کد خبر: 3760933
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۰

نگاهی به روش‌های آموزشی در سیره نبوی

گروه فرهنگی ـ طرح سؤال، برانگیختن حس کنجکاوی، شگفتی‌آفرینی، تکرار، استناد به تاریخ، تعلیم غیرمستقیم، آموزش از راه دیدن و شنیدن(سمعی و بصری)، تشبیه و تمثیل، شکار فرصت، از شیوه‌های آموزشی رسول خدا(ص) در جهت تعلیم و تربیت مردم است.

نگاهی به روش‌های آموزشی در سیره نبوی

به گزارش ایکنا از لرستان، در هر کار سنجیده و هدفمند، «روش» اهمیت فراوانی دارد، در آموزش نیز، «روش» بسیار مؤثر است.تنوع روش‌ها و به‌کار بستن انواع شیوه‌ها به تناسب فضا و مکان و روحیه مخاطب، امر آموزش را به پیش می‎برد.
امروزه در روان‌شناسی آموزشی، به آموزگاران تعلیم می‎دهند که متناسب با سطح فکر و روحیه افراد، مطالب خود را منتقل کنند.این مهم را پیامبر گرامی اسلام(ص) در قرن‌ها پیش به‌کار می‌بست.چنان‌که منابع تاریخی و مجامع روایی نشان می‎دهد، آن بزرگوار در امر آموزش، از روش‌‎های گوناگونی بهره می‎جسته که تنوع آن، تابع امکانات موجود، منابع اقتصادی، مقام سخن، طبیعت موضوع و شان مخاطب بوده است.آن حضرت از هر وسیله ممکن برای تفهیم آموزه‌های خویش؛ از ساده‌ترین وسایل و امکانت تا دقیق‌ترین روش‌های ابتکاری و ابداعی بهره می‎گرفت.
طرح سؤال
اگر درس و آموزش با طرح سؤال ، آغاز شود، مخاطب به کنجکاوی و تلاش، واداشته می‎شود و با همین حالت، آماده پذیرش مطالب استاد می‌گردد.معلمان موفق همواره می‎کوشند پیش از ورود به ساحت اصلی درس، ابتدا بدین روش، فراگیران را در فضای آموزش و موضوع درس قرار دهند.رسول خدا(ص) برای جلب توجه حاضران نشاندن مطلب در عمق جان ایشان و تاثیر درازمدت آن به فراوانی ازاین روش، بهره جسته است.
از نظر پیامبراکرم(ص)، مسلمانان همواره چون درختان سبز، با نشاط وطراوت است و این ویژگی از او جدا نیست.آن حضرت برای آموزش این حقیقت با طرح این سؤال، از اصحاب چنین فرمود: «برخی از درختان، برگ‌هاشان نمی‌ریزد و همچون مسلمان بانشاط و خرم‌‌اند.اینک بگویید: این کدام درخت است؟حاضران ذهنشان به جاهای متعدد رفت و از پاسخ این سؤال درماندند و پرسیدند: ای رسول خدا، این کدام درخت است؟ فرمود: نخل».(شهید ثانی، منیًة المرید، ص 91 و صحیح مسلم، ص 1178)

برانگیختن حس کنجکاوی
یکی دیگر از شیوه‌های آموزشی رسول خدا(ص) در جهت تعلیم و تربیت مردم، کنجکاو کردن مخاطبان برای فهم مطالب مهم بود.آن بزرگوار برای این‌کار، گاه مطلبی را ناتمام می‎گذاشت یا عملاًً مبهم بیان می‎کرد تا حاضران با تلاش فکری خود، به عمق موضوع پی ببرند و در ذهن و ضمیرشان، نهادینه شود.روزی به اصحاب فرمود: برادر خود را یاری کنید؛ چه مظلوم باشد و چه ظالم.یکی‌از حاضران گفت: ای رسول خدا، اگر او مظلوم باشد البته یاری می‎کنیم، اما ظالم را چگونه؟ فرمود: او را از ستم و تعدی بازدارید» (المحجة البیضاء، ج 5، ص 194)
روزی در جمع اصحاب فرمود: «چون نگاه‌تان به سبزه‌زارهای بهشت افتاد، از آن بهره گیرید.پرسیدند: سبزه‌زارهای بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر؟».(وسائل الشیعه، ج، 7، ص 231)
