محمد حیدرپور، جامعهشناس فرهنگی، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره نقد و انتقادپذیری اظهار کرد: یکی از موانع فرهنگی توسعهیافتگی جامعه ایران عدم انتقادپذیری جامعه است که باید در قالب مشکلی فرهنگی آسیبشناسی شود. برای مثال باید ببینیم دلیل اینکه حتی نخبگان و قشر فرهیخته جامعه مانند معلمان و استادان، که باید الگویی برای دیگران باشند، چرا انتقادپذیر نیستند.
وی ادامه داد: اگر فرد انتقادپذیر نباشد، هرگز متوجه کاستی و مشکلات خود نخواهد شد. در سطح کلان هم اگر نظام اجتماعی انتقادپذیر نباشد، متوجه کاستیهای خود نمیشود، بلکه ایرادهایش انباشته میشود که ممکن است حتی باعث باعث طغیان شود.
این جامعهشناس فرهنگی افزود: با دقت در تاریخ جوامع مختلف میتوانیم درسهای بزرگی را فرابگیریم، برای مثال نظام مارکسیستی نظامی بود براساس عقاید شخصی به نام مارکس؛ این نظام دیدگاهی مطلقبین و انتقادناپذیر داشت که قرار بود ظلم و استبداد را ریشهکن کند، اما به دلیل انتقادپذیر نبودن، سرنوشتشان پس از 75 سال به پایان رسید.
حیدرپور اظهار کرد: نظام لیبرال دموکراسی نیز کاستیهای فراوانی دارد، اما ویژگی مثبتی که تا به حال آنها را سرپا نگه داشته، انتقادپذیر بودن است. برای مثال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، آدورنو، جامعه شناسانی آلمانی، به دلیل اعتقاد به ایدئولوژی مارکسیستی باید به شوروی میرفت، ولی دانشگاه کلمبیا در آمریکا، مهد سرمایهداری، برای او دعوتنامههایی میفرستد که خودشان هم از این اتفاق متعجب میشوند. این افراد به آمریکا رفتند و پس از سقوط هیتلر به آلمان بازگشتند.
وی تصریح کرد: انتقادپذیری در سطح کلان اجتماعی باعث پیشرفت جامعه میشود و افراد اگر انتقادپذیر باشند، به عیب و کاستیهای خود پی میبرند و برای بهتر شدن گام برمیدارند. در تاریخ ما دورهای با حکومت ترکان آسیای مرکزی یا حکومتهای استبدادی شاهان در کشور وجود داشت که اجازه نمیداد افراد نظرهای خود را آزادانه بیان کنند. در دو انقلاب مشروطیت تا انقلاب بهمن 57 سعی کردیم قدرت را محدود کنیم تا مردم بتوانند خواستهها و انتقادات خود را در سطح کلان و در سطح فردی بیان کنند.
انتهای پیام