مجید صادقی و سحر بهزادی، زوجی که این روزها در کنار یکدیگر در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا در تلاش برای بهبودی بیماران کرونایی هستند، این بار از ما یاری میخواهند. 
شیوع كرونا نه فقط بر وضعیت كسب و كارها و معیشت مردم دنیا بلکه بر سبک زندگی نیز تأثیری شگرف داشته است و طی 10 ماه اخیر اتفاقاتی را در دنیا شاهد بودیم كه شاید در ذهن هیچكس نمیگنجید. از سوی دیگر شیوع این بیماری موجب شكوفایی فرهنگ اصیل ایرانی ـ اسلامی شد و گواه این ادعا را میتوان در همیاری مردم به ویژه قشر ضعیف جامعه به دلیل كساد شدن وضعیت كسب و كارها مشاهده كرد.
هر روز اخبار متعددی درباره ایثار قشرهای مختلف مردم میبینیم و میشنویم اما در این میان ایثار كادر درمان، كه به حق مدافعان عرصه سلامت هستند، حكایتی دیگر دارد. شنیدن درددل آنها شاید كمترین كاری است كه میتوان برای این قشر زحمتكش و فداكار انجام داد.
در آستانه فرارسیدن شب یلدا و خطر اوجگیری دوباره ابتلا به كرونا، پای سخنان یک زوج پرستار فداكار از شهرستان نورآباد ممسنی استان فارس مینشینیم كه این روزها همسنگر یكدیگر و بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) خانه آنها شده است. میخواهیم روایتگر قصهای از جنسِ عشق، ایثار، امید و فداکاری باشیم.
مجید صادقی و سحر بهزادی از ابتدای شیوع ویروس کرونا به عنوان سوپروایزر و پرستار در بخش مراقبتهای ویژه(ایسییو) بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) در تلاش برای بهبود بیماران کرونایی هستند و به کودک چهار ساله خود آموختهاند که برای خدمت به مردم باید دوری از والدین را تحمل کرد.
ایكنا ـ ابتدا خود را معرفی كنید و بگویید چرا در این راه قدم برداشته و چگونه همچنان ثابتقدم ماندید؟
مجید صادقی، سوپروایزر بیمارستان نورآباد هستم. عشق به پرستاری باعث شد من و همسرم این رشته را انتخاب کنیم. شاید مهمترین دلیل این انتخاب برای ما، ایثار و حس مفید بودنی هست که در رشته پرستاری وجود دارد. از اینکه در عرصه تلاش برای مبارزه با کرونا هستیم، افتخار میکنیم. بهبودی روزافزون بیماران از عناصر مهم روحیهبخش برای ماست. هنگام بهبودیِ بیماران، آرامش و خوشحالی ما مضاعف میشود.
ایكنا ـ كمی از كارتان در ایام شیوع كرونا بگویید.
زیبایی کار این روزها در این است که در این لباس کسی شناخته نمیشود، نه چهره مشخص است و نه پست و مقام، همه با یک هدف مشخص کار میکنیم، یکرنگ برای از بین بردن ویروس کرونا و سلامت ماندنِ جانِ مردم تلاش میکنیم.
البته در این میان ممكن است شاهد اتفاقات ناگوار و ناراحتكنندهای هم باشیم بهعنوان مثال یكی از اتفاقات ناراحتکننده برایمان در این روزها، فوت پدرم در اثر ابتلا به کرونا بود، این موضوع شوک بزرگی به من و خانواده وارد کرد. من و همسرم به سهم خودمان تمام ثوابی که با انجام مسئولیتمان، شامل حالمان شود را به پدرِ مهربانم که آسمانی شد، تقدیم میكنیم.

ایكنا ـ خانم بهزادی، شما بهعنوان پرستار، همسر و مادر در ایام شیوع كرونا چگونه انجام وظیفه میكنید؟
یک پسر خردسال چهار ساله به نام آرسین داریم كه این روزها به دلیل اینكه من و همسرم دائماً در بیمارستان مشغول به خدمت هستیم، آن را به خانواده همسرم سپردیم البته رفتوآمدها به خانه خودمان بسیار محدود بود. پس از شیوع کرونا دوری از پسرم بیشتر شد، این دوری هر دوی ما را اذیت میکند.
ایكنا ـ كمی از حس و حال خود در رویارویی با بیماران مبتلا به كرونا بگویید.
با توجه به اینکه در بخش مراقبتهای ویژه مشغول خدمت به بیماران کرونایی هستم؛ در روزهای اول حجم بالای بیماران، اضطراب را در وجود کارکنان افرایش میداد، ارتباط خوبی بین بیمارانی که پر استرس بودند و پرستارانی که باید در اوج استرس، لبخند بر لب بر بالینشان حاضر شوند، باید صورت گیرد، افزایش مرگ و میر در طول شبانهروز یکی از مواردی بود که برای کادر درمان تازگی داشته و رعبآور بود.
ایكنا ـ شیرینترین و تلخترین لحظاتی كه در این ایام داشتید، چه زمانی بود؟
شیرینترین لحظات، روند رو به بهبود و افزایش علایم سلامتی و لبخند رضایت بیماران و دعای خیرشان در هنگام مرخص شدن از بیمارستان است و بدترین لحظات کاری خود، هنگامی است که دیگر کاری از دستمان برای بهبودی حال وخیم بیمار برنمیآید.
ایكنا ـ و كلام آخر
خدا را شکر روحیه تمام همکاران بالا است و به لطف پروردگار همه پرسنل بهداشت و درمان با تمام توان مشغول خدماترسانی و مبارزه با این بیماری هستند و کادر بهداشت و درمان تمام تلاش خود را در غلبه بر این بیماری بهکار گرفتهاند اما در آستانه فرا رسیدن شب یلدا و خطر بروز اوجگیری دوباره كرونا از مردم تقاضا داریم، كه كمی هم به فكر سلامتی خود، خانواده و اطرافیانشان و زحمات و ایثار مدافعان سلامت باشند و با پرهیز از دورهمیها و میهمانیها ما را برای خدمترسانی هرچه بهتر و بیشتر به هموطنانمان یاری دهند.
انتهای پیام