زمانی دیگر چنین فرمود: «آیا شما را از چیزی آگاه ننمایم که لغزش‌هایتان را محو و گناهان‌تان را از میان بردارد؟ گفتند: آری، ای رسول خدا.فرمود: ساختن وضویی به کمال در شرایط دشوار و رفتن به‌سوی مسجد با گام‌های بسیار و از پس هر نماز، انتظار نماز دیگر بردن».(ارشاد القلوب، ج 1، ص 184)
پیامبر گرامی اسلام(ص) گاه به‌لحاظ اهمیت موضوع و به‌منظور انگیختن تامل و اندیشه مخاطب و ایجاد بیم و امید و تحریک حس کنجکاوی او، کلام خویش را بسی مجمل و سربسته بر زبان می‌راند و بی هیچ توضیح و تفسیری، کشف و دریافت آن‌را به ذهن و اندیشه مخاطب و حدس و درایت وی می‎سپرد.این شیوه در فن بیان، صنعتی معتبر و در غایت حُسن و اتقان است.مثلاً فرمود: «اگر آن‌چه را من خبر دارم می‎دانستید اندک می‎خندیدید و بسیار می‎گریستید»(کافی، ج 5، ص 332) روشن است که این سخن، حکایت از خطری جدی و بزرگ دارد، که در کمین آدمی دام گشوده است.اما این کدام خطر هولناکی است که آگاهی بدان، خنده را از لبان آدمی می‎زداید و دیدگانش را گریان می‎سازد؟ آیا این همان نفس اماره و به تعبیر حضرت، بزرگ‌ترین دشمنی نیست که در درون ما، منزل دارد؟ به موجب این هشدار، آن‌که همواره از سر غفلت و شادمانی می‎خندد به یقین از این فاجعه، بی‌خبر است.
شگفتی‎آفرینی
ازجمله شیوه‌های مؤثر بر ذهن مخاطب که در فن خطابه و تدریس مورد استفاده قرار می‎گیرد، اتخاذ زاویه انحراف در بیان مطالب است؛ بدین معنا که گوینده برخلاف انتظار و باور مخاطب، مطلب یا خبر شگفتی را بر زبان می‎راند و او را به تعجب وامی‎دارد تا مقصود اصلی خویش را اظهارکند.بررسی سیره آموزشی و تعلیمی پیامبراکرم(ص) نشان می‌دهد که ایشان در آموزه‌های دینی و اخلاقی خویش به‌خوبی از این روش، بهره جسته است.برای نمونه، ایشان ضمن مجموعه‌ای از سفارشات خود به ابوذر فرمود: «گاه آدمی مرتکب گناهی می‎شود و به‌سبب همان گناه وارد بهشت می‎شود! ابوذر با شگفتی پرسید: چگونه ای رسول خدا؟! فرمود: آن‌گاه چندان در نظر او قرار می‎گیرد و از آن به خدا پناه می‌برد تا گام به بهشت نهد».(مستدرک الوسائل، ج 12، ص 114 و 139 و امالی طوسی، ص 529)
تکرار
قوه یادگیری و سطح هوشی همه مخاطبان، یک‌جور نیست؛ بعضی قوی‌ترند و زود مطالب را فرامی‎گیرند و برخی متوسط و عده‌ای ضعیف‌اند، لذا استاد هوشمند و مسلط با استفاده از روش تکرار و تاکید می‎کوشد تا همه مخاطبانش با هر درجه هوشی، مطالب را بفهمند.علاوه‌بر آن، با استفاده از این روش، اهمیت موضوع را برساند.گاه سخنی که تکرار می‎شود و بر آن تاکید می‎گردد، نشان آن است که از اهمیت بالایی برخوردار است.پیامبرگرامی اسلام در آموزش مطالب خویش از این روش بهره می‎جست؛ مثلاً در مورد اهمیت نماز با اتخاذ روش «تکرار» بر اهمیت آن تاکید کرده است: «مردی از آن حضرت پرسید: برترین کارها چیست؟ فرمود: نماز، پرسید: دیگر چه؟ فرمود: نماز.پرسید: بعد از آن؟ فرمود: نماز و بدین‌سان، سه بار این پاسخ را تکرار کرد».(الدار المنثور، ج 1، ص 296 و مسند احمدبن حنبل، ج 2، ص 172)
