی مثبت او به یک اثر نابهنجار مبدل گردد از سویی عدم اعتماد به جوان و با زبان کودکانه با او سخن گفتن و در همه امور او، دخالت کردن نه تنها اثر مثبتی بر جای نخواهد گذاشت، بلکه او را عصیانگر و پندگریز نیز خواهد ساخت.
احساس هویت مهمترین رویداد دوران جوانی است
این مشاور خانواده عنوان کرد: همچنین کسب احساس هویت مهمترین رویداد دوران جوانی است هویت به این معناست، که شخص بداند کیست و مقصدش کجاست، رشد هویت که باعث تمایز فرد از سایرین میشود دارای چهار جنبه اصلی شامل مجموعه باورها و اعتقادات فرد، انتخاب حرفه و نقش شغلی، نقشهای اجتماعی در میان همسالان و خانواده و جامعه، ازدواج و زندگی خانوادگی او است.
وی یادآور شد: دوره هویتیابی با فاصله گرفتن از خانواده و تلاش برای استقلال خود، آگاهی و انتقاد از خود، خیال پردازی و آزمایشهای واقعی و حس رقابت و کسب تجارب از طریق ایفای نقشهای مختلف همراه است همچنین هیجانها و عواطف جوانان در تمام فعالیتهای آنان به ویژه در محیطهای آموزشی نقش به سزایی ایفا میکند، هرگاه برنامههای محیطهای آموزشی به نحو احسن متناسب با استعداد و علاقه جوانان طراحی شود، انرژی آنها در مسیر مطلوبی هدایت خواهد شد که این امر مستلزم برنامهریزی همه جانبه و دقیقی در این حوزه است، یادگیری همان اندازه که یک امر ذهنی و هوشی است یک امرعاطفی نیز است.
موسوی ابراز کرد: جوانانی که از لحاظ هویت به جایگاه خوب و مناسبی دست مییابند کسانی هستند که در آینده به خوبی از مسئولیتهای فردی و اجتماعی برخواهند آمد، در کشور انگلستان فرد پس از 18 سالگی به صورت مستقل زندگی خود را آغاز میکند اما متأسفانه در کشوری مانند ایران، فرد حتی در سن 40 سالگی نیز همچنان والدین در امورش دخالت میکنند باید این نکته را دانست که پس از سن 18 سالگی دیگر فرد کودک به شمار نمیآید بلکه به شخصیتی مستقل دست یافته و باید او را به رسمیت شناخت.
اصلاح رفتار و گفتار نادرست جوان به صورت غیرمستقیم اعمال می شود
این روانشناس اظهار کرد: اصلاح رفتار و گفتار نادرست جوان، با توجه به ویژگیهای شاخص این دوران که در مطالب بالا ذکر شد، باید به صورت غیرمستقیم همراه با برنامههای مختلف فرهنگی و هنری باشد چرا که جوان پندگریز و مخالف با زور و اجبار است، در حدیثی زیبا از نبی اکرم(ص) به این امر مهم اینگونه اشاره شده است «فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است».
وی خاطرنشان کرد: فرزند در هفت سال اول زندگی سرور است و به حرفها و خواستههای فرزند او توجّه داشت اما در هفت سال دوم که از بازه زمانی هشت سالگی تا چهارده سالگی است باید فرد در این دوران فرمانبردار باشد و از سن پانزده سالگی تا بیست و یک سالگی که سن نوجوانی رو به سن جوانی اوست، باید به عنوان وزیر و یا به عبارتی در اموری فرزند را مورد مشورت قرار داد، در واقع انسان در این سه دوره میتواند به مرحلهای برسد که به مرحله کمال نقش آفرینی نزدیک شود.
موسوی یادآور شد: امام علی(ع) نیز میفرمایند «فرزند تا سن هفت سالگی سرور است، در سن هفت تا 14 سالگی عابد و فرمانبردار است، در سن 14 الی 21 سالگی باید در امور با او مشورت کرد و در سن 21 سالگی در نهایت یا دوست تو خواهد شد و یا دشمن.»
انتهای پیام