
محمود رضا رهبر قاضی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره سرمایه اجتماعی در جامعه، اظهار کرد: این مسئله که آیا سرمایه اجتماعی واقعا کاهش یافته یا نه، خود جای شک و شبهه دارد و منبع موثقی برای سنجش این مسئله موجود نیست. علاوه بر این، اگر هم فرض کنیم سرمایه اجتماعی کاهش یافته باشد، علت آن را میتوان مسائل اقتصادی دانست.
وی ادامه داد: مردم خود واقف هستند که علت بازگشت تحریمها چیست. ما چندین سال با آمریکا و کشورهای دیگر مذاکره کردیم و معاهدهای صورت دادیم و حالا آنها زیر این معاهده زدند. خوب دولت چه کاری میتواند در این خصوص انجام دهد؟ پس آگاهی بخشی در این مسئله برای مردم بسیار مهم است و صدا و سیما و مسئولین دولتی باید به مردم آگاهی داده و حتی اگر لازم شد جزئیات را نیز در اختیار آنها قرار دهند تا آنها قانع شوند علت اصلی بروز این مشکلات اقتصادی و تحریمها، طرفهای خارجی هستند که همه چیز را انکار کردهاند.
این عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان افزود: نکته بعد این است که شبکههای اجتماعی باعث شده که مردم به اطلاعات زیادی دست پیدا کنند، ولی این اطلاعات بعضا نادرست هستند و بعضی از کانالهای تلگرامی آگاهانه یا ناآگاهانه توسط افرادی اداره میشود که آگاهی کاذبی را به مردم القا میکنند. یعنی مثلا از ده خبر، هشت خبر آن نادرست است، در صحت یک خبر شبهه وجود دارد. چنین کانالهایی روز به روز در حال گسترش یافتن و تاثیر گذاشتن روی مردم هستند.
رهبرقاضی خاطرنشان کرد: شبکههای اجتماعی روی آگاهی مردم تاثیر میگذارند و یک آگاهی کاذب را به آنها منتقل کرده و ذهنیت و روان مردم تحت تاثیر آنها قرار میگیرد و این تغییر ذهنیت ناخودآگاه ممکن است حالت عینی پیدا کند و باعث شود که مردم در انتخابات شرکت نکنند. حال دولت باید تلاش کند اگر میتواند جلوی این کانالها را بگیرد، البته زمانی هم برای انجام این کار اقدام کرد، اما موفق نبود.
وی در خصوص تفاوت شبکههای اجتماعی امروز با اینترنت دیروز، گفت: اینترنت قدیمی یکسویه بود، تلویزیون هم یکسویه است، یعنی مخاطب تلویزیون را نگاه کرده و یا اخبار اینترنت را میخواند، اما دیگر نمیتواند نظر خودش را بیان کند. اما شبکههای اجتماعی دوسویه هستند، یعنی هم مخاطب و هم فردی که خبر را میرساند میتوانند با یکدیگر خبر رد و بدل کند.
رهبرقاضی تصریح کرد: دولت نیز باید چنین فضای دوسویهای فراهم کند.دولت باید محیط آزادی به وجود بیاورد که در آن مردم بتوانند با مسئولین یا نمایندگان ملت بحث و مناظره داشته باشند تا در اثر این گفتوگوها در یک فضای آزاد، آگاهی مردم افزایش پیدا کند. در واقع من فکر میکنم تنها راه مقابله با شبکههای اجتماعی که حالتی مخرب دارند، این است که آگاهیبخشی در فضایی دوسویه انجام شود.
وی اضافه کرد: مردم باید سوالات ایجاد شده در ذهنشان را بپرسند و دولت به این سوالات پاسخ دهد تا اعتماد طرفین افزایش پیدا کند. در حقیقت سرمایه اجتماعی عناصر مختلفی دارد که یکی از آنها همین اعتماد است. نظریهپردازان سرمایه اجتماعی اعتقاد دارند که یکی از عوامل تاثیرگذار بر این مسئله، شبکههای اجتماعی است؛ البته نه شبکههایی مانند تلگرام و واتسآپ، بلکه پیوندهای میان مردم.
این عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان تاکید کرد: هرچه پیوندهای میان مردم افزایش پیدا کند، اعتماد مردم به یکدیگر نیز افزایش پیدا خواهد کرد. پس اگر ارتباطات و پیوندها میان مردم و دولت افزایش پیدا کند، به صورت ناخودآگاه اعتماد اجتماعی نیز افزایش پیدا میکند. یکی از عناصر اعتماد اجتماعی نیز اعتماد سیاسی است، یعنی اعتماد مردم به دولت و اعتماد دولت به مردم. در واقع تا زمانی که مردم حرف نزنند، شاید حتی دولت از مشکلات آنها با خبر نباشد و مردم هم برای کسب آگاهی و پاسخ به پرسشهایشان به کانالهای تلگرامی مراجعه کنند.
رهبرقاضی در خصوص تفاوت انتخابات در ایران و کشورهای غربی، خاطرنشان کرد: در کشورهای غربی، انتخابات بین برنامههای مختلف کاندیداها صورت میگیرد و مردم آنچه را به نفعشان است انتخاب میکنند. در غرب سکولاریسم حاکم است، یعنی دین جایگاهی در مسائل سیاسی ندارد، اما در کشور ما اینگونه نیست. کشور ما مبتنی بر هنجارهای اسلامی بنا شده و اعتقاد داریم این ارزشهای اسلامی جهانشمول هستند و در همه حوزهها میتواند حضور داشته باشد.
وی گفت: در نتیجه رفتارهای سیاسی ما باید مبتنی بر ارزشهای دینی باشد و اگر میگوییم سیاست و مذهب با هم ادغام شدهاند، یعنی انتخابات نیز باید همینگونه باشد. در واقع انتخابات قبل از هرچیزی یک فعالیت دینی و در عین حال سیاسی است. یعنی ما در انتخابات شرکت میکنیم تا اولا نشان دهیم ارزشهای دینی و این نوع نظام سیاسی را قبول داریم.
رهبرقاضی اضافه کرد: انتخابات در غرب ماهیت سکولاریسم داشته و مبتنی بر انتخاب عقلایی است، یعنی مردم به خاطر نفع شخصیشان انتخابی را انجام میدهند، ولی در کشور ما مردم در ابتدا مقبولیتی برای نظام سیاسی قائل شده و یکی از کاندیداها یا گروههای سیاسی را انتخاب کرده و به آن رای میدهند.
این عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان با اشاره به دو گفتمان رایج کشور که اصولگرایی و اصلاحطلبی هستند، خاطرنشان کرد: تا به حال مشارکت در انتخابات در کشور بسیار خوب بوده و مشکلی در این زمینه نداشتهایم، حال بخش کوچکی از جامعه میگویند ما نه اصولگرا را قبول داریم و نه اصلاحطلب را، اما تا الان مشکلی وجود نداشته و حتی در آخرین انتخابات برگزار شده آمار مشارکت مردم بسیار بالا بود.
وی ادامه داد: حال اگر فرض کنیم که این دو گفتمان از این به بعد قادر به حل مشکلات نیستند؛ این مسئله در بسیاری از نظامهای سیاسی اتفاق افتاده است، در غرب حتی دموکراسی چندین بار بازتعریف شده است؛ زمانی دموکراسی لیبرال حاکم بود و بعدا کنار گذاشته شد و به جای آن سوسیال- دموکراسی به وجود آمد و پس از آن هم دموکراسی مشورتی ایجاد شد. پس اصولگرایان و اصلاحطلبان نیز میتوانند بازتعریفی از برنامههای خودشان داشته باشند تا بتوانند کارآمدتر شوند.
رهبرقاضی بیان کرد: امروزه نسل جدیدی روی کار آمده که شاید مطالبات متفاوتتری دارد. بیست سال پیش قشر تحصیل کرده ما چقدر بود و امروز چقدر است؟ تغییراتی که شکل گرفته باعث شده نسل جوان ارزشهای جدیدی داشته باشد و گفتمانهای سیاسی باید همه این مسائل را مد نظر قرار داده و باز تعریفی از برنامههای خودشان ارائه دهند که مردمپسندتر باشد.
انتهای پیام