استناد به تاریخ
از روش‌های مؤثر پیامبر(ص) در آموزش تعالیم دینی، بهره جستن از تاریخ بود.ایشان برای این‌که نکته‌ای را حسی و ملموس کند و سرگذشت مشترک انسان‌ها را بازنماید، آن‌چه را که بر پیشیمیان گذشته بود، یادآور می‎شد.این روش کارآمدی بود که اصحاب را به تامل و بازاندیشی، وامی‎داشت، زیرا حوادث تاریخی، مجموعه‌ای از رویدادهای پراکنده و غیرمرتبط که برحسب اتفاق، رخ داده باشد نیست، بلکه مجموعه‌ای متصل و مرتبط بوده و تابع قوانین ویژه‌ای است که قرآن از آن با تعبیر «سنت» و «سنن» یاد می‎کند.
تاریخ، آینه شفافی است که رفتارهای اقوام و ملت‌های گذشته را به‌خوبی در خود، بازتاب می‎دهد و امروزیان می‎توانند سرانجام کارهای خود را در آن ببینند.به‌سبب همین تاثیر است که پیامبرخدا(ص) در مواقع لزوم از این گنجینه، بهره می‎گرفت.ایشان هرگز به داستان‌سرایی و نقل وقایع تاریخی نمی‎پرداخت بلکه صرفاً با اشاره‌هایی کوتاه و کلی به احوال آن اقوام، مقصود خویش را برمی‎آورد.داستان شکست‌ها و پیروزی‎ها و فراز و فرود عزت اقوام و ملت‌ها، فرجام ثروت‌اندوزی دنیاپرستان و خودکامگی زمام‌دارن، ازجمله دروس ارزش‌مندی است که آن حضرت در برابر دیدگان مردم می‎گشاید.
قطع دست به‌خاطر اختلاس
زمانی یکی‌از زنان متشخص از اشراف قبیله بنی مخزوم، مرتکب اختلاس شد و پیامبر(ص) به جزای حد فرمان داد، جمعی از قریش، خود را به آن حضرت رساندند و گفتند: آیا دست بانوی شریفی چون این زن، برای جرمی ناچیز قطع شود؟ رسول خدا(ص) فرمود: «ملت‌های پیشین، بدان سبب نابود شدند که فرودستان را مجازات می‎کردند و از کیفر توانگران و اشراف، امتناع می‌ورزیدند».(مستدرک الوسائل، ج 8، ص 7)
آن حضرت، برای آن‌که مردم را به سرانجام مال‌دوستی و ثروت‌اندوزی هشدار دهد، سرگذشت پیشینیان را یادآور می‎شود و دو عامل مؤثر در عدالت اقتصادی آن روزگار، یعنی «مکیال و میزان» را عامل هلاکت و تباهی اقوام گذشته شمرد و فرمود: «همانا در شما دو خصلت است که امت‌های پیشین را به هلاکت رساند.گفتند: ای رسول خدا آن دو خصلت چیست؟ فرمود: پیمانه و ترازو.در بیانی دیگر به‌طور صریح و روشن، شیفتگی در برابر زر و سیم را عامل فروپاشی برخی از جوامع گذشته و موجب هلاک مسلمانان می‎شناسد و می‎فرماید: «همانا درهم و دینار، پیشینیان شما را هلاک کرد و آن دو هلاک‌کننده شما نیز هست».(کافی، ج 2، ص 316)
تعلیم غیرمستقیم
پاره‌ای مواقع، آموزش غیرمستقیم، بسیار ثمربخش است و مطالب را در عمق جان مخاطب می‎نشاند.در این روش، معلم بی‌آن‌که به موضوع و اهداف موردنظر خود، تصریح کند، مطلب را به‌گونه‌ای بیان می‌کند که مخاطب، تحت‌تاثیر قرار می‎گیرد.در نظام‌های آموزشی جدید، به آموزش غیرمستقیم، اهمیت زیادی می‎دهند و به‌عنوان روش کارآمد از آن، بهره می‎جویند.آموزگار بزرگ اسلام، حضرت محمدمصطفی(ص)، پاره‌ای مواقع در هنگامی‎که ضرورت داشت، از همین روش، سود می‎جست.
