
امام علی(ع) دریای بیکرانی از ایمان، علم، معرفت و آگاهی بودند که آموزههای آن حضرت برای همه زمانها و مکانها نجاتبخش و راهگشاست. خبرنگار ایکنا در سالروز شهادت امام علی(ع) گفتوگویی با حجتالاسلام حسین عزیزی، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان انجام داده که متن آن را در ادامه میخوانید:
ایکنا ـ مهمترین دغدغهها و آرمانهای امام علی(ع) بهعنوان امام و خلیفه مسلمانان چه بود؟
به نظر من مهمترین آرمانهای امام علی(ع)، بهصورت طولی و به ترتیب اولویت میتواند به این قرار باشد؛ بیشک، اولویت اول امام(ع)، اسلام بوده است. او حق خلافت خود را برای این هدف غائی فدا کرد. تأکیدهای فراوان امام علی(ع) به قرآن و سنت پیامبر(ص) نیز ناظر بر همین اولویت و دغدغه اساسی است. اولویت دوم امام، حفظ نظم و اتحاد و همگرایی اجتماعی است. گذشت امام(ع) از حق ولایت و نیز چشمپوشی او از برخی آموزههای دین میتواند بر همین اولویت دلالت بکند. شواهد بسیاری بر این اولویت دلالت دارد. برای مثال، حضرت از بدعت نماز جماعت تراویح که در آن روزگار طبق یک سنت برجای مانده از زمان عمر، عادت شده بود، چشمپوشی کرد. نمونههای قابل توجه دیگری از انحرافات وجود دارد که حضرت امیر(ع) به خاطر حفظ وحدت اجتماعی و جلوگیری از اختلاف و آشوب و فتنه، از اصلاح آنها چشم پوشیدند. علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار به شماری از آنها پرداخته است. این اولویت، سبب شد تا حضرت به عنوان رهبر جریان اپوزسیون در عصر سه خلیفه اول، هیچگاه دست به تنش سیاسی نزند، هیچگاه نصیحت و خیرخواهی و مشورت خود را از خلفا دریغ ندارد، هیچگاه به قتل و هتک خلفا راضی نشود، هیچگاه برای تضعیف خلفا با دشمنان بیرونی، دست دوستی ندهد، هیچگاه از جامعه قهر نکند و هیچگاه در تشدید تضادهای اجتماعی و ایجاد بحرانهای ساختگی نقش نداشته باشد، بلکه به پیشرفت امور اجتماعی و به دستگیری از مردم و نقد ناصحانه رفتار خلفا بپردازد. اولویت سوم امام(ع)، عمران و آبادی همهجانبه و عدالت اجتماعی است. اصل کرامت انسانی در کانون این اولویت، قرار دارد. یعنی آن حضرت در مفهوم عدالت، کاهش رنج انسانها و تأمین نیازهای ضروری آنها را در نظر گرفته است.
هیچ اثری در دست نیست که نشان بدهد آن حضرت چقدر به مقوله افتتاح ساختمان مسجد و دارالاماره و مانند آن بها داده است؛ به عکس، شواهد بسیاری در دست است که نشان میدهد، اولویت امام در حکمرانی، تأمین و تعمیم عمران و عدالت به همه سطوح اجتماعی است و به شدت از پرداختن به حواشی دیگر پرهیز دارد و از آنها دور باش میدهد. در یک سند تاریخی هست که امام(ع) والی خود را هشدار میدهد که در تعمیر دیوارهای شهر، باید به اصل تأمین عدالت و نفی هر گونه مظاهر ظلم توجه کند.
ایکنا ـ در طول تاریخ، چه وجوهی از حیات فکری و سیاسی اجتماعی امام(ع) مورد غفلت قرار گرفته است؟
به نظر من الگوی حکمرانی امام علی(ع) هم از منظر نهجالبلاغه و سخنان آن حضرت و هم از منظر سیره سیاسی آن حضرت در طول حدود پنچ سال حکمرانی، مورد غفلت قرار گرفته است. ریشه این غفلت، غفلت عموم مردم و سیاستمداران و دولتمردان از مقوله دین و دینداری است. این گونه تصور میشود که گویا، دین یک مقوله موقت و زودگذر و غیر جدی است و آنچه که باید جدی گرفت حیات بی مهار دنیاست. توده مردم و مدیران و دولتمردان، تعالیم جدی دین را جدی نمیگیرند. به این اضافه کنید، درد عمومی دنیاگرایی را که در روایات ما، از آن بهعنوان بیماری همه امتها یاد شده است. این بیماری، جدیتر از آن است که ما تصور میکنیم. پیامبر اکرم(ص) و نیز امام خمینی(ره) دو رهبر بینظیر انقلاب اسلامی، صریحاً فرمودند که دنیادوستی، سرمنشأ همه خطاهاست. به نظر من در جهانهای انسانی، هیچ مردی را نمیتوان یافت که باز هم مانند امیرمؤمنان(ع)، دنیاطلبی را به خاک سیاه نشانده و دنیاپرستان را آن چنان تقبیح کرده باشد. در اینجا نیز باید از علی(ع) آموخت.
ایکنا ـ چه وجوهی از حیات تاریخی و سیره و منش امام علی(ع) میتواند در حل بحرانهای اجتماعی امروز مؤثر واقع شود؟
نکته دیگر، توصیه امام به حفظ دو بال نجات بخش همه جوامع، یعنی «تقوا و نظم» است. این دو کلید واژه به دو متغیر حیاتبخش اجتماعی اشاره دارد؛ اول، تقوا که عبارت است از پرواپیشگی و خویشتنداری و صبوری در مواجه با همه بایدها و همه نبایدها و دوم نظم که ناظر بر ضروت قانون و قانونگذار و سامانه نظارت و سیستمسازی است. بیشک، تقوا بدون نظامات اجتماعی درست، سر از تأویلهای نادرست و خودخواهانه و خوارجگونه در میآورد و نظم و قانون بیتقوا نیز به پیدایش یک نظم اجتماعی ماشینی خودخواهانه منجر میشود که در کوچکترین بحران، مانند بحران کرونا، غرب و بهویژه امریکا، کم میآورد و به بنبست میرسد. از همه مهمتر آنکه در چنین جامعهای، آنکه در رأس هرم قدرت سیاسی و اقتصادی قرار دارد، کاملاً از کنترل خارج و به حاکم مطلق العنان تبدیل میشود. تقوا در کنار نظم، بزرگترین عامل خودپایشی است که در اوج خودش به عصمت تبدیل میشود و اسطوره بیمانندی، مانند علی(ع) میسازد.
انتهای پیام