کد خبر: 3838447
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۸
استاد دانشگاه تهران:

علامه طباطبایی هیچگاه از بحث ادراکات اعتباری کوتاه نیامدند

گروه معارف ــ استاد فلسفه دانشگاه تهران یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی علامه طباطبایی را تکیه بر امر زندگانی به عنوان محور و آغاز مطالعات فلسفی و کوتاه نیامدن از بحث ادراکات اعتباری بیان کرد.

علامه طباطبایی هیچگاه از بحث ادراکات اعتباری کوتاه نیامدند

به گزارش ایکنا از قم، حمید طالب‎زاده امروز در نشست تخصصی تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تداوم آن در علوم انسانی اسلامی، در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در قم گفت: مقاله ششم علامه در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ظرفیت فوق‎العاده‎ای در حوزه‎های مختلف دارد.

وی افزود: ایشان این بحث مهم را مطرح کردند و علی رغم نقدهای شاگردان و دیگران داشتند هیچگاه این بحث را پس نگرفتند و تکمله‎ای را نیز بر آن بار نکردند؛ ما نیز به این میراث اصرار می‌کنیم که این بحث در سنت فلسفه اسلامی ما وجود محکمی دارد.

استاد دانشگاه تهران بیان کرد: این بحث از ظرفیت‎های خاصی برخوردار است؛ ایشان در آغاز بحث ادراکات اعتباری خود نکته‎ای را بیان می‎کنند که این بحث، استعاره و تشبیه است و در آنجا ابتدا از یک شعر استفاده می‎کنند.

وی گفت: ایشان بیان می‏کنند که عمل، تشبیه یک معادله است که با ملاحظه خواص و اوصاف مشبه به احساسات درونی بیدار می‎شود و یک سلسله معانی احساسی به سوی مشبه اضافه می‎کند.

طالب زاده یادآور شد: ایشان بیان می‎کند که استعاره، عاریت گرفتن معنی است که چیز دیگری را بفهمیم، یعنی مشبه‎به را عاریت می‎گیریم که در پرتوی آن معنی مشبه را بفهمیم؛ به عبارتی اعتبار، امر نامانوس را به واسطه امر مانوس درک می‌کنیم؛ حد امر مانوس را به امر نامانوس افاده می‎کنیم.

این استاد فلسفه بیان کرد: علامه طباطبایی از این مقدمه به فعالیت‎های عملی می‎رسد؛ فعالیت‎های عملی، به معنی زندگانی است؛ بحث اعتباریات مستقیما به بحث زندگانی بشر مرتبط است؛ محور تفکر و فلسفه و دین، زندگی است.

وی افزود: علامه طباطبایی از زندگی عملی و حیات به عنوان محور سخن می گویند؛ در اینجا است که یک فیلسوف اسلامی برای اولین بار از زندگی شروع می‎کند؛ تمام فلاسفه از شناخت شروع می‎کند و از عوارض ذاتیه وجود بحث می‎کنند ولی علامه طباطبایی از منشا زندگی سخن می‎گوید که این امر عالی و استثناء است.

طالب زاده بیان کرد: تمامی این مفاهیمی که در فلسفه و علم و مابقی معارف بشری است معطوف به زندگی است و به واسطه آنها انواع زندگانی شکل می‎گیرد؛ سپس وی در زندگانی به دو سطح اشاره می‎کند که سطح اول سطح طبیعی زندگانی ( جنس انسان) است که البته من این شان را به شان بی‏‎واسطه‎گی تعبیر می‏کنم.

وی با ذکر این مطلب که علامه بیان می‎کند که حیات طبیعی معروض یک سلسله عوامل علی و معلولی هستند، یادآورشد: از آنجایی که فصل انسان، نطق است و حیوانیت برای انسان ذیل فصل نطق میسر می‌شود، بنابراین تمام فعالیت‎های حیاتی ذیل نطق محقق می‎شوند.