در سیره پیامبراکرم(ص)، بزرگواری و کرامت، موج می‌زند.نمونه‌های فراوانی در تاریخ از این صفت آن حضرت، نقل شده است.این بزرگواری‌ها و گذشت‌ها همگی آموزش‌های غیرمستقیمی بود که مردم را با آن تربیت می‎کرد.گاهی اگر کسی در محضر ایشان، حرف بی‌ربط و یا گزافی بر زبن می‎آورد با لبخند می‎فرمود: «او حرفی می‎زند!» یا اگر از کسی انتقادی داشت نمی‎گفت که:چرا فلانی این‌گونه است، بلکه تنها می‎فرمود: چرا برخی کسان چنین و چنان‌اند.
این شیوه آموزش غیرمستقیم، در سیره فرزندان آن بزرگوار هم وجود داشت؛ که داستان آن در زمینه آموزش غیرمستقیم وضو به پیرمردی که وضویش اشتباه بود خوانده‌ایم.
آموزش از راه دیدن و شنیدن(سمعی و بصری)
در روزگار جدید، آموزش سمعی و بصری، در نظام آموزش و پرورش، جایگاه ویژه‌ای یافته است، زیرا انسان گاهی از راه چشم و گوش مطالب را بهتر درک می‎کند.این روش را پیامبراکرم(ص) در انتقال آموزه‌های تربیتی، به اصحاب خود، به‌کار می‎گرفت؛ مثلاً برای یادآوری خطر «کوچک شمردن برخی از گناهان»، از پدیده‌ای ملموس و محسوس، بهره جست و آن‌را به زیباترین شکل، در عمق باور و وجدان یاران خویش نشاند.بدین‌صورت که روزی در صحرای خشک و بی‌آب و علف، از همراهان خواست تا هیزم گرد آورند و برای پختن غذا، آتش روشن کنند، اما اصحاب گفتند: ای رسول خدا در این بیابان، چوب و هیزم و علفی نیست.حضرت فرمود: شما تلاش کنید و هر کس به هر اندازه که می‎تواند فراهم آورد.یاران به راه افتادند و پس‌از مدتی هرکس اندکی هیزم آورد و همگی به روی هم ریخته و آن‌گاه، توده انبوهی به‌وجود آمد.
رسول خدا(ص) همین صحنه ساده و کوچک را اساس درس بزرگی قرار داد و فرمود: «گناهان آدمی نیز این‌گونه، اندک‌اندک، انباشته می‎شود.در ادامه، درس دوم را این‌گونه داد و فرمود: «از گناهانی که کوچک به نظر می‌‎رسد، پروا کنید».(کافی، ج 2، ص 288 و بحارالانوار، ج 70، ص 346)
تشبیه و تمثیل
در فن بلاغت، تشبیه، ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است و آموزگاران و نویسندگان و سخنوران زبردست از این صنعت، در جهت تاثیر بیشتر بر مخاطبان استفاده می‎کنند.راز زیبایی تشبیه در همانندی‌های پیش‌بینی نشده‌ای است که برای انسان کشف می‎کند و ذهن را با شگفتی و درنگ و تلاش، همراه می‎سازد و همین تلاش، منشا لذت هنری است.
