کد خبر: 3928908
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۲

چگونگی پیوند حافظ با موضوع عاشورا

چگونگی پیوند حافظ با موضوع عاشورا استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در دومین نشست علمی یادروز حافظ به ارائه مقاله خود با موضوع «واکاوی چگونگی پیوند حافظ با موضوع عاشورا و امام حسین(ع) و سخن از واقعۀ عاشورا در شعر حافظ» پرداخت.

به گزارش ایكنا از فارس، غلامرضا كافی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شامگاه دوشنبه، 21 مهر ماه در دومین نشست علمی یادروز حافظ كه به‌صورت مجازی برگزار شد، به ارائه مقاله خود با موضوع «واکاوی چگونگی پیوند حافظ با موضوع عاشورا و امام حسین(ع) و سخن از واقعۀ عاشورا در شعر حافظ» پرداخت و اظهار : این موضوع کمابیش مورد توجه و تحقیق بوده و می‌توان گفت از تحریرهای محل نزاع در باب حافظ بوده است، اینک قصد داریم در این باب یک بررسی منطقی و مستدل با موازین علمی- ادبی انجام دهیم.

وی افزود: حاصل درنگ ما می‌گوید، دو گونه تعشق و علاقه‌مندی خاطر، سبب برقراری چنین پیوندهایی با حافظ می‌شود، نخست  تعشق شیعی (خاصه نسبت به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و واقعۀ عاشورا که هیچ منظر دینی دیگری به این اندازه مورد توجه عموم نبوده است) و دوم تعشق ملی ـ ادبی به ساحت حافظ.

كافی با بیان اینكه هرکس که این دو مؤلفه را داشته باشد، خواهان برقراری یک پیوند از این قبیل با حافظ و اشعار اوست، افزود: دلایل گوناگونی سبب چنین اقداماتی می‌شود که بخشی از آن را در این مقال آورده‌ایم؛ برای نمونه شاید بتوان گفت این موضوع با اثبات پیوند حافظ با امام حسین(ع) شروع می‌شود که بحث اثبات مذهب حافظ است. 

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز ادامه داد: اثبات مذهب شیعه در عصر حافظ نسبت به قرن پیش و زمان سعدی کار آسان‌تری است، چه‌بسا که معاصران و معاشران حافظ، ابرازهای متقن شیعی و شیعگی دارند. برخی اشارات حافظ نیز در ابیاتش با نوعی صراحت و شجاعت همراه است که نمی‌توان گفت وی در بیان مذهب، بیان سلیس نداشته و یا صراحت کلام را از دست داده است. اما آن‌چه که پیداست، مظاهر شیعگی و به‌طور خاص نام ائمه(ع) در غزل‌های متقن حافظانه نیامده است مگر در یکی دو مورد که آن هم با کنایه به امام علی(ع) و حضرت صاحب‌الزمان(عج) بازمی‌گردد. اما این ابرازها در رباعیات ممکن است به شیوۀ آشکارتری نمود داشته باشد.

وی اظهار كرد: علت دیگر، اشعار شیعی مربوط به حافظ است، از جمله غزل معروف «ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش...» که سال‌ها نقش سنگ قبر حافظ بوده است که البته این غزل خیلی بی‌استناد نبوده و در نسخه‌های معتبری از جمله نسخۀ قدسی، مجلس، کتابخانۀ ملک و نسخۀ فریدون‌میرزا تیموری (که در واقع متعلق به قرن 9 و نزدیک به زمان حافظ است) ثبت شده است و یا بیت «تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا / جان و دل افتاده‌اند از زلف و خالت در بلا» که آن‌چه از این بیت برمی‌آید، باید متعلق به زمان تیموری و سبک وقوع باشد و یا بیت «آن‌چه جان عاشقان از دست هجرت مى‌کشد / کس ندیده در جهان جز کشتگان کربلا» که اشاره‌ای مستقیم به کربلا دارد و این غزل در نسخ معتبر متعددی آمده است.

كافی، سومین دلیل برقراری پیوند حافظ با موضوع تشیع و شیعه‌گری را، اقوال بزرگانی ازجمله علامه طباطبایی بیان کرد و افزود: آیت‌الله سعادت‌پرور در کتاب جمال آفتاب، برداشت‌های مذهبی ایشان از ابیات حافظ را جمع‌آوری کرده است.

استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز گفت: اشارات حافظ در قصیدۀ «فی نعت النبی» که در نسخۀ فریدون‌ میرزا تیموری ثبت شده است، یکی دیگر از دلایل است. حافظ پس از حمد و ثنای خداوند، در نعت پیامبر ابیاتی آورده است، (البته برحسب آن‌چه که از این قصیده در نسخ مکتوب بود، این قصیده دارای غلط ‌وزنی است). قصیدۀ دیگری که در منقبت معصومین(ع) سروده شده و در نسخۀ فریدون‌میرزا (ص699) ثبت شده و مسمط امام‌رضایی که در ص737 نسخۀ فریدون‌میرزا ثبت شده است.

این حافظ ‌پژوه، دلیل دیگر پیوند حافظ به موضوع عاشورا و فرانمود حافظ را، اشارات شرح‌ها دانست و گفت: در برخی غزل‌های مشکوک، صراحت‌های گفتاری در پیوند با این موضوع وجود دارد که گاهاً همین صراحت بیان، سبب توجه و از طرف دیگر نقد و نقض قرار گرفته است.

وی ادامه داد: علاوه ‌بر غزل‌های مشکوک، در برخی از غزل‌های حافظانۀ متقن نیز در شرح‌ها اشارات عاشورایی به چشم می‌خورد؛ مانند غزل آغازین حافظ با مطلع «الا یا ایها الساقی...» که در شرح سودی اشاره شده است که برگرفته از بیت عربی یزید بوده و همایون فرخ در شرح این غزل می‌گوید: این رندی حافظ است که پوشیده و با کنایه خواننده را به امام حسین(ع) ارجاع می‌دهد و نقل‌های ثقه از ارباب معرفت که حافظ را گرامی داشته‌اند و در هیئت عارف و با تأویل‌های عارفانه از ابیات، وی را با موضوع عاشورا و اهل بیت(ع) گره زده‌اند؛ از جملۀ این افراد، جناب رجبعلی خیاط در کتاب کیمیای محبت ص63 است که ایشان حافظ را از اولیای خدا می‌دانستند و از جایگاه رفیع او در برزخ خبر دادند و یا عارفانی نظیر کربلایی احمد تهرانی، سید ضیاءالدین درّی، جناب فتح‌الله‌پور، آیت‌الله سیدجعفر مجتهدی، آیت‌‌الله نجابت شیرازی و ... از جمله عارفان و افراد مشهور و ثقه‌ای هستند که سخنانی راجع‌به شیعگی حافظ و یا اشارات مذهبی- عاشورایی به ابیات حافظ را بیان داشته‌‌اند.

كافی تصریح كرد: دلیل دیگر، تأویل‌پذیری‌های شعر حافظ است که از آن می‌توان برداشت‌های ذوقی- ضمنی بسیاری داشت. حداقل در 30 غزل از حافظ، چنین تأویل‌پذیری‌هایی را می‌بینیم. مانند «یک قصه بیش نیست غم عشق...» که در کتاب حافظ و پیر مغان ص 54، تأویل به غم امام حسین(ع) کرده‌اند و استدلال حدیثی ایشان از این برداشت برگفته از حدیث «غم آل‌الله هرگز تکراری نمی‌شود» است و نمونه‌های دیگر. در برخی ابیات اشارات گمان‌برانگیزی وجود دارد که گاهی ذهن خواننده را به پیوند حافظ و عاشورا گره می‌زند، مانند: «زان یار دلنوازم...»، «رندان تشنه‌لب را...» و «سرها بریده بینی...» که البته اگر با ابیات قبل و بعد از خودشان مورد بررسی قرار گیرند، آن‌چنان پاسخ‌گوی گمانه‌های عاشورایی نیستند.

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز در پایان اظهار كرد: گاهی نیز جورچین‌های حساب ابجد است که ذهن خوانندگان را به برقراری رابطه‌ای مذهبی و عاشورایی با بیت حافظ سوق می‌دهد، مانند بیت «بلبلی برگ گلی خورد و گلی حاصل کرد...». در نهایت می‌توان گفت آن تعشق درونی است که علاقه‌مندان را به چنین انتساباتی واداشته تا سعی کنند پیوندی را میان این‌ها برقرار سازند.

انتهای پیام
captcha