
محمدمهدی جعفری در گفتوگو با ایکنا از اصفهان اظهار کرد: اسلام معتقد به آزادی انسان در چارچوب یکسری از اصول و عقاید است، یعنی آزادی انسان مطلق نیست، مشروط است. قرآن میفرماید که ما آیات خود را با دلیل و برهان عرضه میکنیم، کسانی که میخواهند حقایق را بپذیرند و انسانیتشان زنده بماند، باید از روی بینه و دلیل روشن باشد و کسانی هم که نمیخواهند این حقایق را بپذیرند، آنها هم باید بینه و دلیل روشن داشته باشند.
وی افزود: اگر بینه وجود داشت و حق و باطل کاملا از هم تمیز داده شد، آن وقت انسانها آزادند که اختیار و انتخاب کنند. قرآن خطاب به پیامبر(ص) میفرماید:«فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ؛ پس تذكّر بده كه همانا تو تذكّر دهندهاى و بر آنان سيطره و تسلّطى ندارى (كه به ايمان آوردن مجبورشان كنى)». وقتی مسئله برای افراد روشن شود، خودشان انتخاب میکنند و دیگر خود و خدایشان میدانند، اینجاست که قرآن میفرماید:«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ...؛ در (پذيرش) دين، اكراهى نيست. همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است...».
انسان در انتخاب عقیده مشروط به اقامه دلیل و برهان، آزاد است
این پژوهشگر قرآن و نهجالبلاغه بیان کرد: هر کس میتواند عقیدهای را که میخواهد انتخاب کند، اگر آن عقیده مطابق حق باشد، راه تعالی و کمال را در پیش گرفته و اگر راه باطل را انتخاب کرده، از روی آزادی این کار را انجام داده است و خود در نابودی خویش نقش دارد. «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ» به معنای آزادی عقیده است؛ نه قرآن، نه پیامبر اکرم(ص) و نه ائمه(ع) هیچ کدام مانع آزادی بیان نشدهاند، به خصوص امیرالمؤمنین(ع) که از نظر عقیدتی، سیاسی و اجتماعی به مخالفان خود آزادی بیان میدادند؛ اگر دلیل داشتند، با دلیل با آنها برخورد میکرد و اگر برای مخالفت خود دلیل نداشتند، در این صورت نیز از آزادی بیان برخوردار بودند، یا قانع میشدند، یا راه خود را در پیش میگرفتند.
جعفری تصریح کرد: در دین اسلام آزادی عقیده وجود دارد و شخص میتواند با دلیل و برهان انتخاب کند. کسی که راه حق را در پیش گرفت، باید در چارچوب حق حرکت کند، این آزادی، مطلق نیست، بلکه به یکسری از اصول و مبانی پایبند است که در چارچوب آنها آزادانه حرکت میکند. رسول به معنای آزادکننده و رهاییبخش است، پیامبر مبعوث میشود تا انسانها را از پرستش شیطان آزاد کرده و به پرستش خدای رحمان درآورد که این پرستش به معنای آزادی از هر قید و بند زایل شدنی است.
وی با بیان اینکه دین یک مفهوم کلی و عام است، افزود: وقتی گفته میشود«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ»، منظور از دین، اصول عقاید از جمله اعتقاد به توحید، معاد و عمل صالح است. کسی که خود را متعهد به حرکت در چارچوب دین دانست، باید به سه اصل توحید، معاد و عمل صالح پایبند باشد، البته اصول دیگر نظیر نبوت و امامت و فروعی چون مسائل اجتماعی، معاملات و روابط افراد با یکدیگر نیز وجود دارد. آزادی این نیست که انسان همه حقوق را برای خود بخواهد، بلکه باید حقوق دیگران را نیز در اجتماع رعایت کند.
دخالت حکومت در مسائل اعتقادی مردم، واکنش منفی آنها را در پی دارد
این پژوهشگر قرآن و نهجالبلاغه اضافه کرد: انسان از نظر عقیده و اندیشه کاملا آزاد است و در روابط اجتماعی باید حقوق دیگران را رعایت کند که همه اینها را خداوند در قرآن بیان کرده است و فقها تنها جزئیات و مصادیق امور را بیان میکنند که گاهی ممکن است صحیح و زمانی نیز نادرست باشد و بستگی به شرایط زمانی و مکانی دارد.
وی اظهار کرد: حاکم جامعه نباید بیش از آنچه که قانون خواسته، از مردم انتظار و درخواستی داشته باشد. حقوق مردم در قانون اساسی و قوانین عادی مشخص شده است و مردم و حاکمان باید در چارچوب قانون عمل کنند. مسائل فکری و اعتقادی مردم، مسئلهای میان انسان و خدا است و اگر حاکمان بخواهند در این زمینه دخالت کند، مردم واکنش منفی از خود نشان میدهند، که به نوعی جامعه دچار بیقانونی و محدودیتهای غیر انسانی میشود که به هیچ وجه مورد رضای دین نیست.
جعفری تصریح کرد: لازمه تأمین آزادی، آگاهی و افزایش سطح فرهنگ جامعه از نظر دینی و سیاسی است. اگر مردم از فرهنگی متعالی برخوردار بوده و نسبت به مسائل آگاهی داشته باشند، کسی نمیتواند آنها را محدود ساخته و آزادیشان را سلب کند. مردم به لحاظ قلبی عقیده و اندیشه مطالباتی خواهند داشت که ارتباطی با دولت و حکومت ندارد و مسئلهای میان آنها و خدایشان است، به لحاظ اجتماعی نیز باید مطالبات خود را از طریق قانون پیگیری کنند و دولت را وادارند تا آزادیهای مصرح در قوانین را به رسمیت بشناسد.
انتهای پیام