زبان تمثیل و تشبیه، به میل و سرشت انسان، نزدیک‌تر و تاثیرش بسی، بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که گاه تاثیر یک تمثیل ساده و کوتاه در نفوس آنان، بیش‌از براهین و استدلال‌های منطقی است.
در سیره تبلیغی و آموزشی پیامبراکرم(ص)، عناصر داستان، تشبیه و تمثیل را فراوان می‎توان یافت، که با استفاده از آن‌ها آموزه‌های اخلاقی و دینی را به مردم منتقل کرده است کمااینکه نبی مکرم اسلام در مورد ضرورت امر به معروف و نهی از منکر و اهمیت احساس تکلیف اجتماعی در تمثیلی کوتاه فرمود: «شماری از مردم برای سفر دریا بر کشتی نشستند و هرکس بر جایگاه خویش قرار گرفت.چون کشتی به میان دریا رسید، یکی‌از مسافران با تبر به سوراخ کردن زیر پای خویش پرداخت.مسافران فریاد برآوردند که: چه می‌کنی؟ گفت: من به شما کاری ندارم، بلکه فقط جای نشستن خود را سوراخ می‎کنم.پیامبر(ص) افزود: در این حالت، اگر او را از این رفتار بازدارند، نجات یابند وگرنه، همگی هلاک شوند».(جاحظ، البیان و التبیین، ج 2، ص 18)
زمانی دیگر، تاثیر نمازهای پنج‌گانه را در تطهیر دل و تصفیه درون، چون نهر روان و زلالی می‎داند که آدمی هر روز، پنج نوبت، خویشتن را در آن، شست‌وشو می‌کند.(امالی مفید، ص 189، شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 204)
آموزش از راه همانندی امور به یکدیگر را می‎توان در این تشبیه بدیع پیامبر(ص) دید که ایشان الفت و نفرت مردم را به یکدیگر، که برخاسته از نجاتش و تنافر روحیات ایشان است، چنین به تصویر می‎کشد: «دل و روح مردم، چون لشکری بسیج شده است.روح‌های آشنا و هم‌‍سنخ به یکدیگر می‎گروند و روح‌های ناآشما و ناهمگون با هم اختلاف یابند».(صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 380)
شکار فرصت
پیامبر گرامی اسلام(ص)، معلم هوشیار و مسلطی بود که از فرصت‌ها و صحنه‌ها به‌خوبی بهره می‌برد و در بزنگا‌ه‌های تربیتی، تعالیم الهی را آموزش می‌داد.ایشان استاد ماهر استفاده از فرصت‌ها بود و عبرت‌ها را در صحنه‌های عملی، بیان می‎کرد.هیچ حادثه کوچکی از نگاه تیزبین و نکته‌یاب وی پنهان نمی‌ماند و از ساده‌ترین امور، آموزنده‌ترین دروس را پیش‌روی امت خویش قرار می‌داد و آنان را به دقت و تامل در هر حادثه و عبرت‌آموزی فرا می‎خواند.
زمانی نگاهش به مردی افتاد که بر زمین افتاده بود و مردم اطرافش جمع شده بودند.پرسید: چه خبر است؟ گفتند: دیوانه‌ای نقش بر زمین است و مردم به تماشا ایستاده‌اند.فرمود: او دیوانه نیست.آیا می‎خواهید که بگویم دیوانه کیست؟ گفتند: آری.فرمود: دیوانه واقعی کسی است که متکبرانه راه می‎رود و با غرور به اطراف می‎نگرد و شانه‌هایش را تکان می‎دهد.او دیوانه است و این مرد بیمار.(صدوق، الامالی، ج 1، ص 76)

انتهای پیام

captcha