استاد فلسفه دانشگاه تهران یادآورشد: علامه بیان می‎کند که این فعالیت‎های حیاتی 
به ضرورت از یک مبدا آغاز می‎شود، وقتی این فعالیت ذیل نطق آغاز می‎شود، این فعالیت به وساطت می‎رسد؛ ایشان بیان می‎کند که بی واسطگی را در عالم طبیعت می‌توان بیان کرد ولی این عرصه در خصوص انسان با وساطت معنی می‎شود.

طالب زاده با ذکر این مطلب که در اینجا عبوری از بی واسطگی به وساطت رخ می‎دهد و در میان فکر و تمام آن مقدماتی که به این مطلوب می شود واقع می‎شود و یک باید رخ می‎دهد؛ علامه در ادامه روشن نمی‎کند که این مفهوم ضرورت که در متن طبیعت است چگونه به مفهوم باید مبدل می‎شود.

وی افزود: منظور آن است که چگونه مفهوم ضرورت به باید مبدل می‎شود؛ باید به معنی ضرورت نیست بلکه به معنی انشاء است ولی به هر حال از بیان ایشان معلوم می‎شود که این ضرورت با یک تفصیل به یک امر عملی مبدل می‎شود؛ در بیان علامه، مطلب بسیار مهمی در خصوص حکمت عملی بحث می‎شود.

این استاد دانشگاه با ذکر این مطلب که حوزه حکمت عملی، ذیل حکمت نظری شکل می گیرد و در اینجا علامه طباطبایی ربط بسیار خوبی را بین این دو حکمت بیان می‎کنند، یادآورشد: در اینجا یک اعتبار شکل می‎گیرد یعنی معنایی به نام ضرورت ابتدا در ساحت طبیعی، پدید آمده و تقوم پیدا کرده و سپس معنابخشی شده در ساحت فعل و بایدی که میان این مطلوب و مقدمات برقرار است؛ سپس از این مرتبه فراتر می روند و در ساحت عمل به بحث علم می‎پردازند.

وی گفت: علامه طباطبایی بیان می‎کند که به شکل دائم به دنبال واقع می‎گردیم و هر کاری می‎کنیم که به واقع برسیم و در این رهگذر علم را به منزله کاشف از واقع، اعتبار می‎کنیم؛ علامه دامنه اعتبار رابه حقایق ماهوی نیز سرایت می‎دهند؛ در بیان علامه، علم در خدمت عمل و زندگانی در می‎آید.

وی با ذکر این مطلب که ضرورت است که در ابتدا در ساحت وساطت می‎آید و همه چیز را در ساحت خود می گیرد، عنوان کرد: عالم نیز در اینجا شکل می‎گیرد؛ این وجود که از ساحت طبیعت به ساحت وساطت می‎رسد به این دلیل است که در مرحله بی‎واسطگی با مفهوم وجوب مانوس هستیم و انس با مفهوم ضرورت است که در ساحت عمل به باید مبدل می‎شود؛ پس امر نا مانوس به واسطه امر مانوس معنی پیدا می‎کند.

استاد دانشگاه تهران بیان کرد: اعتباریات نحوی از فهم جهان است که ما به واسطه امر مانوس یا امر پیشینی، به فهم امر نامانوس می‎رسیم و امر مانوس در واقع ذات انسان و حقایق درونی او است؛ این امر نیز مقدمه فهم جهان است؛ علامه می‎گویند که ما علت و جوهر و کثرت و حدت را از خود می‎گیریم ولی این مساله یک امر روانشناختی نیست زیرا اگر روانشناختی بود، یک امر جزیی بود و نمی‎توانستیم به کلیت برسیم.

طالب زاده در پایان بیان کرد: اعتباریات ساحتی است که به جز فهم پیشینی راهی برای شناخت عالم و همچنین عمل و اقدام نداریم.

انتهای پیام

captcha